تیغ در دست زنگی مست

سپاه پاسداران با اقدامات نابخردانه خود امنیت ملی ایران را به خطر انداخته است و بنا دارد این راه را ادامه دهد. برای این اراذل، ایران ارزشی ندارد و باید فدای اسلام شود. ما میگوییم این سپاه پاسداران است که باید فدای ایران شود.
سپاه پاسداران ادعا می‌کند که دو پایگاه موشکی در عمق ۵۰۰ متر در نقطه ای نامعلوم ساخته است. بر اساس اطلاعاتی که انجمن دریافت کرده است محل آنها برای انجمن روشن است و  دست کم یکی از این سایت ها عمق ۵۰۰ متر را ندارد و در بهترین حالت عمق آن پایگاه به ۱۰۰ متر می‌رسد.

سپاه پاسداران بر خلاف تبلیغات مواجب بگیر هایش در رسانه های ایرانی تبار و بیگانه «ضامن امنیت ملی ایران» نیست. بلکه خود به عنوان نیروی ایران ستیز بدون توجه به منافع ایران با گنده گویی ها و نمایش های بزرگ نمایانه و از همه مهمتر با دشمن تراشی های ممتد، قدرت های بزرگ و کوچک منطقه را علیه منافع ایران بسیج می‌کند.

در جهان هیچ سیاستمدار عاقل و وطن پرستی موجود نیست که دم به دم راه برود و به همه اطمینان بدهد که «آنقدر سلاح های کشتار جمعی در اختیار دارد که فلان کشور را از صفحه روزگار محو کند.». بلکه آن کشورهایی که سیاست مداران دلسوز دارند، در حین اینکه از نظر پدافندی، توانایی خود را بالا می‌برند،  به همسایگان و دشمنان طبیعی/ سنتی خود اطمینان می‌دهند که «از سوی ما خطری شما را تهدید نمی‌کند».

درد «سپاه» چیز دیگری است. وحشت واقعی «سپاه» از خیزش مردم است. وحشت از نسل جوانی  که نزدیک به ۲۰ سالی است خرخره های این رژیم را می‌فشارند. از این رو سپاه  مجبور است برای محق بودن خود دلیلی بتراشد. شما بی شک این سناریو را بارها دیده اید: نخست توسط یک آخوند ابله مانند خمینی و یا خامنه ای تحریکات سیاسی،  دینی، فرهنگی  و قومی راه میاندازند  و هنگامی که فضای سیاسی از حالت مسالمت آمیز آن خارج می‌شود، ادعای محق بودن می‌کنند. یعنی سیاست تیغ کش های شهرنو، که رژیم اسلامی از بدو پیدایشش، با پشتیبانی غرب به کار برده است.

اما آنچه که قرار است پنهان بماند این است که پشتیبانان غربی و شرقی دولت اسلامی در ایران دیگر تمایلی به ادامه پشتیبانی از این خر لنگ را نشان  نمی‌دهند. تا پیش از این، دول غرب و شرق از این حکومت پشتیبانی می‌کردند، حتی اگر سفارتشان در تهران اشغال می‌شد. حتی اگر شهروندانشان در ایران به عنوان جاسوس مورد آزار قرار می‌گرفتند. حتی اگر به صورت آشکار و علنی جایزه برای بریدن سر نویسنده و یا شومن در کشور دیگر مقرر می‌کردند. امروز دیگر کمتر دولتی ست که در مقابل سرکشی های سپاه ملایمت نشان دهد.

چوب جنگ افروزی های «سپاه» را ما مردم ایران باید بخوریم.

و درست از این روست که نخستین هدف انجمن پادشاهی ایران نابودی «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به عنوان نهاد قهریه دشمن در دستور کارش قرار گرفته است. همه ساز و برک این نهاد که از سرمایه های ملی ما ایرانی ها تهیه شده، هیچ کدام در پدافند از ایران استفاده نمی‌شود. هیچ موشکی از این «سپاه» برای امنیت ملی ایران شلیک نمی‌شود. «براندازی دولت اسلامی» تنها در نابودی این «سپاه» معنی پیدا می‌کند.

اخیرا هرزه های سیاسی در رسانه های فارسی زبان به تبعیت از اربابان اسلامی خود، مطرح می‌کنند که اگر این «سپاه» نبود تا به حال کشور ما مورد یورش «دشمن» قرار می‌گرفت و بی شرمی را تا آنجا پیش می‌برند که قاسم سلیمانی را «آرش زمان» می‌خوانند. ما به این عوامل میگوییم که «دشمن» دیر زمانی است که به میهن ما حمله کرده است و شوربختانه به دلیل خامی پدرانمان  در سال ۵۷ اسلامی، این دشمن بر میهن ما چیره شده است.

و امروز انجمن پادشاهی ایران به همراه  «آرش» ها و «رستم» ها و «گردیه بانو» های دلآور و واقعی  «تیغ را از دست زنگی مست» می‌گیرند.

پاینده ایران و کوبنده تندر

 

فیلم این برنامه رادیویی در یوتوب:

Tags: 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*