نوروزی تلخ اما درهمدلی پیروز!

نوروز امسال یکی از تلخ ترین نوروز ها درتاریخ اسلام زده ی اقوام وملیت های ایرانی است..نوروزی که با سیلاب های بهاری همراه است وانسان ایرانی را باسوگ ازدست دادن عزیزانشان همخو کرده است.نوروزی که هزاره ها یادبود جنبش وشادی وهمرنگی وهمدلی ملت ایران بوده است اکنون بیشتر شبیه سوگنامه ای است که شاعرش طبیعت بوده وهنوز هم رنگ وسوز سرمای زمستان سیاه ۱۴۰۰ ساله
برتن یکایک خلق ایران نقش بسته است وباز یادآور زمستان ضحاکیاما اینبار عمامه به سر است وفرزندان موالی شده مان خود با پای خوددر گرداب اندیشه ی تازی فرو میروند وسوزی گران بر دل کاوه ای که پتک گرانش رابر دست می گیرد وبیرقش چرمی باشد آراسته به زیور پادشاهان.نگاهی کوتاه به ریشه های تاریخی این جشن باستانی درلابلای برگ های تاریخی ملت کرد وسایر اقوام ما را به دوران پادشاهی پرشکوه هوشسنگ و جمشید ودیاکو میبرد دورانی که تمامی ملتهای ایرانی در همزیستی با یکدیگر درسایه ی خردورزانی چون زرتشت وفردوسی ودر پناه آتش اهورایی برای آبادانی وبهروزی خود ودنیا سخت در تلاش بودند وپیش از ورود تازیان مسلمان با وجود کاستی ها وبد کاریهای برخی پادشاهان باز ایران شاهراه ترقی وبهروزی بوده تااینکه تازی رنگ نیستی بر هستی ما پاشید ومردان وزنان ایرانی رابه مسلخ گاه برد وجنگ نهاوند چه شوم جنگی بودوپس سده ها قربانی شدن ملت ایران ودلاوریهای مردانی چون بابک ومازیار وپیروز نهاوندی وبهمن جازویه در یک حادثه ی شوم تاریخی در بهمن پنجاه وهفت باوجود انکه امیدی به پادشاه آریامهر وشرایط انقلابی که او به وجود آورده بود میرفت با استیلای داعش شیعه باز دوباره عمامه سیاه وسپید اسلام آنهم دوباره درراس قدرت ،امیدواری آزادی میهن از چنگال اسلام برای چندین سال خاموش شد وبا شکل گیری جنبش تندر با رهبری استاد فرزانه فرود فولادوند امید در دل مام میهن شعله بر کشید ودر درازای این چنددهه خون واعدام رژیم اسلام ،تنها جنبشی بوده و هست که کاوه وار باردیگر بیرق درفش کاویانی را به عنوان رمز اتحاد از تاجیکستان تا کردستان بزرگ ونامیرا را یک تنه و استوار بر پای خود بر دوش کشیده ودر این بهار گریان همچون دختران وپسران نیک گستر ایرانی؛با سوگی تلختر از سوگ سیاوش وسهراب، با همتی عالی وگرچه دستهای نه چندان پر، آتش اهورایی نوروز را در مام میهن در دل تکاورانی برافروخته است که خود تلخ وشیرین روزگار راچشیده ودر جوار فقر وناداری ملت کرد وفارس وبلوچ امید دلشان بر سروده‌های زرتشت ، با همان زبان مادری است.  به امید آنکه سوشیانس ها فزونتر از هرروز دست در دست یکدیگر سیلابی بهاری بر این استبداد ۱۴۰۰ ساله باشندوتماشاگر روزی باشیم که هر ایرانی درامنیت وآسایش ورفاه ودموکراسی واقعی با دلی روشن از آتش زرتشت به سوی آبادانی جامعه خود ودنیا گام بردارند.به دیگر سخن نیز ما مبارزین درکنار شما هم میهنان ایستاده ایم وما در سو گتان سوگوارانه زیسته ایم وتا رهایی میهن وبرافراشته شدن درفش کاوه وبیرق سه رنگ خورشید تابان کردستان وبرقراری آیین ریشه ای از پای نخواهیم نشست.
نوروز ۶۳۸۳ پادشاهی ایرانی….۲۷۱۹ کردی.روژهه لات کردستان.

Tags: 
مشترک دیدگاهها بشوید

یک دیدگاه

  1. درود درود درود

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*