آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری …

shoraye-melliبا وجود اینکه مواضع «انجمن پادشاهی ایران» در مقابل مجموعه ای موسوم به «شورای ملی …» و بخصوص در مورد بنیان گذار آن رضا پهلوی (فرزند و یادگار پادشاه آریامهر) کاملا روشن است، اما به خاطر استفاده نامشروع این گروه از نام  «انجمن پادشاهی ایران» در تارنمای رسمی خود، لازم دیدیم که جهت روشن شدن اذهان یاران تازه پیوسته به انجمن، نظرات خود را تکرار کنیم.

«انجمن پادشاهی ایران» هیچگاه، نه در تدارک این شورای غیر ملی شرکت داشته، نه سیاستهای بیگانه پرستانه و انحرافی آن را پشتیبانی میکند و نه در پی بوجود آوردن شوراها و یا کنگره های بیگانه پسند نظیر آن میباشد.

«انجمن پادشاهی ایران» یک نیروی برانداز است که در نبود پادشاه وظیفه پدافندی مردم ایران را به عهده دارد. ما به نرخ روز اهداف خود را تعریف نمیکنیم، بلکه  راه آزادی ایران را در سرنگونی رژیم اسلامی به دست ایرانی و استقرار «آیین ریشه ای» که پیشنهاد پیشنویس قانون اساسی ایران است میدانیم. «آیین ریشه ای» برگرفته شده از قوانین کشورداری تاریخ پر افتخار ایران است که امروز سرمشق ملل پیشرفته و موفق جهان شده است. در این راه ما نه به پای بوسی بیگانگان میرویم، نه با آنها وارد معامله میشویم و نه به آنها اتکا میکنیم. روی سخن ما تنها و تنها با دلیر زنان و دلیر مردان ایرانی است و بس.

این «شورا» (اگر بشود آن را اینگونه نامید) ادامه دهنده سیاستهای بی خطر برای جمهوری اسلامی و بدون پشتوانه و بی خاصیت برای مخالفین است که سالهای متمادی توسط رضا پهلوی تبلیغ شده است. در اینجا به «بیانیه ۱۶ ماده ای» ، طرح «۶۰ ملیون دات-کام»، طرح بی خاصیت «امروز فقط اتحاد» و طرح «رفراندم» اشاره میکنیم که هر کدام از آنها برای سرگرم کردن افکار جوانان در زمانهایی که امکان خیزش از سوی جوانان میرف با بوق و کرنا به صحنه آمدند و با هم آن سرعت نیز از صحنه خارج شده و فروکش کردند.

شکست همه این طرح ها تنها به خاطر بی لیاقتی شخص رضا پهلوی نبوده است، بلکه این طرح ها (که عمدتا در فعالیتهای تبلیغاتی خلاصه میشد) در اساس خود نه برای براندازی رژیم اسلامی، بلکه برای جا اندازی آن، برای سرکار گزاشتن مبارزین، برای تحقیر آنها و ناتوان نشان دادن ملت ایران طراحی و تبلیغ شده است. همه این برنامه ها با هدف بوجود آوردن خوراک تبلیغاتی برای دشمنان ایران به صحنه آورده شدند.

سیاستهای اعلام شده شورای رضا پهلوی به گونه ای است که «انجمن پادشاهی» هیچگاه با آنها نمیتواند توافق داشته باشد و هر بند این سیاستها از نظر ما دلیلی بر خیانت به ایران است.

امروز با وجود ضد و نقیض گویی های ایشان در مصاحبه های مختلف، میتوان خلاصه این سیاستهای  تبلیغ شده را چنین بیان کرد:

  • ایشان در میان هواداران خود این چنین تبلیغ کرده است که گویا سرنگونی این رژیم امری است حتمی و کشورهای بیگانه به خصوص غربی ها تنها به دنبال یک نماینده میگردند که با سر هم کردن این شورا به حمدالله این مشکل نیز حل شده است. صرف نظر از این که این برداشت نادرست است، بیان این چنین مطالبی خبر از روحیه نوکر صفتی گوینده آن میدهد. نخست اینکه «انجمن پادشاهی» میداند که ابر قدرت‌ها اتفاقا از این رژیم بسیار راضی هستند و همه تحریمها و در گیری های دیپلماتیک با هدف مطیع کردن مردم ایران اجرا میشود تا در نبود این رژیم دست از بلند پروازی های تاریخی خود بکشند. قدرتهای غربی در عین فشار آوردن به دولتهای رژیم اسلامی در فکر مذاکره پس از نمایش انتخابات هستند. «گزینه های نظامی در عمل هیچ گاه از زیر میز بالاتر نخواهند آمد. دوم اینکه، ما هر گونه همکاری با قدرتهای بیگانه و یا همآهنگی با سیاستهای بیگانه را که از موضع قدرت انجام نشود خیانت به نیاکان خود میدانیم. هم آنگونه که به روشنی عیان است شورای آقای رضا پهلوی به هیچ وجه نه آن قدرت و نه آن مشروعیت لازم را دارد تا به نام ایرانی و از سوی ایرانی با جهانیان سخن بگوید. رضا پهلوی حتی نتوانسته است سخنگوی هوادران خود باشد.
  • میگویند «ما باید متحد بشویم و خواست خود را به جهانیان اعلام بکنیم». در صورتی که «انجمن پادشاهی» معتقد است جهانیان هیچ علاقه ای ندارند بدانند ما ایرانی ها چه میخواهیم. ما ایرانی ها با جهانیان در بسیاری موارد تضاد منافع داریم. از نظر «انجمن پادشاهی ایران» ما ایرانی ها باید متحد بشویم و خود را سازماندهی کنیم و خواست خود را به جهانیان تحمیل کنیم.
  • میگویند: «هدف از تشکیل این شورا این است که شکل حکومتی آینده در یک رای گیری، که معلوم نیست از سوی چه کسی برگزار میشود، مشخص بشود.» و ادامه میدهند که «شعار ما امروز نه تنها تحریم انتخابات اسلامی است، بلکه حالا نیز میگوییم انتخابات آزاد میخواهیم». «انجمن پادشاهی» برای برقراری نظام پادشاهی (و نه احیا ی سلطنت) به سبک هخامنشی و ساسانی میجنگد. ما معتقد هستیم هر نوع «جمهوری» در ایران از «جمهوری» به سبک احمدی نژاد بهتر نخواهد بود. بنا بر این ما نمیتوانیم نیروی خود را صرف جنگی کنیم که از هم این حالا مشخص است که پیروزی در آن، برای ما نخواهد داشت. ما بیشتر ترجیح میدهیم که با فعالیت و کوشش، نیروهای خود را تقویت کرده و پیروزی خود را با سخت کوشی خود تضمین کنیم. شکل حکومتی آینده ایران در نبرد رو در روی با اهریمن مشخص میشود و نه رفراندم. قویترین نیروی مبارزاتی و برنده جنگ، نوع حکومت را نیز به دیگران دیکته میکند.
  • میگویند «ما ایرانی ها نباید در مبارزه خود متوسل به خشونت بشویم». در صورتی که «انجمن پادشاهی ایران» محدودیتی در شیوه مبارزه برای آزادسازی میهن مطرح نمیکند. شیوه های مبارزه همیشه باید متناسب با نیازهای مبارزه انتخاب و به کار گرفته شود. هدف پیروزی بر دشمن است. اگر دشمن دست به خشونت زد، که ۳۲ سال است که بدون وقفه میزند، ما نیز دست به خشونت میزنیم. «انجمن پادشاهی ایران» در مبارزه خود برای به زیر کشیدن این رژیم دست به هر اقدام، چه خشونت آمیز و چه صلح آمیز، میزند. از زمان سخنرانی آقای رضا پهلوی تا این لحظه که این سطور نوشته میشود، رژیم اسلامی بیش از ۲۵ نفر از هم میهنان ما را در زندانها اعدام کرده است.
  • میگویند: ما طرفدار «آشتی ملی» هستیم و به نیروهای قهریه رژیم قبل از اینکه سلاح کشتارگر خود را زمین بگزارند ضمانت میدهیم تا در حکومت آینده با آسایش زندگی کنند. این ادامه هم آن سیاست «به پاسدار باید گل داد» است که امروز با نام «آشتی ملی» دوباره فروخته میشود. هدف از این شعار خلع سلاح کردن جوانان در مبارزه بوده و هست. در این شعار به دنبال نشانه انساندوستی گوینده نگردید. زیرا اگر کسی بتواند دشمن خود را نابود کند و این کار را نکند میتواند از انسان دوستی حرفی بزند. «انجمن پادشاهی ایران» معتقد است که مناسبات ما با دشمن تا لحظه پیروزی بر او، مناسبات جنگی است. یعنی ما میخواهیم قدرت قهریه او را از کار بیندازیم تا راه برای حضور وسیع نیروهای ملی باز بشود و دشمن نیز متقابلا در پی نابودی ما است. پس از پیروزی بر دشمن آنچه در «آیین ریشه ای» برای همه شهروندان ایرانی در نظر گرفته شده است صادق خواهد بود. در «آیین ریشه ای» حکم اعدام لغو شده است. بزهکاران و جنایتکاران جنگی در دادگاه های بی طرف بر اساس قانون محاکمه میشوند.
  • میگویند «هم میهنان ما در ایران امکان مبارزه و گفتگو را ندارند. بنا بر این ما این شورا را درست کردیم که سخنگوی آنها باشیم». و با این پیام میخواهند مسئله وحدت ملی را یک امر مدیریتی معرفی کنند. «انجمن پادشاهی ایران» میگوید هیچ گروه و سازمان سیاسی جدی در ایران نیست که در خارج از کشور نماینده نداشته باشد. این سازمانها و گروه های سیاسی و ملی همیشه بدون نیاز به شورای واسطه با هم در حال مذاکره و همکاری هستند. نیازی به شما نمایندگان خود خوانده نیست. کسی شما را نه انتخاب و نه انتصاب کرده است. شما در بهترین حالت میتوانید نماینده و سخنگوی خودتان یعنی بخش جا انداز مخالفین و رانده شدگان از سفره اصلاح طلبان باشید. آقای رضا پهلوی با ۶۲۱ رای در بین هواداران خود نمیتواند نماینده و سخنگوی ۷۰ ملیون ایرانی باشد. اتفاقا «انجمن پادشاهی» در ایران امکان مبارزه را میبیند و امکان مبارزه را دارد و تنها مبارزه ای که معنی میتواند داشته باشد و تاثیر دارد مبارزه ای است که در خاک ایران انجام میگیرد و هدفش براندازی این رژیم است. اعضا و هواداران «انجمن پادشاهی» در ایران نیاز به اسلحه دارند، نیاز به بودجه مالی برای رفت و آمد و نیاز به آموزشهای مبارزاتی دارند. و در خارج از کشور نیاز به پشتبانی تبلیغاتی. این «شورا» و اعضای تشکیل دهنده آن فاقد توانایی در دادن این نیازها هستند. حتی در حرف نیز توانایی آنها محدود است و جربزه ابراز آن را ندارند. همه هم و غم این «شورا» جلب توجه محافل سیاسی قدرتهای بیگانه است. علاوه بر آن لازم به یادآوریست که مبارزه برای بوجود آوردن وحدت ملی با مذاکرات بین سازمانی بوجود نمیآید. این مذاکرات همیشه انجام شده است و تا کنون هیچ کمبودی در این زمینه احساس نشده است. وحدت ملی همیشه از سوی قویترین نیروی ملی بر دیگر نیروهای مبارزاتی تحمیل شده است. وحدت ملی پیش فرض مبارزه نیست بلکه وحدت ملی ثمره مبارزه ملی است.

در اینجا به نحوه شکل گیری این شورا، به زد و خورد های غیر سیاسی به خروج افراد از این «شورا» و آبرو رزی هایی که همه خوراک تبلیغاتی برای رژیم اسلامی فراهم آورده اند، اشاره نمیکنیم. این شورا نه پیام روشنی دارد، نه آنگونه که ادعا میکند «معرف یک روند دمکراتیک و شفاف» است و نه توانایی و اعتبار لازم را برای سود رسانی به نبرد ملی دارد. در یک کلام «هر چه خوبان همه دارند تو تنها داری». در اینجا ما تنها به مطالب مهم اشاره کردیم تا نشان داده شود که نظرات «انجمن پادشاهی ایران» تا چه اندازه با این «شورای» ساخته رضا پهلوی فاصله دارد.

سابقه سیاسی رضا پهلوی نشان میدهد که او «شاهزاده سیهانوک» نیست که با درایت خود موجب اتحاد و آشتی نیروهای ملی کامبوج شد. او «نلسون ماندلا» نیست که توانست بزرگترین اعتلاف ملی را در آفریقای جنوبی بوجود بیآورد. او شاهزاده «خوآن کارلس» نیست که وحدت ملی اسپانیا را در مقابل تجزیه طلبان حفظ کرد. همه این بزرگ مردان قبل از اینکه به فکر «آشتی ملی» باشند به دنبال «پیروزی ملی» بودند. همه آنها قبل از اینکه به دنبال «مناسبات حسنه» با قدرت های بیگانه باشند به دنبال بهبود مناسبات مبارزین و جنگجویان ملی بودند. همه آنها از اعتبار و سرمایه سیاسی خود استفاده کردند تا نبرد ملی را به سامان برسانند.

رضا پهلوی سالها پیش با گفتن این جمله که «دیکتاتوری ژنتیکی نیست» بزرگترین سرمایه سیاسی خود را که پرچمداری «ناسیونالیسم پهلوی»، «سکولاریسم پهلوی» و «مدرنیسم پهلوی» باشد را به زباله دانی انداخت و آویزان بیرق «ناسیونالیسم شیعه» شد. حضور شخصیتهای بدنام و پسمانده های اصلاح طلب و رانده شده از سفره جمهوری اسلامی در این «شورا» اتفاقی نیست.  وجود و حضور رضا پهلوی در صحنه سیاسی ایران موجب وحدت ملی نمیشود زیرا او پرچمدار یک جناح بی اهمیت، ناموفق، رو به افول و ورشکسته میباشد و از اینرو خود موجب تفرقه نیروها میشود.

در اینجا از همه هواداران نظام پادشاهی دعوت میکنیم چنانچه واقعا در آرزوی برقراری دولت کورشی در ایران هستید چنانچه خواهان عدالت ساسانی در آریابوم هستید، چنانچه در پی به دست آوردن عظمت ایرانی هستید، چنانچه میخواهید دستآوردهای دوران پرشکوه پهلوی را پاس بدارید به تنها نماینده آن یعنی «انجمن پادشاهی ایران» بپیوندند. رضا پهلوی بیش از دو دهه است که تاج پادشاهی را به زباله دانی انداخته و به قول خودش «آخرین اقدام» خود را با فراخوانی این شورا انجام داده است. او پیش از اینکه اعتباری کسب کند سرمایه سیاسی خود را از دست داده است و به خانواده خود پشت کرده است. او میخواهد «ظاهر شاه» ایران باشد که به دستور آمریکایی ها در جهت دفن پادشاهی در افغانستان عمل کرد.

پاینده ایران، برقرار آیین ریشه ای و کوبنده تندر

 

بیشتر بخوانید:

بیچاره کورش، بیچاره پهلوی

 

بیشتر گوش دهید:
از مجموعه برنامه‌های رادیو تندر بر روی ماهواره یوتل‌سات
مشخصات کانال:
Eutelsat W3A 7°E, 10721, S/R:22000, FEC:1/2 H
رادیو تندر از طریق ماهواره یوتل‌سات برای ایران و اروپا پخش میشود.

 

فایل های صوتی این برنامه:
[1], [2], [3], [4], [5], [6]

Tags: 
مشترک دیدگاهها بشوید

19 دیدگاه

  1. بادرود.
    هموطنان عزیز همیشه این رو به خاطر داشته باشید که,تاریخ هیچوقت به عقب برنگشته و نخواهدم گشت,(که به وضوع ثابت شده)دوران پهلوی درتاریخ ایران تمام شد و دیگر بر نخواهد گشت.رضاپهلوی درحال حاضر مهره نظام جمهوری اسلامی است,که هیچکس مثل ایشان به درد نظام جمهوری اسلامی نمی خورد.مثل روز روشن است.
    بدرود.

  2. با درود مجدد:
    در ضمن مي خواستم بگم اگر قران تون كامل و بي نقص بود چرا شوراي نگهبانتون جلو مجلس كم مي اره و اينكه روشن كن قران بالاتر يا مجمع تشخيص مصلحت نظام كه نصف بيشتر دست نشانده خامنه اي هستند
    يا قران بالاتر يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي؟ كدوم ؟ قران كه بيشتر كلام فرعون و يهوديان و اجنه هست، به فرض اگر حق باشه چرا اينهمه ملاي فاسد داريم؟
    مگر نه اينست كه مي گوييد خداوند زيباست و منشا زيبايي و ارامش، پس چرا هر چه بيشتر اسلام با خونتون اميخته ميشه شبيه حيوانات عجيب غريب مي شويد؟
    دستاورد اسلام و انقلاب اسلامي دراين سالها چيزي جز ريا نفاق دروغ خيانت اشوب نبوده.شما يك عده گوسفند ترسو مي خواهيد كه هر مزخرفي گفتيد تحسين كنند. تو ملاي سطح دويي به من بگو نماز بدون خشوع بي اثر يعني چي! غير اينه كه خاشع متقي و … معني ترس و ميده؟
    ما دوزخ و به بهشتي كه يه مشت ابله شهوتي هست ترجيح ميديم

  3. با درود به تمام ازادي خواهان جهان
    اين حجت الاسلام يا حجت الاسلام نيست يا خودشو زده به خريت،
    اگه ميشه چند تا تعليم انسان ساز اسلام و بگو تا ما تو جهنم نسوزيم!
    اسلام يعني : كنيز داري برده داري اروق زدن بعد غذا با كنيز خوابيدن سم و با ني تو ماتحت مقتول كردن زن را مانند حيوان و برخي مواقع كمتر حساب كردن ( با پوزش از بانوان گرامي) كشتن شكنجه روشهاي سكس با انسان و حيوانات و… اگر هم جايي گفته كمك به يتيم و… كنيد از يهوديت گرفته.در هليته المتقين نوشته رسول خدا در كارهاي مهم با زنان مشورت مي كرد و هر چه مي گفتند عكس ان عمل مي كردند! برو تمام كتاب فروشي هاي انقلاب دارند ببين بيسواد، ولي خداييش من عاشق رسول خدام بدون قرص و امينو اسيدو مولتي ويتامين روزي ٦ بار سكس مي كرده
    تو هم مي دوني داستان اسلام از چه قرار، فقط مي دوني اگه انجمن پادشاهي ايران روي كار بياد ميفرستيمتون زمين بيل بزنيد جاده بسازيد ازين مي ترسي مفعول.
    بدرود بر تمامي نيك انديشان زمين

  4. رضا بهلوی ناموستو گ … م

  5. کجاست اون شاهزاده ای که میگه میخوام برگردم ایران.خوب لامصب سال 57 یه گوهی خوردن.
    ما جوونا چه گناهی کردیم.تو که میخوای جانشین بابات بشی تا کی میخوای امروزو فردا کنی.تا کی آخه.ریدن ‘شاشیدن’گوزیدن تو مملکت هیچکی نمیتونه هیچ غلطی بکنه هم.

  6. خانواده بهلوی دزد ناموستون رو خر بکنه کس کش حرومزاده محمدرضا شاه هم مثل این اخوندها کونی ولواط کار بود

  7. شماها همتون همتون نوکر استعمار {انگلیس واسراییل} هستید جاکش های بی ناموس تنها رسانه ملی میهنی کشورمان فقط وفقط رنگارنگه

  8. کافران بی دین
    بروید دنبال اصلاح عقاید خودتان باشید چون فاصله زیادی تا ورود به جهنم و ماندن جاودانه در آن ندارید؛
    اصلا اهمیتی ندارد که حکومت در دست چه کسی باشد،
    چیزی که مهم است این است که هر شخصی به دستورات دین اسلام عمل کند و زندگی آخرت خود را آباد سازد.
    آباد شدن یا نشدن دنیا اهمیتی ندارد.
    اگر واقعا خواستار زندگی در سایه یک حکومت عدل هستیم باید تا ظهور امام زمان صبر کنیم چون امکان ندارد شخصی غیر از امام معصوم بتواند یک حکومت سراسر عدل و داد را اداره کند

  9. من با نظر شما کاملا مخالف هستم چرا ؟! چون دنیا مثل شطرنج هست.در شطرنج یک قانون بیشتر وجود ندارد اینکه هر مهر ه ای سر جای خودش باشه و کار خودش را انجام بده در جهت یک هدف. شاید من یک مبارز و یک جنگ جوی خوبی باشم(سرباز) اما واقعا نتونم یک راه بر باشم (مثلا وزیر). شاهزاده نمی تونه یک جنگ جو باشه اما میتونه یک راهبر باشه.

    حال اگر فکر کنیم هر کسی می تونه هر کاری کنه نتیجه ان میشه همین جمهوری اسلامی. که اخوند روضه خون میشه رهبر و گند میزنه به مملکت. در صورتی که اگر همان روضه خون باقی می مومند امروز روضه خون های بهتری داشتیم و مجبور نبودیم ببینیم یه مشت لات چاقو کش جیره خور شدن روضه خون. شک ندارم اگر انشتین می خواست فوتبال بازی کنه به هیج جا نمی رسید اما جای خودش رو به درستی در صفحه شطرنج پیدا کرد و شد انشتین.

    هدف ازادی حقیقی مردم ایران هست از دید شاهزاده که دنیای سیاست رو می فهمه روش شورای ملی هست.از دید شما که جنگجو هستید مبارزه رو در رو هست.

    اما هر دو یک هدف دارین !!!.پس مسخره هست که خودتون رو جدا از اون میبینین یا اون خودش رو جدا از شما فقط وظایف متفاوته. من یه جنجگو هستم و به خودم قول دادم روزی که به هر دلیلی سرو کارم با این حرامزاده ها افتاد مرگ به جون می خرم و 10-20 تا شونو با خودم به گور می برم اما تن به ذلت زندان نمیدم که بعدش مثل گوسفند منو به قربان گاه ببرن.

    اما از یه چیز خیلی ناراحتم اونم از دست کسانی هست که میگن مبارزیم بعد زندان میفتن بعد اعدام میشن.روزی که اون ها دست به مبارزه میزنن باید بدونن که 90% پایان کارشون مرگ همراه با شکنجه در زندانه !!! پس یا درست بجنگن یا اصلا بی خیال بشن.بهتر از این هست که بعدش یا به خایه مالی بیفتن یا دست به اعتصاب غذا بزنن یا بدتر مثل گوسفند قربانی چوبه های دار بشن.من به همشون احترام می ذارم اما یا بلد نیستند مبارزه کنن یا مفهوم مبارزه را بلد نیستند !!!.اقای ایرانی خانوم ایرانی یا بتمرگ تو خونت صدات در نیاد یا اگه در میاد درست و حسابی در بیاد.جز این خودتو جلو اخوندا و توله سگ هاشون سبک نکن.
    به امید نابودی این حرام زاده ها.

    پاسخ:
    «ناشناس» گرامی، از این که این مقاله مورد توجه شما قرار گرفت خوشحال هستیم. ما در مورد مواردی که گفتید از جمله قانون از «هر کس به اندازه توان و استعدادش» در مبارزه استفاده شود، و این که اهداف یکی است و روشها تفاوت دارد … و دیگر موارد ذکر شده هم اطلاع داریم و هم اینکه در اداره سازمانی خود از این قوانین پیروی میکنیم.

    اما پیام این مقاله فرای این قوانین است و انتقادات اصولی از چارچوب بحث مدیریتی فراتر میرود. ما باور نداریم که اهداف شاهزاده با ما یکی است. ما همچنین باور نداریم که ایشان در راستای منافع ملی آنچه در توان دارند را به کار برده اند. و از همه مهمتر، برآورد ما این است که ایشان به تمام دست آورد های مردم ایران در دوران دو پهلوی پشت کرده اند.

    قانون «شطرنج جهانی» نیز نمیگوید به دست آورد های گذشته پشت کنیم و به جای به دست گرفتن پرچم روشن ملی، گاهی در جبهه سفید و گاهی در جبهه سیاه شمشیر بزنیم. اتفاقا ایشان در صحنه شطرنج سیاسی نقشی (سیاست مشخصی) را ایفا نمیکنند بلکه در بهترین حالت هم مانند یک سرگردان بین سیاستهای متفاوت تلو تلو میخورند. ما از این بابت به هیچ وجه خوشحال نیستیم.

  10. من هوادار آریستوکراسی و با جنبش شما موافقم. ما به یک پادشاه معمولی احتیاج نداریم. ما یک امپراطور قدرتمند همچون ناپلئون ویا ژولیو سزار که از دل هرج و مرج و آشوب زمانه برخاسته باشد می خواهیم.

    سرفراز باد ایران.

    پاسخ:
    امیر بهرام گرامی. راه باز است. برای هر جوان دلآور ایرانی. چه دختر و چه پسر. چه کرد و چه بلوچ و چه تهرانی و چه خراسانی و چه آذری ..

    ایران ما گران بهاتر از این است که به دست خود آن را به افراد نا لایق بسپاریم. پدران ما این کار را در سال ۵۷ کردند. ما نمیکنیم.

  11. آقای سید رضا دیبا ننگ بر تو و مادر خائنت.
    اکنون که مردم سرزمینم ایران با پیکار و تلاش ایران بانان به ویژه کدبان فولادوند از نا آگاهی به آگاهی رسیدند و در حال انتقام از این اشغالگران هستند باز شما آمدید تا مسیر را به بیراهه کشانید افسوس که دیگر زمان برای شما و همراهانتان به پایان رسیده است .ننگ بر سید رضا و مادر خائنش.

  12. ما همه خوبیم.وتقریباهمه ما به یه طریقهای ضربه خورده ایم،
    ولی استاد فرود فولادوند همشهری لرم خیلی باغیرت وشجاع است
    و همه نمی تونن مثل او شجاع باشند.درود به همشهری لرم .من ذات وغیرت همشهریم آقای فرود فولادوند رو میفهمم وبهش افتخار می کنم و دوستش دارم و ازش تشکر و قدردانش هستم

  13. DOROD BAR SHARAFE HAMETON;maha hame khobim,vali behemon khili zolm ,shode,va asabani hastimaz az in babat ,dorod be forod foladvand ba ghirat
    ,khili salare va nazaine aghaei ostad foladvand,hamsharia loram
    dar akhar hamishe nor bar tariki faagh khahad shod

  14. درود
    من یک ایرانی میهن پرست زرتشتی ، با توجه به وظیفه ی میهنی خودم تا پای جان و تا آخرین قطره خون جان فدای ایران ویج پاک و شاهزاده رضا پهلوی هستم .
    اگر شما بر این باورید که شاهزاده رضا شایسته گی و سیاست نداره پس شخص شایسته مورد نظر شما چه کسی هست؟
    خودتونو بزارید به جای ایشون اگه بدون پرده راجب دین کثیف تازی بگه ذهن مردم بی سواد و عوام در موردش چقدر برمیگرده؟
    ذر ضمن از روشن گری های شما دربارهی دین تازی تشکر ویژه دارم
    با سپاس

    پاسخ:

    هم میهن گرامی. صد ها و چه بسا هزاران کاندید مناسب برای وظیفه چه رهبری و چه مقام پادشاهی و چه مقام پدافند مردم (که هم آن وظیفه نخست پادشاه هست) موجود هست.

    اگر راستش را بخواهید، تک به تک جوانانی که به «انجمن پادشاهی ایران» پیوسته اند را نگاه کنید این شایستگی را دارند. مانند محمد رضا علی زمانی و یا بقیه جانباختگان و دیگر یارانی که زنده هستند و شایستگی‌شان را با مبارزه‌ات خودشان و نه نام پدر به دست آورده اند.

    از این رو از شما نیز دعوت میکنیم که نیرو و وقت خود را حدر ندهید و به جمع ما مبارزین پادشاهی بپیوندید. باور کنید که اگر ما یک جو توانایی در این پسر نا خلف پادشاه آریامهر میدیدم او را کنار نمیگذاشتیم.

    پیروز باشید

  15. من صد در صد حکومت پادشاهی در ایران بوده و هستم . انتخاب شخصی به عنوان پادشاه ایران , یک عمر نوح میخواهد … و هر روز که بیشتر از برقراری حکومت اسلامی میگذرد ایران رو به فقر رفته و ایرانی تو سری خورتر ….
    به نظر من رضا پهلوی فردی آشناتر برای ایرانیان است . ناگفته نماند که یکمشت به ظاهر طرفدار رضا پهلوی به محبونیت ایشان لطمه زده اند .
    اگر مردم ایران قبول میکردند که هیچ کس صد در صد ایده ال وجود ندارد و به حسنهای شاه فقید رازی بودند ایران ویران نمیشد . شاه ایران را از کمونیست و توده ای و مجاهد حفظ و در های تمدن غرب را به رویمان باز و ما زندگی کردیم

    پاسخ:
    منیره گرامی،

    آیا فکر میکنی «آشنا بودن» برای برای پادشاه بودن کافی است. ما فکر میکنیم نه. زیرا اهمیت این مقام بسیار بیشتر از این حرفها هست. بسیار شخصیت های فرهنگی و سیاسی هستند که «آشنا هستند» اما مقام پادشاه چیز دیگر است و بیش از همه «لایق بودن» ملاک است. از نظر ما شخصیتهایی مانند جانباز :محمد رضا علی زمانی» بسیار بسیار لایق تر از فردی مانند رضا پهلوی است و اینگونه شخصییت ها در صفوف انجمن پادشاهی فراوان هستند. بنا بر این نگران برگزیده شدن پادشاه آینده ایران نباشید. بهترین پسر و یا دختر ایران که لیاقتش را در جنگ براندازی نشان دهد این مقام را تسخیر خواهد کرد.
    رضا پهلوی همه چیز داشت، اما خود را به لجن کشید. او دیر زمانی است که مرده است. اطرافیان او هم آنی هستند که او هست. مقام پادشاهی را با نام او آلوده نکنید.

  16. بره به جهنم سید رضا دیبا

  17. هر چه بگندد نمکش ميزنند وای بروزی که بگندد نمک

    بیش از يکسالست که مُهرِ لالمانی بر دهان زده ام تا مبادا از ما بهتران را رنجيده خاطر کنم .

    بیش از يکسالست که تماشاگرِ معرکهء مضحکِ دلقکان و ” بشکن وُ بالا بندازیهای” آنان هستم و زبان در دندان گرفته ام تا سخنی نگویم که به شالِ قبای کسی بر خورد .

    بیش از يکسالست که فتنه را با چشم می بينم، اما سکوت گزیده ام تا مبادا تعصب زدگانِ پريشان حال را بجانِ خود بيندازم .

    بیش از يکسالست که با فريبِ خويش، خود را محکوم به کری، کوری و لالی کرده ام و برای رضای دل، نامش را خويشتن داری نهاده ام .

    امروز که مينگرم، تأسفی ژرف وجودم را فرا گرفته است و ” وای بر ما ” ميگويم ؛

    وای بر ما، که نادانان و يا خائنين، پرچمدارانمان گشته اند ؛

    وای بر ما که يا بايد دلاکِ حمامِ چرکين مغزان گشته و به چرکینیِ خويش در هم پيالگیِ با آنان تن در دهيم و يا اينکه ناتوان شاهدِ دلقک بازیهای ويرانگرِ این مفلسان باشيم .

    پس کجاييم ما ايرانيانی که مدعا بودیم که شرافتِ خود و میهنِ خود را نميفروشيم و چرا همه همچون منِ نادان، سکوت گزیده اند .

    دعوتنامهء ارسالی به خامنه ای از سوی شورای ملی، آخرين قطره ای بود که شکیباییِ تحميلی را در من شکست .

    ممکنست که اینبار نیز برخی از خودشیفتگانِ مغز باخته بگويند، که اينکار يک تاکتيکِ سياسی ميباشد، اما اين حنا ديگر رنگ ندارد، زيرا روالِ مبارزهء اپوزيسيونی برانداز، اينست که از ملت برای سرنگونیِ حاکميتِ جنايتکار، دعوت به مبارزه ای همگانی بعمل آيد، نه اينکه از رهبرِ جنايتکاران برای کمک در استقرارِ آزادی ( انتخاباتِ آزاد ) دعوت بعمل آمده است ! .

    نمیدانم که آیا بيش از اين بايد بگويم يا نه ؟

    شورایی که اعضای دفترِ سياسيش را يا ناشناسان و يا کسانیکه تا ديروز برای رضايتِ خاطرِ بيتِ رهبری ( خامنه ای ) خوشرقصی مينمودند و آلودهء جناياتِ رژيمند تشکيل داده و جسارت و وقاحت را هم بجايی رسانده اند که بجای شرمساری از همپيالگیِ حداقل تا ديروزِ خود با رژيم، سر بزير بيندازند، قداره کشيهای آموخته از رژيم را تکرار و به مبارزانِ 34 ساله، فقط بدليلِ يک انتقادِ ميهن پرستانه، تهمتِ جاسوسی يا خيانت ميزنند و نمونهء يکی از اين قداره بندانِ ادب آموختهء رژيم، شخصيست بنامِ محمدرضا حيدری .

    من شخصاً هيچ مشکلی با بيسوادان و يا نفوذيهايی ِ موجود در اين شورای به اصطلاح ملی ندارم، بلکه پرسشم از آن بخش از مبارزانِ سابقه داريست که بدليلِ ساده لوحی، هر بار جَو گير شده و از حولِ حليم در ديگ ميفتند و خود را با کله، در دامانِ ديوانه يا ديوانگانِ فريبکار يا نادان ميندازند .

    همين احساساتيهايی که چندين سالِ پيش، جَو گيرِ رفراندومِ سازگارا شدند و پس از مشاهدهء پوچ بودنِ آن سناريو، بجای اينکه هوشيار گردند، دوباره جَو گيرِ طرحِ افسانه ایِ هخا شدند و باز هم پس از مشاهدهء پوچ بودنِ آن سناريو، بجای اينکه هوشيار گردند، دوباره جَو گيرِ طرحِ تخيلیِ تيمسار عقاب شدند و باز هم پس از مشاهدهء پوچ بودنِ آن سناريو، بجای اينکه هوشيار گردند، اينبار نيز جَو گيرِ شورای به اصطلاح ملی، که دعوتِ به همکاری از خامنه ای ميکند شده اند . ( چرا گفتم شورای به اصطلاح ملی، زيرا همه چيز دارد بجز هويتِ ملی، زيرا نه در منشور و نه در اساسنامه اش، هيچ اشاره ای به سمبلهای ملیگرايی يعنی پرچمِ سرنگ شير و خورشيد نشان و زبانِ مشترکِ ملی نشده است ) .

    انتخاباتشان را هم که همگی ديديم و من خودم يکی از حاضرانِ در جلسه بودم و ديدم که چه افتضاحيست و چگونه با سفارشاتِ قبلی و کلکهای اينترنتی، رأی ميدادند و حالا با این انتخاباتِ تقلبیِ خودشان ( انتصابات )، آمده اند و از خامنه ای تقاضای انتخاباتِ آزاد ميکنند ( مصداقِ ضرب المثل: ديگ به ديگ ميگه روت سياه ) .

    اصلاً در کجای عالم ديده ايد که برگزار کنندهء انتخابات، خودش، هم کاندید باشد و هم شمارشِ آرا را انجام دهد، آيا اين نکته برايتان سئوال برانگيز نيست ؟

    تعجبِ ديگرِ من اينست که شاهزاده در طولِ اين 34 سال ميگفتند که سخنگوی ملتِ ايران هستند و برای آنان مبارزه ميکنند، اما نميدانم که چگونه سخنگوی ملت بودن را به سخنگويیِ يک دفترِ سياسیِ معلوم الحالِ 9 نفره فروختند ؟

    آخرين پرسشم، که ميتوانيد آنرا يک شوخی تصور کنيد اينست که، آيا يکی از آن 5 صندلیِ خالیِ اضافه در دفترِ سياسی و 15 صندلیِ خالی در شورايعالی، که قرارست در صورتِ نياز و بدونِ انتخابات پر شود، يکی از اين صندليها برای خامنه ايست که از او دعوت بعمل آورده ايد ؟

    شاید اگر دوباره لالمانی بگیرم و چیزی نگویم، بهتر باشد، فقط چون هر نوشته ای را بايد بگونه ای بپايان برد، من هم اين دردِ دلِ خود را با جملهء ” خدا بدادمان برسد و عاقبتمان را بخیر کند ” بپايان ميبرم .

    از اعضای مستعفیِ شورا ( نامِ خود را جهتِ پيشگيریِ از ترور و تخريبِ شخصيت، فعلاً و تا زمانِ بيداریِ ديگران، بيان نميدارم )

  18. منظورشان از آشتی ملی تنها برای خلع سلاح کردن مبارزان است وگرنه متجاوزین که هیچگاه سلاح خود را در برابر مردم زمین نمیگذارند. اینها هدفشان آزادی ایران بدست ایرانیان نیست.

  19. رضا پهلوی ، کمترین علاقه ای به ایران و ایرانی‌ ندارد و اصولا به فکرِ نجاتِ ،،ایران،، از چنگالِ ،،عرب خویان،، نیست و امروز بر همگان روشن شده است که ،، رضا پهلوی ، ، فردی بی‌ لیاقت و دهان بین و کودک اندیش ، و بی‌ سواد و حراف و آماده خور و هرزه گردِ سیاسی میباشد و هیچ یک از مبارزینِ واقعی‌ دیگر به او نزدیک نخواهند شد.

    رضا پهلوی ، متهم به توافق با تجزیه طلبان است ، و پس از رسواییِ ،،شورای ناملی،، اکنون تلاش می‌‌کنند که بگوید : نظرِ شخصی‌ِ او با منشور و منشور نویسانِ بی‌ وطن و تجزیه طلب ، فرق داشته و اکنون نیز نظراتِ شخصی‌‌اش با تجزیه طلبان فرق دارد ، رضا پهلوی هنوز به این معنا پی‌ نبرده است که: ( آبرویی که رفت ، دیگر باز نمی‌‌گردد) .

    مرگ بر نویسنده اصلِ یازدهمِ منشورِ شورای ناملی

    مرگ بر تجزیه طلب

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*