آخرین ماموریت مجاهد

پرسشهای بی پاسخ

گفتمان سیاسی و مبارزاتی «سازمان مجاهدین خلق ایران» همیشه یادآور یک دوران دردآور به هرز رفتن توان مبارزاتی مردم ایران، است. تاریخچه این سازمان تنها در چند سال نخست تاسیس خود آب و رنگ مبارزاتی را داشته است. در حالی که بقیه سالها، وجود آن حکایت از یک نیروی مزدور قابل خرید را میکند. به همچنین، بر اساس قوانین اسلام، یک گروه تماما نوکر معابانه، و یا به زبان ساده اسلامی، مجاهدین نمونه روشن یک گروه موالی هستند که برای ادامه زندگی ننگین خود تمام وقت و از جان و دل به اسلام خدمت میکند.

سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب ننگین اسلامی تاسیس شد و توسط عده ای از جوانان ملی-مذهبی از دل سازمان ها و احزاب وابسته و پیوسته به جبهه ملی ایران و نهضت آزادی ایران بیرون آمد. این سازمان با تشکیل «کمیته مشترک» نیروهای اطلاعاتی و امنیتی دولت شاهنشاهی ایران چند سالی پیش از انقلاب ننگین اسلامی تماما از نظر تشکیلاتی، همآنند «سازمان چریک های فدایی خلق» نابود شدند و عملا دیگر وجود نداشتد.

این سازمان پیش از انقلاب ننگین اسلامی نخست در خدمت به «اتحاد جماهیر شوروی» مستشاران آمریکایی را در ایران می کشت. پس از انقلاب و تجدید تشکیلات در خدمت به پسرعمو و دختر عموهای از نوع خمینی و بقیه، جوانان ایرانی را می‌کشت. پس از اینکه با دارو دسته خمینی بر سر تقسیم سینه و لنگ مرغ با همدیگر وارد دعوا میشوند، در خدمت به صدام حسین ایرانی کشی و کرد کشی را پیشه زندگی خود کردند. پس از آنکه دولت صدام توسط آمریکایی ها نابود میشود، در خدمت به آمریکایی ها و اروپایی ها قرار دارد. امروز در سالهای آخر عمرش تبدیل به باشگاه بازنشستگان انقلابیون اسلامی شده است و اگر دولارهای محافل سیاسی آمریکایی و اروپایی و بخصوص اگر دلارهای باقی مانده از صدام نبود، دیگر کسی یادی از آنها نمیکرد. اما میبینیم که هنوز از این سازمان یاد میشود. چرا؟

اجازه دهید به مجاهدین خلق برگردیم تا ببینیم این پازل مهم سیاسی حل نشده که امروز توسط نئوکانهای امریکا و متمولین و شاهزادگان سعودی و دارودسته نیویورکیها و سناتورهای امریکا حمایت همه جانبه می شود کدام بخش از قطعات پازل سرنوشت سیاسی ایران است که این روزها به سکوت معنا داری فرورفته است؟ براستی چگونه، سازمانی که نافش را با بمب و بمب گذاری بریده اند و برادر خونی تمامی گروههای تندرو اسلامی در منطقه خاورمیانه به حساب می آید آنهم با سیاستهای حمایتی نسبت به حماس و سابقه ضد صهیونیستی به یکباره ارتقاء ژنتیکی یافته، چتر و پرچم شیر و خورشید را در هوا می چرخاند و رهبرش “بمب سازی” را برای منافع ملی ایران مضر میداند با نخست وزیر اسراییل مخفیانه دیدار می کنند و در عین حال در آلبانی و در منطقه ای انباشته از زاغه های مهمات انبارشده روس ها خمپاره واکس میزنند و در یک برزخ نامعلوم انتظار می کشند؟

نقشه زاغه های مهمات روسی در آلبانی

اینها و پرسش های بسیاری دیگر مارا وادار می کند با کمی بررسی بیشتر بتوانیم به این معمای ۵۰ ساله و زخم کهنه پاسخ گفته و این تافته جدا بافته را بهتر بشکافیم.

در نگاه نخست رژیم جمهوری اسلامی دست به یک نوع پاکسازی در بین مسئولین خود زده است و از سوی دیگر سپاه پاسداران پس از الساق برچسب تروریسم یا رژیم که با وجود تحریمهای دیپلوماتیک، نظامی، اقتصادی و نفتی با تلاشی طنزآمیز در رسانه ها برای ایجاد یک قیام مردمی که همگان نیز آنرا حس کرده اند، لالمانی گرفته اند و درعین حال سعی دارند یکنوع براندازی را القاء کنند و گویی این حادثه احتمالا هیچ رهبر موقری نیز ندارد و روند وقایع سعی دارد بظاهر «شورشی خودجوش» را رقم بزند که مثال و شاهد آن نیز حوادث دیماه ۹۶ است، حال آنکه با داستان دستگیری حسن عباسی این پیام از طرف وزارت اطلاعات به بیرون ارسال شد که وقایع ۹۶ را خود وزارت اطلاعات و با همکاری آمدنیوز به اجرا درآورده است تامردم و جوانان از معادله حذف شوند. (خوب یادمان هست همان عکس العملی را که اوباما در قبال وقایع خرداد ۸۸ از خود نشان داد، همان سکوت را از ترامپ هم در قبال وقایع دی ۹۶ مشاهده کردیم.) پس بایستی بی رودربایستی گفت قدرتهای بیگانه به هیچ وجه تمایلی به تغییر رژیم در ایران خصوصا بدست خود مردم ایران ندارند.

پس دقیقا این بوی تغییرات از کجا است و اصل ماجرا از چه قرار است؟

نمونه سلاح ها و ادوات جنگی قابل سفارش و تهیه از آلبانی

از اینجا به بعد نویسنده خود را به “کوری” می زند و سعی هم ندارد لابلای خطوط را بخواند و تئوری توطئه مطرح کند، بلکه از روی صداهایی که از نقاط حساس سپهر سیاسی ایران و جهان به گوش می رسد، این طالع شوم را ترسیم کند تا به افق پیش رو دید پیدا کرده و ابهامات را رمزگشایی کنیم.

راکتهای ضد زره آر پی جی

از آنجایی که بیگانگان یک نظام دیکتاتوری تحت کنترل را به یک نظام مردمی آزاد ترجیح می دهند، مطمئنا قبل از هر اپوزیسیون دیگری برای ایجاد آلترناتیو بعدی قطعا اقدام کرده اند ضمن اینکه هرگز به نظامهای مشکل ساز گذشته نیز باز نخواهند گشت اما برای فریب اذهان عمومی و ایجاد بستر انقلاب مردمی قطعا بازگویی گوشه هایی از لحظات شیرین دوران پهلوی کارساز خواهد بود که این وظیفه را رژیم جمهوری اسلامی نیز با تبلیغات منفی و بخشی از نیروهای مجاهدین با تبلیغ مثبت بصورت نیروهای مخفی برعهده گرفتند. و اگر خوب دقت کنیم تامین مخارج همه این تبلیغات با سعودیها و از تلویزیونهای لندنی است.

از همین نقطه به سمت تکمیل پازلی پیش میرویم که توافق حاصل شده را تضمین می کند و آن همانا تضمینی در پشت دو پرده برای دو نیروی مطرح در نظر گرفته میشود. تضمین بقای جمهوری اسلامی در قالب یک رژیم سکولار دموکرات جدید اما با حفظ قدرت اطلاعاتی و امنیتی سابق در دست نیروهای مخلص تکنوکرات با حفظ شان روحانیت بی تقصیر و در پشت پرده ای دیگر دیدار مخفی اسرائیل با مجاهدین برای تضمین قرار گرفتن در بلوک قدرت.

در پشت هر دو پرده پول عربستان سعودی و تضمین امنیتی روسیه بچشم میخورد.

در واقع دو سناریوی تضمین شده برای جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق تبیین شده که هردو این نیروها گمان می کنند در راس یک دیکتاتوری هماهنگ با دول بیگانه حکومت خواهند کرد و هردو همزمان فکر می کنند دیگری خواهد سوخت. و قطعا در این میان هرگز جایی برای نیروی سومی نخواهد بود و تنها امتیازی که به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی پیشنهاد شده است استفاده از شازده رضا پهلوی در جمع تکنوکرات های آینده برای حفظ ظاهر و واقعی جلوه دادن شورش ها و رفراندوم های آتی است که نحوه فعالیت سوال برانگیز رضا پهلوی و ارتباطات مالی و سیاسی او با سعودی ها و سناتورهای آمریکا نیز در این میان مشخص میگردد.

اما این در حالی است که جمهوری اسلامی در زیر فشار و تهدید و تنها با تکیه بر تضمین روسیه و اطمینان از بسته بودن راه نفوذ مجاهدین به پذیرش این سناریو تن داده است اما رهبران مجاهدین چشم در چشم و روی در روی مقامات ارشد امریکا، سعودی و اسرائیل مورد مرحمت قرار گرفته اند و در انبارهای مهمات روسیه در آلبانی غلت میخورند.

به عقیده شما برد با که خواهد بود؟

انبوهی از تفنگهای کلاشنیکوف ارسالی به منطقه

اینجا همان نقطه ایست که سران جمهوری اسلامی و هیچ احد دیگری نمی‌تواند حتی تصور کنند نیروهای مجاهدین خلق برای قتل آخوند و سپاهی چگونه وارد تهران خواهند شد.

تهدید آمریکایی ها برمبنای فضای آزاد دوران گذار این فرصت را به نیروهای اپوزیسیون از جمله مجاهدین خواهد داد، اما چنین وعده ای برای مجاهدین خلق آب و نان نخواهد شد. قطعا آنها یک نقشه اساسی و تضمین شده برای ورود به ایران و انهدام رژیم در پایتخت برای بدست گرفتن قدرت احتیاج دارند، ولو این اقدامات در حین شورش نمایشی توسط وزارت اطلاعات با کمک نیروهای ثبت نامی در تمامی اعتراضات صنفی دوسال گذشته و حتی بازداشتی ها باشد.

نیروهای مجاهدین خلق مدتهاست پس از اقامت در آلبانی برای روس ها کار می کنند و با کمک دلالان اسلحه چه آمریکایی و چه عرب و ترک یا سیسیلی با تکیه بر تخصص میلیشیایی خود با بروزرسانی مهمات روسی دپو شده نیروهای مختلف شبه نظامی را از افغانستان تا کردستان ، عراق، سوریه و حتی فلسطین را تغذیه می کنند و این کار اعتبار ویژه ای را برای آنها در کنترل همین گروهها در دولت آینده ایران بهمراه خواهد داشت. فقط میماند ورود به خاک ایران و رسیدن به تهران.

پس اگر مجاهدین برادریشان را به روس ها اثبات کرده اند و با شاهین های آمریکا، سعودیها و اسرائیل هم هماهنگ هستند، تنها راه و نزدیک ترین راه به تهران پیاده شدن از ناوگان دریایی روس در سواحل شمال ایران است. چراکه قادر خواهند بود به راحتی از طریق اوکراین و با یک رشوه کوچک هرچه مهمات لازم دارند با خود حمل کرده و به روسیه برسند و از ساحل انزلی تا قزوین و تهران نیز راهی نخواهد بود. فقط میماند فریب ملاها توسط روسیه که احتمالا یک مانور نظامی مشترک بین ایران و روس در جنوب با کدهای رمز عملیاتی مشترک با ناوگان دریایی شمال این کار را ساده می کند و مجاهدین قادرند در یک بارانداز نظامی چه بسا با لباس سپاه پاسداران به راحتی تخلیه و پیاده گردند.

یکی از مسیرهای انتقال سلاح و مهمات از بالکان به سوریه

مجاهدین خلق با کمک بنی صدر قانون اساسی آینده را نوشته اند که در دست امیر فخرآور است که نشان می دهد فرانسوی ها بی جهت دهها عضو اپوزیسیون ایرانی را در فرانسه به کشتن نداده اند که رهبران مجاهدین و سایر رفقا جان سالم بدر برند و هرگز نبایستی گمان برد اروپایی ها در این دعوای زرگرها جایی ندارند.

مهمترین مطلبی که شاید بتوان به آن اشاره نمود که موجب فریب نیروهای امنیتی رژیم شده است آن است که هرگز و هرگز عوامل یک دستگاه ورشکسته در سیستم جدید جایی نخواهند داشت اما طمع ادامه حضور در قدرت آنها را وامیدارد تا قبر خودرا برای جلوس نیروی بعدی بکنند. در هر حالتی قتل عام عوامل رژیم جمهوری اسلامی به دست مجاهدین خلق قطعی است. ضمن اینکه رد پاهای دیده شده علی رقم چیزی که به نظر می رسد برای شکل بخشیدن به سیاست های آتی منطقه بر طبق امیال دولت های حاضر در میدان و تثبیت انگیزه های لازم در بین نیروی انسانی سازمان مجاهدین خلق اجتناب ناپذیر است. قطعا ملتی که سرامدان آن ها همواره برای بهشت و جهنم چرتکه می اندازند و مسخ ظواهر فریبنده دنیای مجازی هستند و حاضر نمی شوند تا به رسم پیشینیان شجاع خویش برای آزادی و ثروت و سامان مردم و سرزمین خود بجنگند، به تصمیم بیگانگان در تعیین سرنوشت خود سر فرو خواهند نهاد.

Comments are closed.