پاسخ به بیانیه «آخرین هشدار به آخرین ولیعهد»

omid-dana-01

امید دانا معروف به «دن کیشوت» سلطنت طلبان که شوربختانه عده ای در لس‌آنجلس عقلشان را دست او سپرده اند.

اخیرا بیانیه‌ای تحت عنوان «آخرین هشدار به آخرین ولیعهد» در محیط اینترنتی پخش شده است که به دلیل آنکه امضا کنندگان آن خود را هوادار پادشاهی میدانند و روی سخنشان به شاهزاده رضا پهلوی است، ما نیز در باره آن صحبت خواهیم کرد.

این بیانیه بر خلاف آنچه که امضا کنندگان آن ادعا میکنند نه تنها نشانه رشادت سیاسی، خیزش انقلابی و یا مقابله با «کیش شخصیت» نیست بلکه با توجه به زمان انتشار آن،  ترکیب امضا کنندگان آن و از همه مهمتر، به خاطر مطالب عنوان شده در آن، ما آن را «بوی تعفن»ی، از گند‌آب، «اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» میدانیم.

‌‌امروزه هر آن کس که تا حدودی در صحنه سیاسی ایران حضور دارد میداند که ما، «انجمن پادشاهی ایران»، با شاهزاده رضا پهلوی میانه خوشی نداریم و او را نه تنها شایسته مقام پادشاهی نمیدانیم بلکه در گذشته نیز هر جا که لازم بوده است، بدون هیچ گونه گذشت آنچه را که لازم بوده است به صورت شفاف و علنی در انتقاد از او بیان کرده ایم. تا جایی که یاران انجمن پادشاهی برای نشان دادن خشم خود، به دلیل مماشات او با فرهنگ اسلامی و بده بستان هایش با شخصیت ها مسلمان، «سید رضا دیبا» خطاب میکنند. پس بنا بر این، امروز کسی نمیتواند ما را به داشتن کیش شخصیت و دلبستگی شخصی با وی، متهم کند.

اصولا انجمن پادشاهی ایران به این خاطر از سوی فرود فولادوند و ده نفر دیگر از همپیمانانش، نزدیک به ۳۰ سال پیش تشکیل شد، زیرا آقای رضا پهلوی مایل نبود وظیفه پادشاهی را به عهده بگیرد.

این بیانیه با نگارش «عاریایی» – نستعلیق خود، شاهزاده رضا پهلوی را به تجزیه طلبی و گذشت از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی متهم میکند. این درست هم آن اتهاماتی است که ما علیه سپاه پاسداران (به عنوان فرمانروایان ایران اسلامی) بیان میکنیم. آنها کسانی هستند که امنیت ملی را به خطر انداخته‌اند، منافع ایران را فدای اسلام اهریمنی میکنند و برای بقای خود حاضر هستند ایران را فدا کنند. تا جایی که حاضر هستند بر سر سه جزیره ایرانی همآنند سهم ایران از دریای قزوین معامله کنند.

ما میدانیم که رضا پهلوی عیب و ضعف فراوان دارد. از شما چه پنهان که خیلی هم زیاد میدانیم. او همه گونه عیب دارد. شما کافی است که سری به تارنمای انجمن پادشاهی ایران (tondar.org) بزنید و در آنجا برنامه ها و مقالاتی که در نقد او نوشته شده است را بخوانید و بشنوید. ناتوانی او بیشتر از اینکه در وجود خود او باشد از هواداران عقب مانده  و عموما مرتجع او ناشی میشود. به زبان دیگر این چنین «پس نمازهایی» این چنین «پیش نماز»ی را نیز میطلبد. اما عیب های رضا پهلوی آن نیستند که در این «چرکین نامه» آمده است.

گرچه این وظیفه خود شاهزاده است که به اتهام ها پاسخ بدهد، اما اجازه بدهید ما نیز نکات طرح شده در این بیانیه را تک به تک وارسی کنیم:

کم آوردن رضا پهلوی در مقابل خبرنگاران پاچه ورمالیده چیز جدیدی نیست. او حتی در مقابل خبرنگار ملی-مذهبی ایرانی که پدرش را به دیکتاتوری متهم کرد به این بسنده کرد که بگوید «دیکتاتوری ژنتیکی نیست» و این اتهام را بی پاسخ گذاشت. در مقابل خبر نگار صدای آمریکا که مایل بود بداند پدرش چه مقدار پول در خارج از کشور داشته است به گونه ای شرمگینانه (که به هیچ وجه جایز نبود) گفت ۴۶ ملیون دلار، به شیوه ای که انگار این مقدار پول، حق پدرش نبوده است. در حالی که مدیر عامل های شرکتهای خصوصی ایرانی در زمان پدرش ده ها برابر این مبلغ حقوق رسمی داشتند. از این نمونه ها ده ها مورد میتوان ردیف کرد.
علاوه بر آن باید یادآوری کرد که مصاحبه با یک رسانه به معنی گفتگو با خوانندگان و بینندگان آن رسانه هست. همیشه یک نبردی بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده در جریان است تا نتیجه را به نفع خود حفظ کنند. مصاحبه کنند میکوشد که مصاحبه شونده را به روی فرشی که پهن کرده است بکشاند و مصاحبه شونده در تلاش است بیشترین سمپاتی و خوشنودی شنوندگان را نسبت به خود به دست بیآورد. به همین خاطر، پرسشها میتوانند زیر سبیلی رد بشوند و یا، بنا به نفع و زیان آن ها، ناشنیده گرفته شوند.

اما اگر هموندان انجمن پادشاهی به شاهزاده خرده بگیرند که چرا تو دهن خبرنگار «الوطن» نزدی شاید حق داشته باشند. اما شما آقایان و خانمها، شما چرا؟ شما چرا بعد از ۹ سال بیدار شده و از او بازخواست میکنید؟

شما امضا کنندگان که اغلب کسانی هستید که تنها برنامه سیاسیتان تا کنون این بوده است که: «شاهزاده باید با آمریکایی ها صحبت کند که ایران را از شر آخوندها برهاند». شما چه حقی دارید خرده بگیرید؟

آقای ضیا آتابای کسی است که هنگام تشریح این سیاست «دلیرانه» اش به گونه ای در برنامه تلویزیونی خود ظاهر میشد که انگار بر ارشه ناو جنگی آمریکایی ها در خلیج فارس ایستاده است. شما با این سبک فکرتان (که هنوز هم تغییر نکرده) که مرز بین دوست و دشمن را مخدوش میکند، حق خرده گیری به رضا پهلوی را ندارید. شما کسانی هستید که هم اکنون نیز در خارج از کشور لقلقه صحبت های سیاسیتان این روزها ریاست جمهوری «دونالد» و «هیلری» است.

رضا پهلوی را شاید بتوان گفت که کوتاهی کرد و پاسخ آن خبرنگار را نداد، (که در بالا نوشتیم که از دیدگاه ما پاسخ داد). اما شما که دخالت خارجی در رهایی ایران، بن‌مایه فکریتان هست، شما چه حقی دارید از او بازخواست کنید؟ او بر سر میز مذاکرات حاکمیت سه جزیره ننشسته بود. بلکه از رسانه یک کشور نه چندان دوست و نشریه و خبر نگاری غرض ورز، استفاده کرد و گرفتار تله آن خبرنگار نشد.

اما اگر باز میپرسید که چرا رضا پهلوی تو دهن خبرنگار عرب نزد؟ پاسخ این است: چون شما، او را ذلیل کرده اید. صحبت های بالا را  لحظه ای کنار میگذاریم و از شما میپرسم به چه پشتوانه ای شاهزاده می‌بایست این کار را میکرد؟ به پشتوانه لشگر رزمی شما در لس‌آنجلس؟ به پشتوانه سازمانها و انجمن های ملیونی تان؟ به پشتوانه شمایی که گاهی با آوردن فردی مانند «هخا» و گاهی با آوردن سرلشگر پی‌زوری مانند «روحانی» مایه خنده  دنیای سیاست میشوید؟ به پشتوانه عقل و کمالاتتان که فردی مانند «امید دانا» و «آرمان چارروستایی» را (تنها به خاطر پیشینه زندانی بودن آنها) علمدار خود میکنید؟ به چه پشتوانه ای؟

داستان از چه قرار است؟ داستان از این قرار است که ما به عنوان «انجمن پادشاهی» نزدیک به سه سالی که از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد،  با سیل عظیم هواداران جوان پادشاهی روبرو هستیم. رژیم جمهوری اسلامی در تنگنای ترد شدن در سطح بین المللی و نافرجام شدن «برجام»اش و از همه مهمتر، افزایش خشم نیروی جوان گیر کرده است.  در این برهه از زمان نام «پهلوی» تبدیل به رمز براندازی رژیم اسلامی شده است. نیروی جوان میهن با مقایسه دوران پیش و پس از انقلاب با شتاب فزاینده به دور ارزشهای پادشاهی گرد میآیند. بودجه های هنگفت تبلیغاتی ساخت فیلم های ضد پهلوی نتوانسته اند جذابیت پادشاهی را از بین ببرند. جوانان نخست با نام پهلوی با پادشاهی آشنا میشوند و سپس به انجمن پادشاهی میپیوندند.  در این میان شخص شاهزاده رضا پهلوی علارغم  ندانم‌کاری های پیشین، تبدیل به یک عامل خطر برای رژیم شده است. او لازم نیست دست به اقدامی سیاسی بزند. او حتی لازم نیست سخنی بگوید. چه بسا سخن نگوید اعتبارش بالاتر هم برود. او نیازی به شوراّ حزب  و یا سازمان ندارد. هم اینکه موجود است، از این به بعد مورد حمله مستقیم و غیر مستقیم عوامل اسلامی و ضد ایرانی قرار خواهد گرفت.

از این روی نیازی به بررسی ژرف در سیاستهای رژیم اسلامی نیست که بگوییم: شما آقایان و خانم ها، شما چه بخواهید و چه نخواهید هم اکنون اسب درشگه سپاه پاسداران هستید.

بیانیه نویسان با طرح بحث آکادمیک «ملت، قوم و ملیت» شاهزاده را متهم میکنند که با طرح «فدرالیسم» یگانگی ملی را به خطر انداخته است. نخست اینکه اگر او بر خلاف عقیده «ناسیونالیسم شیعه» مبلغ حقوق اقوام ایرانی شده است ما آن را یک پیشرفت بزرگ و نشانه نزدیکی او به فرهنگ ایرانی یعنی شیوه کشور داری  کورشی و ساسانی میدانیم.
مخترع آنچه که امروز «فدرالیسم» نامیده میشود پیشینیان ما ایرانی ها و مشخصا امپراتوری هخامنشی بوده است. یگانگی ملی ما ایرانی ها هیچگاه در هیچ برهه از تاریخ به دلیل تعدد فرهنگ اقوام و تیره های آن، از هم نپاچیده است. اتفاقا برعکس آن درست است. درست به خاطر احترام و شناخت حقوق اقوام بوده است که پیشینیان ما توانستند به ایران قدرتمند دست پیدا کنند. در این میان بحث قوم و ملیت و ملت در این بیانیه کاملا بی پایه و انحرافی است و هدف از طرح آن تنها خاک پاچیدن در چشم جوانان و وانمود کردن این است که به خواننده چنین القا کنند که بیانیه نویسان قصد لجن پراکنی ندارند و اختلافات مهم و منطقی، آنها را به طرح این بیانیه وا داشته است.

در سند «آیین ریشه ای» که پیشنهاد پیش نویس قانون اساسی پادشاهی نوین ایران است و انجمن پادشاهی ایران برای استقرار آن میجنگد، در هیچ جای آن از زبان رسمی صحبت نشده است. بلکه برعکس در زمینه ضمانت آزادی بیان، بوجود آوردن رسانه های محلی «که افراد محلی به زبان محلی خود قادر به ایراد مشکلات خود باشند» اشاره شده است. امور کشور داری از سطح روستا و بخش، در دست انجمن های روستا  و بخش آغاز شده و تا انجمن های شهر و استان تقسیم شده و بالا میروند. همه این انجمن ها در امور خود قانون گذار و ناظر بر اجرای قوانین هستند. و باز در هیچ جای این سند ذکر نشده است که در این انجمن ها حتما باید فارسی سخن گفت.
بر پایه این اساس نامه، کشور ایران دارای انجمن رایزنان (پارلمان و یا هم آن مجلس مرکزی) است که قانونگذار قوانین فرا محلی کشور است.

این قانون پادشاهی است! این قانون کورش است و در دوران اشکانی و ساسانی نیز با اندک تغییرات اجرا شده است.

اگر شما آقایان و خانم ها طرفدار پادشاهی هستید و یا به بیان خودتان «پادشاهی گرا» هستید باید این قانون را تبلیغ کنید. اگر کماکان پیرو قانون ناسیونالیسم شیعه از نوع صفوی و یا قاجار آن هستید، پس دهانتان را ببندید و به پر و پای هواداران راستین پادشاهی نپیچید.

بیانیه نویسان مطرح میکنند که رضا پهلوی با درخواست رسیدگی به پرونده «جنایت علیه بشریت» توسط شورای امنیت سازمان ملل دست دول خارجی را در حمله به ایران باز کرده است.  در پاسخ باید گفت که دول خارجی نیازی به گفته رضا پهلوی ندارند. دول خارجی، از عربستان گرفته تا انگلیس و آمریکا که سفارتخانه هایشان در ایران مورد تعرض حزب الله قرار گرفته اند به اندازه کافی بهانه در اختیار دارند که به ایران حمله نظامی انجام دهند. به موجب هم آن قوانین آنها در دفاع از  سفارتخانه خود محق هستند. علاوه بر آن مگر حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق، افغانستان و یوگسلاوی پیشین و … نیازی به بهانه داشت.

تا اینجای بیانیه جز بهانه های بی ربط که در اصلِ مسئله نیز به واقعیت نزدیک نیستند، نبوده است. اما همه صغرا کبرا  چیدن ها  برای این است که پیام سفارشی خود را  در لا به لای دو جمله گنگ بیان کنند. مینویسند که: «دشمنی با جمهوری اسلامی هیچگاه به جنگ تا آخرین نفس در برابر رژیم بعث عراق اولویت نیافت». این درست هم آن سیاستی است که بیش از چهار سال از سوی اصلاح طلبها و دو حزب پان ایرانیست و جبهه ملی تبلیغ میشود. آنها با هم این سیاست به پا بوسی سپاه پاسداران و دربار اسلامی رفته اند و «روحانی» را در انتخابات پیشین بر تخت نشاندند. پیام آنها در این مدت بسیار شفاف تر از این جمله در این بیانیه هست. آنها میگویند «تمامیت ارضی بر سرنگونی رژیم ارجحیت دارد» زیرا شرایط حساس است و کشور در خطر است. و از آنجا که از سرسلامتی سپاه پاسداران و رهبر مفعولش همیشه «شرایط حساس خواهد بود» و همیشه «کشور در خطر خواهد بود» بنا بر این نیز «هیچ گاه، دشمنی با جمهوری اسلامی اولویت نخواهد یافت». تمام!

من به همه امضا کنند گان این «چرکین نامه» میگویم که شما اگر واقعا میخواهید خدمت به سنت پادشاهی کرده باشید و اگر واقعا شما بنا دارید در رقابت مبارزاتی  برای  رهایی ایران شرکت کنید و اگر میخواهید نشان بدهید که از جان گذشته هستید و به پای بوسی سپاه نرفته‌اید: نامه سرگشاده ای را که هفته پیش از سوی انجمن پادشاهی خطاب به فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «محمد علی جعفری» نوشته شده است را امضا کنید. هشدار نامه ای که هم این لحظه که شما دارید این سطور را میخوانید جوانان ایران خانه به خانه پاسدار میروند و این نامه را به خانواده آنها میدهند. آیا حاضر هستید این نامه را امضا کنید؟ آقایان و خانمها؟

شما چی آقای آبرامیان حاضر هستید این نامه را امضا کنید؟ شما چی آقای رزم‌آرا؟ هومن مرزبان، کورش کلهر؟ آیا جگرش را دارید؟ بقیه را نمی پرسیم.

جمشید شارمهد

۹ شهریور ۶۳۸۰ شاهنشاهی (۱۳۹۵ معاویه ای)

برگرفته از سایت شخصی مهندس جمشد شارمهد

https://www.facebook.com/jamshid.sharmahd

Comments are closed.