سایه اهریمنی سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی بر سرزمین نیاکانی

در ایران، بین سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۰ مقدار ۵/۱۱ میلیارد بشکه نفت تولید شده، به ازای بشکه ای ۴/۱ دلار، در آمد ارزی حاصل از آن، ۵/۱۴ میلیارد دلار بوده است.
بین سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ با رشد چشمگیر، قیمت نفت به ۸/۸ دلار رسید و در آمد ایران در مدت هفت سال به ۵/۱۱۶ میلیارد دلار رسید. همه ی پیشرفت و سازندگی و ایجاد زیر ساختهای علمی و صنعتی و رسیدن به رشد اقتصادی بیست درصدی، با همین در آمد بوده است.
با تسلط اسلامگرایان بر ایران در سالهای ۵۸ تا ۶۸ نفت، بشکه‌ای ۲۵ دلار بوده و در آمد نفتی آن ۱۵۰ میلیارد دلار بوده است. در سالهای ۶۸ تا ۷۸ گرچه نفت به بشکه ای ۱۶ دلار سقوط کرد، ولی افزایش سقف تولید در آمد نفتی همان ۱۵۰ میلیارد دلار باقی ماند. در سالهای ۷۹ تا ۸۳ نفت به بشکه ای ۲۹ دلار رسید که با در آمد نفتی ۱۳۰ میلیارد دلار همراه بوده است. بین سالهای ۸۴ تا ۹۰ با رشد چشمگیر قیمت نفت بطور متوسط به ۸۷ دلار، درآمد نفتی ایران ۵۱۱ میلیارد دلار بوده است. با در نظر گرفتن تولید ناخالص ملی، سرانه هر فرد در ایران ۴۲۹۰ دلار بوده است که این سرانه با سرانه کشورهای شاخ آفریقا و اروپای شرقی که هیچ منبع زیر زمینی ندارند، برابر است.

اکنون پرسش مهم این است چرا کشوری که دومین کشور ثروتمند جهان است، یکی از پایین ترین سرانه های دنیا را دارد و کار بجایی رسیده که در میهن ما در کنار «کارتن خوابها» که به خودی خود مایه شرمساری است، «گور خوابها» و «کوه خوابها» نیز به جمع آنها اضافه شده اند.

این سوالی است که بسیاری از اقتصاد دانان درون ایران رندانه از کنار آن می گذرند و خود را به درد سر نمی اندازند و مدام مشکل را، در دادن یارانه ناچیز به مردم و یا عواملی کم اهمیت دیگری می دانند. آنهایی که مشکل را در دزدان کوچک (مدیران میانی) و نه دزدان بزرگ (مدیران رده بالا) می شمارند.

این همه در آمد نفتی ایران چه شده است؟ آیا این پولها در ایران هستند؟

پاسخ روشن است اگر این پولها در ایران بود بی شک تنها با سود حاصل از آن می شد ایران را با رفاهی اجتماعی بالاتر از سطح متوسط اداره کرد. پس این پولها در ایران نیستند. در خارج از ایران و بدون شک در کشورهای غربی قرار دارند، که این امر خود ضمانتی برای نگهبانی و نگهداری از موجودیت رژیم توسط دولتهای غربی شده است. بنابراین برای دولتهای غربی نه تنها حضور این همه پول به صرفه است بلکه پر سود است که برای ابد بخواهند از چنین رژیمی پشتیبانی کنند و با آن قراردادهای تجاری امضا کنند. بنابراین تنها سر بی کلاه، سر ملت ایران است.

برای پس گرفتن سرمایه های ملی تنها و تنها می توان به نیروهای میهن پرست، تکیه و اعتماد کرد. کسانی که با تمام وجود به ایران می اندیشند و منافع مشترکی با بیگانگان ندارند. چه فرد یا افرادی این سرمایه های عظیم ملی را که صاحبان واقعی آن تنها ملت ایران هستند، از ایران خارج کرده اند بی شک به قدرت نظامی و سیاسی نیاز است که تنها در اختیار سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی است. آنها هستند که مسلط بر در آمد حاصل از منابع زیر زمینی ایران هستند و شاهرگهای اقتصادی میهن را در اختیار دارند. مهمترین مشکل در حال حاضر ایران، تسلط همه جانبه سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی بر اقتصاد ایران است. این نهادها به طور گسترده بازار بورس، بانک ها  و  واحدهای بزرگ تولیدی را در اختیار خود گرفته اند. پیمانکاری پروژه های عظیم عمرانی در بخش های راه آهن، سد سازی، خطوط انتقال نفت در اختیار آنهاست. صادرات چه نفت و گاز و چه محصولات پتروشیمی باشد و واردات چه مواد غذایی یا پوشاک و خودرو باشد، بطور کامل در اختیار آنهاست.

شرکت مخابرات، پالایشگاهها، معادن، صنایع دریایی و بسیاری از موسسه های مالی و اعتباری که مانند قارچ روزانه سبز می شوند متعلق به سپاه پاسداران است.

راه های شوسه در ایران از کیفیت بسیار بدی برخوردارند بخصوص در ناحیه های غربی و جنوبی ایران که شوربختانه بسیاری از هموطنان در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند و بالاترین آمار مرگ و میر در تصادفات جاده ای در جهان، مربوط به کشور ماست. با تعداد کشته هایی حدود بیست و چند هزار نفر در سال، از نظر تصادفات رانندگی در بین ۱۹۰ كشور جهان، رتبه ۱۸۹ را به‌ خود اختصاص داده است. دلیل آن تنها این است که بازار جاده سازی، جمعا، در اختیار قرارگاه «خاتم انبیا» قرار دارد، که بزرگترین پیمانکار خصوصی ایران است و بطور کامل زیر نظر سپاه پاسداران اداره می شود. استفاده از مواد بی کیفیت به منظور غارت سرمایه ملی جزو روشهای دله دزدی سرداران انقلاب است.

سپاه پاسداران همانند اختاپوسی روی اقتصاد ایران چنبره زده است و این فساد گسترده و عظیم را که نه تنها در تاریخ ایران بلکه، در سطح جهان بی همانند می باشد، بوجود آورده است.

از این روی اولین گام در راه رهایی ایران پاکسازی ایران از وجود این نهاد اهریمنی است.

پاینده ایران

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*