راه رهايي ايران از ديدگاه انجمن پادشاهی

درفش کاویانی

درفش کاویانی. برافراشته شده در شهر دلیر پرور شیراز.

اوضاع کنونی در ايران بطور کامل به بن بست رسيده است. رژيم توانايي اداره مملکت را ندارد.

به بحران آب نگاه کنيد.
کاهش سطح سفره های آب زير زمينی، کاهش آب رودخانه ها بدليل سدسازي های بدون ارزيابی علمی، که کشاورزانی را که از روشهای سنتی آبياری استفاده می کنند مجبور به حفر چاههای عميق و برداشت از سفره های آب زير زمينی کرده است. هنگامی که بر اثر کم آبی محصولات کشاورزی کم شود، کشاورزان نمی توانند وامهای خود را پرداخت کنند و چاره ای جز فروش زمينهای خود و مهاجرت به شهرها ندارند. ادامه اين رويه نابودی کشاورزی در ايران را به همراه خواهد داشت. تمام آن بدليل مديريت بسيار ضعيف در بخش تامين منابع آب کشاورزی و گسترش شهر نشينی و تمرکز جمعيت در شهرهای بزرگ، بخصوص تهران است. اگر اوضاع کنونی ادامه پيدا کند بی شک مناطق مرکزی ايران قابل سکونت نخواهد بود.

به بحران ريزگردها در غرب و جنوب ايران بخصوص استان نفت خيز و ثروتمند خوزستان نگاه کنيد:
دليل اصلی آن خشک شدن بيش از شصت درصد از تالابها در نتيجه سدسازيهای داخلی و خارجی به علت مديريت نادرست و ضعف سياسی رژيم و همچنين از بين رفتن جنگلها و مراتع و دشتها بدليل خشک سالی و آتش سوزی و حفاريهای وزارت نفت است. بارش باران اسيدی بيش از خود ريزگردها در استانهای غربی و جنوبی جان هموطنان ما را می گيرد.

به وضعيت آلودگی هوا در تهران و شهرهای بزرگ نگاه کنيد:
هر چند منشاءهای مختلفی دارد ولی در عمل تنها باد و باران هستند که مديريت آلودگی هوا را به عهده دارند.

اين از شرايط  زيستی  محيطی، نگاهی هم به وضعیت اقتصادی جامعه می اندازيم، هفته ای نيست که از اعتصابات قشر زحمت کش و شرافتمند کارگر برای گرفتن حداقل دستمزد ناچيز خود که تا به يکسال عقب افتاده، خبری در رسانه ها نباشد. معلمين هم که آموزش فرزندان ايران را بر عهده دارند با مشکل معيشتی فراوان مواجه هستند. با توجه به خط فقر دو و نيم ميليون تومان درماه و تعيين حداقل حقوق زير يک ميليون تومان در ماه توسط رژيم می توان گفت که بيش از نيمی از جمعيت ايران زير خط فقر زدگی می کنند و از حداقل درآمد برای نيازهای اوليه و امکانات حداقل محرومند.

نگاهی به وضعيت درمان و پزشکی می اندازيم:
بيماريهايي سختی مانند انواع سرطان با بالاترين رشد نسبت به کشورهای دنيا در حال گسترش است که علت عمده آن مواد غذايی ناسالم، آلودگی هوا و پخش پارازيت روی کانالهای ماهواره ای توسط سپاه پاسداران می باشد. به حق بايد گفت قشر ضعيف جامعه که توانايي تامين نان شب خود را هم ندارد، چگونه می تواند هزينه درمان کمرشکن اين گونه بيماريها را تامين کند. اينها در شرايطی است که ايران دومين کشور ثروتمند دنيا است و شوربختانه به علت فساد گسترده و غير قابل تصور در حکومت همه ثروت بی حد آن در اختيار بيگانگان قرار گرفته است.

نگاهی به وضعيت سياسی داخلی ايران می اندازيم:
جناحهای مختلف حکومت در هيچ زمينه ای بجز يک زمينه، تفاهمی با هم ندارند. ريشه تمام مخالفتهای آنان با هم و رو کردن دست يکديگر در صحنه داخلی ايران، تنها اختلاف بر سر تقسيم دارايي های ملت ايران بين خودشان است. ايران و ملت ايران برايشان اهميتی ندارد، زيرا خانواده های بيشتر آنها در کشورهای غربی زندگی می کنند و خودشان نيز در حال رفت و آمد از ايران به کشورهای غربی هستند. می رسيم به زمينه ای که با هم تفاهم دارند و آن هم وجود پليد رژيم اسلامی حاکم بر ايران است.

اگر رژيم اسلامی به هر نوعی از ميان برود، اين خوان گسترده نعمتی که برای آنها پهن شده نيز از ميان خواهد رفت. پس اختلافاتشان اگر بالا بگيرد و به جايي که خطر سرنگونی رژيم را برايشان به همراه داشته باشد، بگونه ای شگفت انگيز هر دو با هم متحد خواهند شد و فرقی ميان اصلاح طلب و تندرو در آنها نخواهد بود. پس به آنچه در ابتدای این نوشته گفته شد، بن بست، بن بستی کامل و بدون هيچ گونه  بارقه ای از اميد در بهبود اوضاع و شرايط جامعه است.

ملت ايران در جهان تنها است. نفع هيچ کشوری در دنيا در از ميان رفتن رژيم حاکم بر ايران، و در نتیجه، ترقی و پيشرفت ملت ايران نيست. تمامی حکومتها، از محلی آن گرفته تا ابرقدرتها، تنها يک ايران ضعيف و به قهقرا رفته مانند آنچه در حکومت قاجار در ايران وجود داشت را می‌ پسندند. آنها می خواهند که رژيم اسلامی حاکم بر ايران خواسته آنها را بی کم و کاست برآورده کند. تروريسم و حقوق بشر تنها بهانه ای برای قدرتهای بيگانه برای نيل به هدفشان، که همان ايرانی ضعيف است، می باشد.

از این روی تنها راه نجات مردم ايران اين است که با همراهی افراد وطن پرست حق حاکميت خود را باز پس بگيرند و خود را از شر چنين حکومت ضد ايرانی رها کنند. هيچ راه جايگزينی مانند اصلاح رفتار حکومت وجود ندارد، اين حکومت اصلاح ناپذير است و بايد از ميان برود.

بگذاريد به گروههای مخالف رژيم بجز انجمن پادشاهی نگاهی بياندازيم. آيا هيچکدام از آنها راه حل عملی برای رهايی ايران و ايجاد حکومتی ايرانی ارائه کرده اند؟ به هرکدامشان نگاه کنید با يک دولت بيگانه ارتباط دارند و گاهی اين ارتباطشان توسط رسانه ها بر ملا می شود. گروهی به دنبال حکومت عربستان می روند و نمايندگانی از دولتهای عربی در جلسات آنها شر کت می کنند. آنها خيال می کنند که از دعوای رژيم با دولتهای عربی میتوانند سود ببرند. اما نمی دانند که خود مهره های مورد معامله هستند و خيلی ساده بر سر توافقی بر سر يمن و يا سوريه می توانند فروخته شوند.
بعضی به دولت ايالات متحده نامه می نویسند و با ادعای حقوق شهروندی ژست سياسی می گيرند و جوابی نيز از آن دولت نمی گيرند.

خيلی ساده لوحانه است اگر فرض کنيم دولت آمريکا معامله های پر سودی که می تواند برای هم پيمانانش مانند چين و روسيه به همراه داشته باشد را ناديده بگيرد.
در ميان مخالفين تنها يگ گروه مبارزاتی است که بطور جدی به براندازی فکر می کند و آزادی ايران را تنها بدست نيروهای ايرانی ممکن می داند و آن هم «انجمن پادشاهی ایران» است که هرگز دست نياز به سوی هيچ دولت بيگانه ای دراز نکرده و از هيچ دولت خارجی برای براندازی رژيم حاکم بر ايران کمکی نخواسته است. از ديدگاه انجمن پادشاهی راه نجات ايران بازگشت به فرهنگ ايرانی و آيين نياکانی است و نمونه برداری از هيچ حکومت غير ايرانی راه حل ريشه ای به ما نمی دهد.

برای مبارزات در مرحله عمل، لازم است ابتدا دشمن اصلی برای رهايی ايران شناسايي شود. آن دشمن سپاه پاسداران است که بازوی اهريمنی رژيم می باشد و تا دندان برای سرکوب جنبشهای آزاديخواهانه و راستين ملت ايران، مسلح است. برای در هم شکستن اين سد بزرگ به نيروی نظامی احتياج است که در برگيرنده نيروهای وطن پرست داخل ايران می باشد. انجمن پادشاهی در تدارک چنين نيروی کوبنده ای است. رژيم حاکم بدست نيروهای انجمن پادشاهی از ميان خواهد رفت و پس از آن، در ايران حکومتی آزاد بر اساس شيوه های کهن ايرانی و با رای مردم برقرار خواهد شد. رهبری فکری اين مبارزه عملی را سالهاست که استاد فرود فولادوند پایه نهاده. از اين رو بر تمامی نيروهای وطن پرست که ايرانی با عظمت و پيشرفته و غرور آفرين می خواهند لازم است که به انجمن پادشاهی ایران بپیوندند.

در تاریخ ايران این نخستین بار نيست که میهن گرفتار آمده ما نیاز به بسیج عمومی برای نبرد با دشمنانش دارد. کافی است به رويدادهای قرن حاضر دقت کنيد.

انجمن پادشاهی به دنبال «میان بر» های دروغین نیست، به دنبال پیروزی هایی که ظاهرا با «هزینه کمتر» قرار است به دست آورده شود نیست. انجمن معتقد است که هر جنگی هزینه خودش را دارد و باید آن هزینه را پرداخت کرد.

اين بار نیز ايران به اين شيوه ایرانی و بدست ميهن پرستان ایرانی آزاد خواهد شد.

بهار ۶۳۸۰ شاهنشاهی

روزبهان ۵۰۲۰۲ تهران

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*