گفتگوی بی پروا با بانو «لاله، حاجی محمد ولی»

در زبان فارسی ضرب المثلی هست که میگوید: شغال بیشه مازندران را، نگیرد جز سگ مازندرانی.

امشب یکی از این «سگ های مازندرانی» مهمان من است. او میگوید که: «اسلام بدتر از طاعون است.» و با این گفته جبهه جدیدی را در سطح اروپا علیه اسلام گشوده است. افکار عمومی آلمان به دلیل گذشته نه چندان  خوشایند خود عموما مابین دو بی نهایت «بیگانه ستیزی نژادی» و «غریب نوازی» بی پایه در نوسان است. روشنفکران چپ و راست در آلمان به تنهایی توانا به شناخت این خطر نیستند. آنها زمانی متوجه خواهند شد که دیگر کار از کار گذشته است.

لاله میگوید من همراه با مادرم یک بار در ۱۴ سالگی از ایران اسلام زده  فرار کرده ایم و حالا خطر آن می رود که مجبور بشویم برای بار دوم از اسلام فرار کنیم. من تمام علائم این مرام را می‌شناسم و با پوست و گوشت خود حس کرده ام. من و امثال من وظیفه داریم جامعه آلمان را در مقابل این طاعون که رییس جمهورش نابخردانه میگوید: «اسلام متعلق به آلمان است» (Der Islam gehört zu Deutschland)، مصون نگه داریم.

ما اسلام سیاسی و غیر سیاسی نداریم. همه آنها یک اسلام است و همه پیرو یک کتاب هستند. ما می خواهیم که آموزش قرآن به عنوان یک کتابی که خشونت و کشتار را تشویق میکند برای نوباوگان زیر سن قانونی، ممنوع بشود. ما می‌خواهیم مرزهای کشور مراقبت بشود تا نقشه های هجوم سازمان یافته توسط القاعده و داعش برای نفوذ و اخلال گرفته شود. ما می‌خواهیم راه برای قربانیان وحشی گری داعش و القاعده در آلمان پناه یابند و نه قاتلین و متجاوزین مسلمان به جان و مال آنها.

لاله میگوید: من از سیاست مداران استان خودم می پرسم چه دلیلی دارد که تابلو های اداری به دو زبان آلمانی و عربی نوشته می‌شود؟ مگر استان «زارلند» چقدر عرب تبار دارد که شما مقرر کرده اید که تابلو ها به زبان عربی و آلمانی نوشته شود. مگر بزرگترین اقلیت ملی ترک ها در آلمان نیستند؟ چرا به زبان ترکی نوشته نمی‌شود؟

در آلمان هر چه ما در باره قرآن در فیس بوک می نویسیم، از سوی مدیرانش بدون اطلاع  قبلی، پاک می شود.

مخالفین ما در آلمان میگویند: تو با ترجمه قرآن به زبان آلمانی «نفرت پراکنی» می‌کنی علیه مردم خارجی های ساکن آلمان. من در پاسخ به آنها میگویم شما زیاد جوش خارجی های ساکن آلمان را نزنید. آن را بگذارید که غم من باشد. شما فکر کنید  زمانی که ترجمه قرآن از سوی من به آلمانی «نفرت پراکنی» است، پس بدانید که اصل قرآن تا چه اندازه تنفر برانگیز است.

میگویم که از من خرده نگیرید. من این آیه ها را از خودم در نیاورده ام. این آیه ها از دل خود قرآن بیرون آمده. من فقط معانی آن را بازگو می‌کنم.

میگویند آن چیزهایی که تو در جامعه بر علیه اسلام تبلیغ میکنی، ربطی به اسلام واقعی ندارد. من در پاسخ به آنها میگویم خوب اگر آن ترجمه ها ربطی به اسلام ندارد پس شما چرا به من می‌پرید؟

 

 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*