آن روز، امروزست!

ارتشهای یونان و روم و مغول و تاتار و باختر، هریک روزی به ایران تاخته و سوخته و کشته و رفته اند.

ولی نژادکشان درنده ی تازی در شهرها و روستاهای این آب و خاک، چنان اهرمن وش دریده و ریشه ها را سوزانده و دار و ندارمان را به باد داده اند، که تازش همه ی یورشگران در چشم شهروند ایرانی، بخشودنی جلوه کرده – چرا؟

آن یورشگران روزی آمده و روزی هم رفته اند. ولی تازی با نژادکشی آمده – ترس و ترور این آمدن شوم، چنان سهمناک بوده و آرمان پلید با چنان جادویی در سر و دل آدم نگونبخت ایرانی، دشنه وار بر تار و پود هستی اش فرو رفته که بیچاره مات مانده (سیندروم استکهلم) – یاوه های دشمن نژادکش را از سر شومبختی “دین” خوانده و در برابرش سر خمانده – روزی ۵ باز زوزه ی اهرمن بدکاره را از بالای مناره های شهرها و روستاهای کشورش شنیده، تا هرگز از یاد نبرد دشمن پتیاره چگونه در دل خانه، لانه کرده و جای چون و چرایی هم برایش ننهاده – دشمن درنده ای که ۱۴ سده در این آب و خاک ماندگار شده و هنوز نرفته – روزی باید برود.

آن روز، امروزست.

کوشش رژیم در زدودن فرهنگ و آرمان ایران و ایرانی پس از ۴ دهه درندگی و میلیونها تن کشته و گریزپای آواره و زیانهای بیشمار، جز بدنامی نزاده – بازیگری زیرک (صادق زیباکلام) که اینجا و آنجا هرازگاهی آفتابی میشود و میکوشد پرده بر گند بدبوی ۴۰ ساله کشد، یا گیجست و نمیداند چه میبافد و میریسد، یا میخواهد نقش «گوبلز» و «گورینگ» و «هس» را یکجا برای «هیتلر» شیعه ها بازی کند! چگونه؟ میگوید:

“جمهوری ی اسلامی اگر برود، جنگ خانگی سر میگیرد و ایران هم میرود!”

اگر نمیداند واکنش مردمی بیمزده در برابر اینگونه دهان گشادی در چنین فرازی جز ترسی جانسوز نخواهد بود، با اردنگ باید بیدار شود تا گاله را ببندد، پیش از اینکه خشم مردم آنرا ببندند – ولی اگر میداند و آگاهانه خود را به نادانی زده، خاک دنیا را به سر دانشگاهی باید افشاند که دانشجوی بیگناه را به دست ناپاکی اینچنین میسپارد تا با یاوه هایش عمر دیو و دد نیمه جان را چند روزی درازتر کند.

میگویید:
«نه» – ۴۰ سال ستم و سرکوب را دنبال ۱۴۰۰ سال بدنامی تاب آورده ایم، چندگاهی دیگر هم دندان بر جگر میگزیم تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد.

دکتر دانیل دانا

Comments are closed.