آریایی یک فرهنگ است و نه یک نژاد

معتبر ترین سندی که از عنوان آریایی نام برده است در کتیبه های حک شده بر دیواره های سنگی گور پادشاهان هخامنشی نظیر داریوش بزرگ و خشایارشای بزرگ است که خود را آریایی و پسر آریایی خوانده اند وامروزه میبینیم که آرایی را به عنوان نژاد تعبیر کرده اند و همین عنوان را بواسطه مشی رهبر آلمان نازی نماد نژاد پرستی ( که نوعی پندار و کردار ضد بشری است) بکار میبرند.

که آخر هم همین نخبگان و مفسران تاریخی به ما نگفتند که آلمانهای جنگجو بالاخره «نازی» (ناسیونال سوسیالیست) بودند یا «آریایی»؟!
اما با بازگشت به کهنترین اسناد مکتوب از این عنوان که در آغاز سخن رفت گفتمانی که در ادامه واژه آریایی از سوی پادشاهان ایران مطرح شده حتی اگر فرض کنیم آن تعبیر نژادی درست هم باشد هماره دعوت به نیکخواهی برای سرزمین و مردمان است و سپاس از وجود آن نیکی ها و امید به نیامدن بدیها و البته اشاره به توانایی های فردی آن پادشاه.

اما براستی اگر بنا باشد نژاد را خط و ربط زاد و ولد انسان به یک گونه خاص انسانی بدانیم بایستی نگریست که آیا در این نگاره ها واژه آریایی به چه منظوری بیان شده و آیا اشاره به چنین واژه ای تعبیر نژادی دارد یا تعریفی دگر.؟
کما اینکه همین دانشمندان گرامی و محققین دردانه تاریخی از روی همین نگاره ها بی آنکه نامی از دین یا زردشتیت برده شده باشد پادشاهان ایران را زردشتی و باورمند به شریعت زردشت و هزار و یک منش دیگر متهم میکنند بی آنکه به متن اسناد و نگاره ها دقت شود.

خوشبختانه بطور عمومی معرفی کامل پادشاه ،پیشینه و عنواین و خصوصیت های شخصی و فکری هر پادشاه هخامنشی نیم یا بیشتر از نیمه متن نگاره ها به خود اختصاص داده است که قطعا بایستی آنرا در نظر گرفت و برشمرد. اینبار خواهیم دید که پادشاه ایران در نگاره های ثبت شده خودرا چگونه معرفی میکند و در هر بخش به چه نکته ای اشاره کرده است؛ کوتاه سخن در مورد وابستگی مذهبی،اصل و نصب یا نژاد، اهلیت و طرز فکر به عنوان مجموعه ای از خصیصه های خویشتن پادشاه بیان شده و براستی قابل دیدن است؛
1-باور مذهبی به اهورا مزدای بزرگ است که شاه هرآنچه کرده است را به خواست او میداند که استدلالی فانتزی و هوشمندانه، برای ضدیت با شریعت و خرافه است.

2- استفاده از واژه “آدم” به معنای خدمتگذار بجای استفاده از واژه “من” قبل از عنوان مقام پادشاهی.
3- اشاره به نام پدران تا چندین پشت و درانتها عنوان هخامنشی برای اشاره به اصل و نصب، خاندان .
4-اشاره به تخمه شاه بودن برای عنوان نژاد.
5- اشاره به پارسی بودن به عنوان اهلیت.
6- اشاره به آریایی به عنوان باور فکری و فرهنگ قومی.
7- اشاره به دلاوریها و جنگاوری به عنوان توانایی های جسمی.
8- سپاس و پندار نیک نسبت به همه سرزمینها ، اسبان خوب، مردان خوب، زنان زیبا، شادی و خواهش نیامدن جنگ و سپاه بد، خشکسالی و دروغ به عنوان مرام یک پادشاه از برای جهان و مردمانش.

آیا هنوز مانده است تا مفهوم واژگان و خط نیاکان خودرا بشناسیم؟
یک ایرانی که با این طرز تفکر به پادشاهی رسیده است حتی آنجا که میجنگد و میگوید کشتم، ملاک پیکار و کشتنش را دروغ و فریب مردمان و تیزخویی دشمن میداند…
پس جای بسیار دارد خطوط نگاشته بر صخره های این سرزمین بازخوانی شود.
دشمن دانستن ظلم، دروغ و ستیز با تیزخویی و پلیدی و خواستن صلح و شادی و ساختن و هشتن یک مرام آریایی است که قیاس آن با تعصب و تفکر کور و قلع قمع غیر خودی ها توماری از مغطه است به درازای زمین تا آسمان و گویی همین فرمایشات دروغ و تعبیر نژادی از واژه آریایی با مفهوم آریایی که در بالا شمرده شد در ستیز کامل و متقابل است. این تعبیر نه تنها کج فهمی یا بد فهمی بلکه نقض غرض است.

Comments are closed.