مصادره کنندگان مال و فرهنگ ایرانی

مصادره هنگامی به کار میرود که دولتی دارایی و مالی را به نام خود کند.

چنیبن کاری نخستین بار در زمان خلفای اُمَوی انجام شد ، آنها که در سنگدلی نامور آفاق بودند ،دارایی مردم را، که گمان می کردند از نیاز آنها افزون تر است، به نام مصادره ، بر می داشتند در زمان عباسیان نیز یکی از خلیفه های به نام متوکل آن اندازه از مال و اندوخته ی مردم مصادره کرد که کار به بریدن و مصادره کردن سرو کاشمر و تکه تکه کردن آن و بردنش به بغداد کشید.همین کاری که امروز در جمهوری اسلامی اتفاق می افتد و پول نفت و معادن ایران سرازیر است به کشورهای لبنان و عراق، فلسطین و سوریه و یمن.

azmastتازیان و مصادره ی فرهنگی ایران

یک گونه دیگر از مصادره مصادره ی فرهنگی است ، هنگامی که تازیان به ایران یورش آوردند ، هر آنچه را که با ، باور آنها هم خوانی نداشت از میان بردند،نمونه ای روشن آن آتش زدن کتابخانه ها در پارس بود.تازیان نخست نابود میکردند ، سپس آن چه را که برخاسته از دانش و دریافت دیگران بود ، به نام خود می کردند.زمانی هم رسید که آیین های ایرانی را دگرگون کردند و از آنِ خود دانستند.همه ی کوشش سهروردی و دانشمندانی همانند او ، این بود که بگویند آن چه را شما به نام خود می خوانید،بسیار پیشتر در اندیشه و سخن ایرانیان بوده است. اما با گذشت سده ها و پس از یورش دوباره تازیان در سال 57 میبینیم که دوباره جمهوری اسلامی تیشه بر ریشه آیین و فرهنگ و هتا تاریخ آریا بوم نهاده اند  این حکومت هتا به آبها و رودخانه ها و دریاچه های ایران رحم ندارد و تمامی کوشش خود را برای نابودی نام ایران گذاشته اند و زمانی که با این ترفند ها ایران خالی از زندگی و به بیابانی خشک تبدیل شد از آن نیز دست برنخواهند داشت و شروع به فروش خاک های ایران میکنند و سپس با خیال راحت دست در دست هم پیمانان غربی و انگلیسی خود به کشورهای دیگر مهاجرت خواهند نمود.

زبان پارسی زبان دوزخیان است!

گونه ای دیگر از مصادره که همانا دزدیدن  چهره های تاریخی و فرهنگی کشورمان است.تاراجگران ، تندیس بابک خرمدین و نظامی گنجوی را می سازند و سرودهایی ساختگی به قطران تبریزی و همام ، که هر دو سخنورانی ایرانی هستند، نسبت می دهند.از آن سو برای آن که هویت سازی کنند،نام های جغرافیایی ما را هم می دزدند . امارات هر کاری میکند تا نام خلیج همیشه فارس را دگرگون کند.در این میان جمهوری اسلامی هم چندان بی گناه نیست.هنگامی که در رادیو و تلویزیون ،که خود را رسانه ی ملی می نامند ، گفته می شود که زبان فارسی زبان دوزخیان است!یا در شبکه چهار تلوزیون ، نخست زیر نویس های عربی را نشان می دهند،آنگاه فارسی آن را می نویسند،چه انتظاری از همسایگانی داشت که همچون گرگ ، دندان تیز کرده اند تا میراث ما را به نام خود کنند؟

آن از ترکیه و برگزاری همایش برای مولانا در این کشور ، آنها هشتصد هزار مهمان خارجی را برای این همایش به قونیه فرا می خوانند.اما در ایران برای اینتکه بگوییند ما هم ارزش مولانا را می دانیم ،همایشی نه چندان در خور در یکی از مراکز به پا میکنیم و استادانی ،سخنرانی هایی میکنند و چندی پس از آن هم فراموش می شود که مولانای ایرانی را دیگران به نام خود کرده اند.

از ماست که بر ماست

هرگونه که مینگریم در بخش مدیریت فرهنگی ایران در حکومت جمهوری اسلامی نالایقی و ناکارآمدی بیداد می کند و از هر سو در خور انتقاد است.

فرهنگ نامه ای تازی به نام المنجد در همین تهران اجازه فروش می یابد که در آن خلیج همیشه فارس را خلیج نوشته اند.شعری در روزنامه ها چاپ می شود که سراسر توهین به فردوسی بزرگ است و یا مجله ای چاپ می شود که به بزرگیتصویری منتسب به کوروش بزرگ را با فتوشاب دگرگون کرده انمد و روی آن مینویسند آیا کوروش بزرگ بود و یا می نویسند ایرانیان باستان،مشتی مردم بی سواد و وحشی و به دور از تمدن بودند!

در همه فرهنگ های “لاروس”،|بریتانیکا”،”آمریکانا”و چند فرهنگ دیگر ، پور سینای ایرانی را “فیلسوف عرب”نامیدند و هر گز از سوی جمهوری اسلامی اعتراضی نشده است.

این گناه ماست که کشورهای پیرامونی ما ،که هیچ کدام تاریخ و فرهنگ و دین در خوری ندارند، آیین ها و چهره های ایرانی را به نام خود می کنند.

اگر ما عشق به ایران و آب و خاک و میراث فرهنگی مان را افزون تر نکنیم امیدی به درخشش هویت ملی و آیین ریشه ای نیست.

انجمن پادشاهی ایران تندر همواره کوشش کرده است که در زمینه فرهنگی و آیینی ایرانِ بزرگ پرچمدار باشد و تا به امروز در این راه پیروز بوده و پیشرفت های فراوانی داشته و همین که فرزندان راستین آریا بوم با اسلام اهریمنی آشنا شوند و بدانند که اسلام راستین همان است که امروزه داعشیان اجرا می نمایند برای ما کافی است تا سربازانی  از همین فرزندان به پا خیزند و کاوه وار درفش کاویانی به دست گیرند و برابر این همه نالایقی حکومتی بایستند و ایران بزرگ را با اندیشه های بزرگ و ایرانی خود در راستای آیین ریشه ای بسازند.هدف انجمن پادشاهی نافرمانی مدنی و هر گونه مبارزه تا هنگام پیروزی و رستاخیز ملی است و از همه دلاوران و سربازان راستین در ایران و سراسر دنیا حمایت میکند.

فرجام یافت با آرمان پیروزی و بهروزی

به تاریخ دَی بِدین روز از اَمرداد  ماه از سال 3754 زرتشتی

برابر با سه شنبه 19 امرداد 1395 معاویه ای

 

موبد مانترانو

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*