چگونه نیرو های مبارز به هرز میروند؟

نویسنده: دکتر لطف الله روزبهانی
برگرفته از: پیام آزادگان شماره ۱۶۸، دیماه ۲۵۷۵ (۱۳۹۵ معاویه‌ای)

dr-lotfolah-roozbehaniهنوز پس از چهل سال یاد نگرفته ایم که وقت بازی نیست و نباید دنبال توپی که به عمد و یا قصد به زمین انداخته اند دوید. پس از ۷ آبان که جوانان آگاه ما در میعادگاه عشق و سر بلندی، پاسارگاد خروش بر آوردند که: «ما آریائی هستیم ، عرب نمی پرستیم» واکنش دور از انتظار شاهزاده رضا پهلوی ، بسیاری از مبارزین برون مرزی که در میهن خواهی آنها شک نداریم، سر خود را برای هیچ گرم کردند . برخی از آنان افسرده شدند که چی! باز کس یا کسانی خواستند روی چاه مستراح اسلام درپوش بگذارند .

عزیزان، همرزمان، ما تنها یک دشمن واقعی داریم و آن اسلام است.

آیا از درک این مسئله ساده که ۱۴۰۰ سال است برای ما بدبختی زا شده است عاجزیم؟ آیا نتایج نکبت بار این مذهب واپسگرا، جاهل پرور، دزد و دروغگو پرور را ندیده ایم؟

چرا یاد نمی گیریم، وقتی کسی گفت: شعار ما آریائی هستیم، عرب نمی پرستیم ، شعار نژاد پرستانه است، به او بگوئیم : نابود باد جمهوری اسلامی و اسلامش. وقتی کسی گفت: به باور مردم توهین نکنید. بگوئیم: نابود باد جمهوری اسلامی و اسلامش. وقتی کسی گفت: من ترجیح میدهم که اسلام در ایران باقی بماند، بگوئیم: مرگ بر جمهوری اسلامی و اسلامش.

چرا موضع قاطع نمی گیرید. ۱۴۰۰ سال اجداد شما و شما با اسلام آلوده به تمام پلیدی ها لاس زده و زده اید و میزنید. چه چیزی تغییر یافته؟ هیچ. زمان آن رسیده با غیرت و شرف آشتی کنید. به پا خیزید و برای همیشه سرزمین اسلام زده خود را از وجود آخوند پاک کنید.

کلام ما یکی است و هدفمان مشخص. در کار ما بازی با واژه ها جائی ندارد. هر سخنی که بگوئیم و هر مطلبی که بنویسیم در راه کوبیدن اسلام کثافت است. ما آریایی هستیم عرب نمی پرستیم، شعار ماست، حال هر چه که شما میخواهید بگوئید. گفته شما، تاثیری در خط مشی «پیام آزادگان» ندارد.

در رابطه با شعار ما ، می خوانید:

مردم ایران سدها سال است که در بند های ستمگران «عرب پرست» گرفتارند. به ویژه در دوران عرب پرستانیِ، ايران ستيز، که با پشتيبانی جهانداران بر مردم و سرزمين ايران، به نام حکومت اسلامی، حکمران شدند. اين مردمان نه تنها روزانه وآنکه در هر دم از سوی جهادگران «عرب پرست» سرزنش و نکوهش می شوند که شما مردمانی پست و بی فرهنگ بوديد و جهادگران بيابانگرد شما را از آتش پرستی و خورشيد پرستی آزاد و به بندگی ی الله درآوردند. پس شما، عباد الله، بندگان نازاده ای به نام امام زمان، بايد با خاکساری ما را ستايش کنيد و نياکان ِ خود را نفرين، بر خشم ما آفرين بگوييد و از مهر ايرانی شرمسار باشيد.

اندک شماری از اين مردم ، درد و رنج خود را با ستايش از کوروش بزرگ بازگو کردند: «ما آريايی هستيم عرب نمی پرستيم» اين فرياد از دل دردمند، از سينه ی رنجيده، از دهان بسته، از گلوی بريده اين ستمديدگان که ما به هستی ی آنان سرافراز و اميدوار هستيم برخاسته است. کسی که دستش به خاری نخريده، او نمی تواند سوزش خستن ديگران بچشد.

آيا اين جوانان که بخشی از آنان هم اکنون در زير شکنجه ی «عرب پرستان» هستند، بندگان و پرورش يافتگان ما هستند که بايد آن فريادی را بزنند که ما دور نشينيان از خود بيگانه می پسنديم؟ آيا ما هيچگاه به سنجه هايی که بيگانگان، برای بريدن پيوند ما با فرهنگ ايران، در بينش و منش ما وارد ساخته اند انديشيده ايم. آيا در هيچ زمانی، در سرگذشت ايران، پيش از عبد الله شدن، نژاد پرستی، برده سازی و انسان ستيزی وجود داشته است؟

آيا بينش «جهان وطنی»، که ناسوناليست های انگلليسی به خورد، از خود بيگانگان ايرانی، داده اند، نشانی از کوتاه نگری و کم دانشی ی روشنفکران ِ بی وطن نيست؟ آيا شيوه ی دموکراسی، که جهانداران برای کشورهای پسمانده پياده می کنند حکومت فريب خوردگان ِ نابخرد نيست؟ آيا منشور حقوق بشر در ماده ی ۱۸ حق برده بودن را به آدم و حق برده ساختن را به دينمداران نداده است؟

تا شما را نرنجاندم کوتاه کنم، کلمه ی «عرب» هم سنگ ِ واژه ی ” خشمآور” است که به نادرستی در واژه نامه ها آن را “خوش بيان” می نويسند. شاخه های کلمه ی عرب، رعب، ارعاب، مرعوب، ترعيب، همه به ترس و خشم بر می گردند. عربها هم اکنون هم دشمن سرسخت و خشمآور ِ ايرانيان هستند.

از عرب نپرستيدن رنجی به عرب وارد نيامده است، ولی از تازيانه ی «عرب پرستان» پوست از پشت ايران دوستان بر کنده شده است.

شرم بر من که بر زخم رزمندگان ميهنم نمک بپاشم.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*