رنج خاموش ایرانیان یهودی

همیشه این سؤال مطرح بوده است که با توجه به عمق تنش میان اسراییل و جمهوری آخوندی و دشمنی چشمگیر بین هر دو دولت اما در اسراییل هیچ اپوزسیون یا پایگاهی برای ایرانیان مبارز و برانداز رژیم آخوندی هرگز شکل نگرفت حال آنکه اسراییل برخلاف برخورداری از حمایت همه‌جانبه آمریکا هم از شمال (با حزب‌الله لبنان) و جنوب (با گروه حماس) و شرق (بشار اسد دیکتاتور سوریه) و هم به‌واسطه نفوذ جاسوس‌های رنگ‌ووارنگ از فضای سایبری گرفته تا رسانه‌ها و حتی کابینه دولت اسراییل در محاصره نوچه‌های جمهوری اسلامی است و هرروز مورد تهدید و فشار قرار می‌گیرد و انگار این بازی تمامی ندارد تا جایی که انگاره ها را به سمت نوعی همراستایی پنهان در بازیهای سیاسی بین دو دولت در عین دشمنی سوق می دهد حال آنکه چنین بدیهی با معادلات جهانی و منطقه ای هرگز منطبق نیست و با سیاستهای گسترده و باز بین المللی جور در نمی آید. پس داستان چیست و کار از کجا می لنگد؟

این سؤال مهمی است و برای باز کردن این گره کور نخست باید کمی به عقب برگشت…

  از آنجایی که جمهوری انیرانی و فاشیست اسلامی که ابتدا قرار بود نقش کمربند سبز را در مقابل کمونیسم سرخ ایفا کند و از طرفی دنیا را جذب شعارهای دموکراتیک خود قرارداد و ضمن اینکه تولد این سیستم دنیا را از خطرات احتمالی یک ایران پیشرفته و پیشتاز نیز راحت می‌نمود، از سوی قدرت‌های غربی حمایت شد و با نمایش جذاب شورش ۵۷ سرکارآمد. اما  پس از به قدرت رسیدن با تکیه بر قوانین اسلامی، تقیه کرد، همه را دور زد و  سیاست خود را بر مبنای یهودی ستیزی چنان تنظیم نمود که تا امروز با وجود تمام ناکامی‌ها و شکست‌ها در تمام زمینه‌ها در منطقه جا خوش کرده است.

یکی از مهم‌ترین عواملی که در همان روزهای قبل از انقلاب ۵۷ برای آمریکایی‌ها و بسیاری از هسته‌های گلوبالیستی اهمیت داشت اخذ تضمین امنیتی و رفاهی ایرانیان یهودی بود که بعد از ملاقات داوود کاشی (آلیانس) با خمینی به آگاهی گلوبالیستهای یهودی رسید و همه را فریفت، که بی شک این اعتماد بیجا از خیانتبارترین تصمیماتی بود که یک مقام پرنفوذ می‌توانست در حق هم‌کیشان خود مرتکب شود و این رویداد سرچشمه ای شد برای فجایع بعدی که به آن خواهیم پرداخت.

خمینی و همدستانش زمانی که به این نقطه ضعف پی بردند از همان روزهای نخست همواره با تحت فشار قرار دادن جامعه یهودیان به شکل سازمان یافته و مافیایی نظیر اعدام، تهدید و ارعاب ، مصادره اموال ، جرم تراشی ، پولشویی و جاسوس پروری، همواره و در هر بزنگاهی با این کارت بازی کرده وهر غلطی هم دلش خواسته کرده و قطعاً طبیعی خواهد بود اگر این جنایات پنهان در کنار قرار و مدارهای پشت پرده نظیر ایرانگیت افشا و بازگشایی گردد، چنان گند سیاسی و شرمساری بین‌المللی ببار آورد که بلوک‌های قدرت هرگز قادر به اقرار و تحمل عواقب آن نبوده و مجبور هستند با اجرای نمایش های انحرافی و تنها با تکیه بر کارتهایی که خود رژیم در اختیار اسرائیل می گذارد بازی کرده و به مماشات با جمهوری اسلامی تن دهند. (حال اینکه تمرکز دولتمردان اسراییل بر کسب اعتبار لازم به برپایی حکومت یهودی به شکل یک نظام کلاسیک مذهبی برای فرار از احکام تکفیری دول ثروتمند اسلامی منطقه است که این موضوع نیز قادر به جذب و حمایت ملیت‌های یهودی در جهان نیست و مورد بحث ما نیز نیست هرچند همین نکته، برای جمهوری اسلامی برگ برنده دیگری ساخته است تا با وجود اختلاف مواضع با دول عربی در دمیدن به شیپور دشمنی با اسراییل به یک فصل مشترک نانوشته دست یابد.)

اینجاست که سال‌ها رنج خاموش ایرانیان یهودی و عدم توانایی آنان در تأمین حقوق اولیه خود بیشتر مشخص می‌گردد و می‌توان دریافت چرا یهودیان با اینکه به ظاهر در امنیت هستند اما همواره تحت فشار و فرامین صادره از اسراییل قرار دارند و امروز میدانیم که علت این رنج و فشار یک گروگان‌گیری سازمان یافته از سوی جمهوری انیرانی است که بسیار شرم آور است.

یهودیان به‌ویژه قبل از هجوم تازیان همواره در پهنه ایران بزرگ زندگی آزادانه و شرافتمندانه داشتند، از خویشاوندان خاندان‌های پادشاهی ایران بودند و بسیار در تجارت و اقتصاد تأثیر گذار، اما پس از تاخت و تاز تازیان و در پی آن رومیان تا جنگ جهانی در هر دوره به شکلی تحت فشار و ستم و آوارگی بوده‌اند که این گروگان‌گیری از سوی جمهوری اسلامی در این عصر جدید که دیگر نور علی نور است.

بایستی همواره به یاد داشت در هر گرایش و آرایه‌ای همیشه انتظار خیانت و فلاکت وجود دارد ولو برخلاف شواهد و وقایع خبری یا سیاست‌های روی پرده باشد.
فشار و رنجاندن گستاخانه و گسترده بهاییان و انفجار کنیسه یهودیان آرژانتین با وجود مدارک معتبر تحت مسئولیت عوامل سپاه قدس و حزب الله و در عین حال استیصال جامعه جهانی در حمایت جدی از حقوق قربانیان در کنار توجه به تهدیدات پنهان و آشکار رژیم در آسیب رساندن و قربانی کردن جامعه ایرانیان یهودی اینجاست که معنا پیدا می‌کند و از آن جمله است انفجارهای ساختگی در محلات یهودی نشین شیراز و اصفهان در گرماگرم جنگ فرسایشی ایران و عراق. چگونه می‌توان با وجود پدافندهای هشیار در مرکز ایران هواپیماهای عراقی به‌راحتی تا شیراز آمده و بمباران کنند و دست بر قضا این بمب درست در محلات یهودی نشین و چسبیده به کنیسه یهودیان فرود آید. به‌راستی عمق این خیانت‌ها و باج‌گیری ها تا آنجایی پیش می‌رود که اسرائیل را مجبور به مماشات و اجرای دیالوگ‌های ساختگی با رژیم چنان وادار ساخته که مقبول همه باشد و رسوایی سیاسی آن شورش ننگین ۵۷ سر باز نکند.
از این رو است که شوربختانه همه از خود صلب مسوولیت نموده و در براندازی رژیم آخوندی همه سیاست تعارف را پیشه کرده اند و مسوولیتها را به دوش مردم دربند ایران می اندازند و دستگاه اسلام نیز فرصت می یابد مارهای جدید را از آستین بیرون آورد و عده ای حتی در اسرائیل و لابیهای یهودی امریکا مجبور به همراهیش باشند. اما بی گمان انجمن پادشاهی ایران هرگز به ادامه این روند اجازه نخواهد داد و به مردم و جهانیان این نوید را می دهد که با اجرایی کردن طرحهای مهندسی شده و ادامه جدی راه مبارزه با خردورزی و همراهی خیل ایرانیان و ایرانیاران بویژه یهودیان ایرانی تبار اقتدار، سربلندی و دوستی باستانی را بازیافت و کار این رژیم صفاک و گجستک را یکسره کرد، همگان را از شر این راهزنان و باج خورها نجات بخشید و قطعا در این مسیر همکاری دولتمردان و سرآمدان بویژه در آمریکا و اسرائیل نیز لازم و ضروری است و بایستی با تمام توان در این مسیر قدم برداشت و اشتباهات گذشته را هرچند به قیمت قبول ریسک و پرداخت هزینه باشد جبران نمود. تاریخ مارا قضاوت خواهد کرد . هرگونه سستی و کژکاری جز میدان دادن به رژیمی اینچنین گستاخ و اشغالگر جهان و منطقه را به تنگناهای تاریکتر برده و بهای سنگین تری را در پی خواهد داشت و در این میان احزاب، کابینه و مجلس اسرائیل بایستی با دوری از هرگونه مماشات با مسوولیت پذیری بیشتری عمل نموده و بنای پیروزی را با سرافرازی طلب نمود.

پاینده ایران
برقرار آیین ریشه ای

کوبنده تندر

Comments are closed.