سلسله قاجار بی کفایت

آقا محمد خان قاجار از سال ۱۱۹۳ تا ۱۲۱۱ هجری قمری یعنی نزدیک به ۱۸ سال پادشاه ایران بود. او پایه گذار سلسله قاجار نیز بود. آقا محمد خان در سن چهار سالگی به وسیله علیقلی خان ملقب به عادلشاه که برادرزاده نادرشاه بود اخته شد. دلیل این کار عادلشاه این بود که هنگامی که بر ضد نادر شاه افشار شورش کرد، یکی از مخالفان سلطنت او محمد حسن خان پدر آقا محمد خان بود. چون عادلشاه به آقا محمد خان دست پیدا نکرد، تلافی آن را بر سر پسرش درآورد. آقا محمد خان مردی ناتوان و کریه چهره و ترسو بود. اما ظلم و ستم و بی‌رحمی و سنگدلی و پول دوستی و جنایاتش هم مثل شده است. شیوه کشتن آخرین شاه زند و قتل عام مردم کرمان و جنایات و غارت‌هایی که در گرجستان انجام داد از جمله رفتارهایی است که به این پادشاه بی‌کفایت چهره‌ای بیش از اندازه منفی داده است. آقا محمد خان نه تنها در دوران حکومتش مقابل تهاجمات روسیه ایستادگی کرد بلکه به گرجستان تحت حمایت روسیه هم حمله کرد.


محمد حسن خان پدر آقا محمد خان در طول زندگیش کش و قوس‌های زیادی برای کسب قدرت داشت. تا سرانجام در زمان هرج و مرج ایران پس از قتل نادر شاه افشار، در استرآباد ادعای سلطنت کرد. ولی در کشمکش با سلسله زندیه به قتل رسید و پسرانش اسیر شدند.
کریم خان زند از نه پسر محمد حسن خان دو تای آن‌ها یعنی آقا محمد خان و حسین قلی خان جهانسوز را با خودش به شیراز برد و بقیه را هم به قزوین فرستاد. آقا محمد خان تا زمان فوت کریم خان یعنی ۱۱۹۳ در دستگاه زندیه بود و با او خوش رفتاری می‌شد.
وقتی آقا محمد خان فهمید که کریم خان در حال مرگ است از شیراز خارج شد و به همراه عده‌ای از ایل قاجار و افرادی دیگر به سرعت به تهران رفت. او ابتدا یکی از برادرانش را به سرکوب برادران دیگرش که مخالف ریاست او بر ایل اشاقه باش و دعوی سلطنتش بودند فرستاد و پس از مطیع کردن شمال و مرکز ایران در نوروز سال ۱۲۰۰ هجری قمری در تهران تاج گذاری کرد. آقا محمد خان که در پنج سالگی اخته و مقطوع النسل شده بود و در نتیجه فرزندی نداشت، بابا خان پسر برادر بزرگ ترش حسین قلی خان جهانسوز را ولیعهد خود کرد.
آقا محمد خان تهران را به دلیل نزدیکی به استرآباد، مقر ایل قاجاریه و برای دسترسی به ایالات جنوبی که هنوز در دست سلسله زندیه بودند به پایتختی برگزید و حکومت ولایات مطیع را بین رؤسا و بزرگان قاجار تقسیم کرد.
سپس پس از مدت‌ها جنگ و گریز در سال ۱۲۰۸ آخرین شاه خاندان زند یعنی لطفعلی خان زند را شکست داد و او را پس از کور کردن کشت. این کار او در تاریخ ایران واقعه‌ای فراموش نشدنی و دردناک به شمار می‌آید. چراکه خاندان زند با آقا محمد خان و برادرانش رفتاری شایسته داشتند. جنایاتی نیز که آغامحمد خان در کرمان، محل مقاومت لطفعلی خان انجام داد هیچ‌گاه از خاطر مردم کرمان نمی‌رود.
آقا محمد خان سپس تصمیم گرفت که شروان و گرجستان را که در زمان صفویه مطیع ایران بودند و در زمان سلسله زندیه از تسلط حکومت خارج شده بودند را تصرف کند. حاکم گرجستان در این زمان خود را تحت الحمایه روسیه قرار داده بود. آقا محمد خان ابتدا سعی کرد با حاکم گرجستان از در معامله درآید، اما حاکم گرجستان زیر بار نرفت. در نتیجه آقامحمد خان حرکتی غافلگیرانه بر ضد حاکم گرجستان انجام داد. به این ترتیب که به جنگ با حاکم شوشی واقع در منطقه قفقاز پرداخت تا آنجا را تسخیر کند، اما چون با مقاومت زیادی روبرو شد راهش را به سمت گرجستان کج کرد. وارد تفلیس پایتخت گرجستان شد و جنایات بسیاری نیز در این شهر انجام داد. به حدی که جنایات او از نظر گرجی‌ها بعد از جنایات مغول‌ها بد‌ترین خاطره تاریخیشان محسوب می‌شود!
سپاه روسیه برای حمایت از حاکم گرجستان وارد منطقه قفقاز شد و چند شهر را تصرف کرد. اما از خوش شانسی آقامحمد خان در این زمان کا‌ترین ملکه روسیه درگذشت و سپاه روسیه از این مناطق فراخوانده شد. در این زمان آقا محمد خان درگیر تسخیر خراسان نیز بود. آقا محمد خان به قصد تصرف جواهراتی که نادرشاه جمع آوری کرده بود به بهانه زیارت به مشهد رفت.در این زمان شاهرخ نواده نادر با وجود نابینایی بر خراسان سلطنت می‌کرد. چراکه خاندان زند نمی‌خواستند متعرض او شوند.
گفتنی است هنگامی که خراسان را فتح کرد شاهرخ نواده نادر را که کور بود تحت شکنجه‌های مخوف قرار داد. از آنجا که شاهرخ مکان گنج را به خان سفاک قاجار نمی‌گفت آقا محمد خان دستور داد حلقه‌ای از خمیر بر سر او گذاشته و سرب گداخته در آن ریزند تا یاقوت را نشان دهد سرانجام گنج را به دست آورد و آنرا درون سفره‌ای ریخت و در میان آن قلتان شد.
سپس آقا محمد خان مجددن متوجه بخش‌هایی از منطقه قفقاز که از سال قبل در دست روس‌ها مانده بود شد و مجددن عازم شهر شوشی در این منطقه شد تا حاکم آنجا را وادار به اطاعت از خود کند. آقا محمد خان در حمله دوباره به قفقاز موفقیت‌هایی به دست آورد و حاکم شوشی هم به داغستان گریخت. اما رفتار وحشیانه آقا محمد خان این بار کار دستش داد. به این ترتیب که او به دلیلی جزیی بر سه تن از پیشخدمتانش خشم گرفت و آن‌ها را تهدید به کشتن کرد. آن‌ها هم که می‌دانستند او تهدیدش را عملی می‌کند، با همدیگر دست به یکی کردند تا او را به قتل برسانند و چنین هم کردند. به این ترتیب در شب ۲۱ ذی الحجه سال ۱۲۱۱ در موقع سحر، در حالی که آقا محمد خان در خواب بود او را کشتند و صندوقچه جواهراتش را به نزد یکی از سردارانش بردند.

شاهان قاجار

آقا محمدخان قاجار
فتحعلی شاه
محمد شاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمد شاه

شاهزادگان قاجار

شاهزاده فرمان فرما رشید الملک محمد تقی میرزاحسام السلطنه
سلطان مراد میرزاحسام السلطنه
حبیب‌الله میرزا
محمد میرزا ملک آراء
عباس میرزا نایب السلطنه
عباس میرزا ملک آرا
ایرج میرزا جلال الممالک
کامران میرزا نایب السلطنه
مسعود میرزا ظل السلطان
محمد میرزا کاشف السلطنه
عبدالحسین میرزا فرمانفرما
عبدالمجید میرزا عین الدوله
ملک منصور میرزا شعاع السلطنه
ابوالفضل میرزا عضدالسلطان
ابوالفتح میرزا سالارالدوله

 

این دوران طولانی صدو چند ساله تحولات و رویدادهای بسیاری در ایران رخ داد که آثار آن هنوز هم در جامعه دیده می‌شود رهبران قاجار ابتدا قدرت خود را از نظام قبیله‌ای آغاز کردند، سرانجام به عنوان پادشاهان ایرانی در سطح جهان شناخته شدند.
این دوره طولانی و مهم از چند جهت حائز اهمیت است:
۱- در این دوره است که سیاستهای استعماری اروپائیان در ایران نفوذ می‌کند.
۲- در این دوره ایران وارد جنگهای طولانی با روسیه می‌شود و در نتیجه بسیاری از مناطق قلمرو حکومتی را از دست می‌دهد.
۳- در این دوره مرزهای طبیعی ایران تغییر می‌کند و مناطق زیادی از ایران جدا می‌شود.
۴- این دوره از لحاظ تحولات فکری و اندیشه‌ای و ساختار حکومتی قابل توجه است.
۵- انقلابات و جشنهایی که در این دوره رخ می‌دهد، زمینه ساز تحول اجتماعی – سیاسی عظیمی در ایران می‌شود.
۶- وجود شخصیت‌ها و روشنفکران و اصلاحگران، مسائل مهمی را در این دوره ایجاد کرده‌اند.

به طور کلی بررسی قاجاریه بدون تقسیم بندی امکان پذیر نیست زیرا در دوره هر کدام از پادشاهان تحولات و رخدادهایی روی می‌دهد که با تحولات پادشاه قبلی متفاوت بوده است.
دوران فرمانروایی قاجاریان بر ایران را به چند مرحله می‌توان تقسیم کرد:
مرحله اول قاجاریه در تکاپوی قدرت
مرحله دوم: شکل گیری رسمی حکومت قاجاریه حکومت آقا محمد خان (۱۲۰۳-۱۲۱۲ ه. ق)
مرحله سوم: تثبیت و استواری حکومت قاجاریان سلطنت فتحعلی شاه (۱۲۱۲-۱۲۵۰ ه. ق)
مرحله چهارم: حکومت محمد شاه
مرحله پنجم: حکومت ناصر الدین شاه
مرحله ششم: مظفر الدین شاه
مرحله هفتم: مشروطه و محمد علی شاه
مرحله هشتم: استقرار مشروطه و احمد شاه

نگرشی کوتاه به ایل قاجار پیش از کسب قدرت می اندازیم

الف: نسب و خاستگاه قاجاریه
۱- طایفه‌ای هستند از‌نژاد مغولان
۲- ابتدا در ارمنستان ساکن بودند
۳- شکل گیری قدرت صفویان یکی از قبایل مهم بودند.
۴- شاه عباس آن‌ها را به مناطق گرگان و استرآباد کوچاند.
ب: قاجاریه در عهد نادر شاه:
۱- رئیس ایل قاجار در زمان سقوط سلسله صفویه کسی بود بنام فتحعلی خان قاجار.
۲- پس از سقوط این سلسله به تهماسب شاه پیوست.
۳- اما به علت حسادت نادر بر دلیری‌ها و جنگجوئیهای وی، توسط نادر به قتل رسید. پسر وی محمد حسن خان قاجار همواره کینه نادر را به دل داشت اما نتوانست کاری بکند.
۴- پس از مرگ نادر در گرگان استرآباد شروع به جمع آوری سپاه شد.
ج: قاجاریه در عهد زندیان
۱- محمد حسن خان قاجار در عهد کریم خان بر علیه وی شورش کرد اما سرکوب و کشته شد.
۲- پسران وی آقا محمد خان، حسین قلی خان جهانسوز، بر علیه زندیان قیام کردند.
۳- قیام حسین قلی خان جهانسوز سرکوب شد.
۴- اما آقا محمد خان توانست سلسله زندیه را منقرض کرده و خود به مسند قدرت نشیند.

سیر قدرت یابی آقا محمد خان
۱- ایل قاجار از زمان نادر شروع به توسعه دادن نواحی سکونت خود شدند.
۱- در زمان کریم خان نواحی شمالی و تهران و قزوین به تصرف قاجاریان درآمد. سرانجام بر اثر قدرت نماییهای آقا محمد خان کلیه متصرفات زندیان به تصرف وی درآمد.
۲- آقا محمد خان پسر محمد حسن خان قاجار بود.
۳- به هنگام کشته شدن پدرش به همراه برادرانش به دربار کریم خان زند پناهنده شدند و تا مرگ کریم خان در شیراز بود.
۴- پس از کریم خان به مازندران و گرگان بازگشتند و بلای ناسازگاری مجدد را با دولت زند شروع کردند.
۵- قدرت نماییهای آقا محمد خان از زمان علی مراد خان آغاز شد و در زمان لطفعلی خان به اوج رسید
۶- آقا محمد خان طی سه جنگ به سال‌ها ۱۲۰۳- ۱۲۰۵ – ۱۲۰۶، نیروهای زندیان را شکست دهد و قلمرو و متصرفاتی آنان را به دست گیرد و
۷- به سال ۱۲۰۸ – ۱۲۰۹ آقا محمد خان در تعقیب لطفعلی خان به کرمان لشکر کشید و پس از تسخیر آن حکم به قتل و ویرانی و تنبیه مردم آنجا داد و دستور داد ۲۰۰۰۰ جفت چشم کنده و به او تحویل دهد.
۸- پس از این سیاست خشن به سال ۱۲۰۹ به قفقاز لشکر کشید.
از اینجا می‌توان آقا محمد خان قاجار را مؤسس سلسله قاجار دانست و پس از شکست لطفعلی خان زند، در واقع عمر سلسله زند به پایان رسید و سلسله قاجار به حکومت رسید.

حکومت آقا محمد خان

پس از اینکه نواحی جنوب ایران را گرفت به طرف شمال و سمت قفقاز لشکر کشید.
ایل قاجار پیش از کسب قدرت
جنگ‌های آقا محمد خان در قفقاز
– تاجگذاری در تهران:
پس از تصرف قفقازیه و سرکوب کلیه امراء و حکام داخلی و پذیرش اطاعت و فرمان خان قاجار از سوی کلیه نواحی به استثنای مشهد و خراسان که هنوز زیر فرمان شاهرخ میرزا و فرزندش نادر میرزا بود، آقا محمد خان زمان را برای تاجگذاری خود مناسب دید و به سال ۱۲۱۰ ه. در تهران به نام پادشاه ایران تاجگذاری کرد.
– لشکرکشی به خراسان:
۱- پس از تاجگذاری آقا محمد خان هیچ مدعی دیگری به جز شاهرخ میرزا نداشت به همین دلیل برای برانداختن خاندان افشار به خراسان لشکر کشید.
۲- حکام محلی خراسان که فقط اطاعت ظاهری از خاندان افشار داشتند، از ترس مجازاتهای شدید خان قاجارهمگی تسلیم آقا محمد خان شدند.
۳- نادر میرزا به افغانستان گریخت و شاهرخ کور همچنان در مشهد ماند و اطاعت خان قاجار را پذیرفت.
۴- آنگاه آقا محمد خان در صدد جمع خزاین نادر درآمد.
۵- سرانجام شاهرخ کور را به همراه خانواده‌اش به تهران روانه کرد و او در راه وفات یافت.
۶- آقا محمد خان پس از تصرف خراسان به زمانشاه درانی پادشاه کابل و هرات دستور داد اطاعت او را بپذیرند.
۷- وقتی که کلیه نواحی شرق به تصرف خان قاجار در آمد خبر رسید دست اندازی روس‌ها در مرزهای شمالی به گوش آقا محمد خان رسید
سیاست و صفات شخصی آقامحمد خان:
او که مدت کرو فرش از ۱۱۹۲-۱۲۱۱، جمعا به مدت ۱۸ سال طول کشید پادشاهی بود مدبر، رشید، جنگ آور، اما در سخت و بیرحمی و پول دوستی دوستی نظیری نداشت همچنین فوق العاده فردناسپاهی بود، رفتار او با لطفعلی خان و سایر زندیان علی رغم همه مهر و رافت کریم خان نسبت به او و زد و خوردهای مکرر با زندیان و قتل عامهای آنان، همه بی‌انصافی او را بیان می‌کند.

 (مرحله سوم: تثبیت و استواری حکومت قاجار)
با مرگ آقا محمد خان در سال ۱۲۱۱، برادر‌زاده او به نام بابا خان (معروف به فتحعلی شاه) جانشین وی شد. فتحعلیشاه نه تنها قلمرو حکومت قاجار را حفظ کرد بلکه با اقدامات وفعالیتهایی که طی ۳۷ سال حکومت خود انجام داد، موجب تثبیت و استوار حکومت قاجاریه گردید. دوران فرمانروایی فتحعلشاه برایران یکی ازمهم‌ترین دوره‌های حکومت قاجار است. این دوره یکی از پرحادثه‌ترین و جنجالیترین دوره‌های قاجار است. تمام حکمرانی شاه در این دوره در جنگ و کشمکش با دشمنان خارجی و مدعیان سپری شد.
اما علی رغم وجود کشمکش و جنگهای طولانی در این دوره تحولات و تغییراتی نیز در این دوره ایجاد شد که در ساختار قدرت و نهاد حکومت تاثیر گذارد.
-ویژگیهای مهم این دوره
۱- د ر این دوره در زمینه علمی و فرهنگی فعالیتهایی انجام شد.
۲- همچنین در زمینه‌های به وجود آمده که سبب تحولات فراوانی در نظام کشور گردید. این تحولات عبارتند از:
– در امور نظامی و لشکری،
– تحول در نهاد سیاست و امر حکومت
– تحول در نوع فکر و اندیشه
– تحولات در سیستم اداری و اجرائی
– تحولات به وجود آمده در نظام اجتماعی و زندگی مردم
طولانی بودن دوره حکومت فتحعلیشاه وجود تحولات و تغییر خاص در این دوره را باید از چند جنبه مورد بررسی قرار داد.
وفات فتحعلیشاه
(نوزدهم جمادی الاخر ۱۲۵۰ه. ق)
پس از مرگ عباس میرزا (۱۲۴۹)، فتحعلیشاه برای وصول بقایای مالیات فارس که پسرش میرزا حسینعلی میرزا والی آن ایالت بود، از تهران به سوی جنوب حرکت کرد. اما به علت علیل بودن و ضعف مزاجی که از چندی پیش به وی دست داده بود، در اصفهان در نوزدهم جمادی الاخر سال ۱۲۵۰ در ۶۸ سالگی پس از ۳۷ سال سلطنت بدرود حیات گفت.
فتحعلیشاه در دوره پادشاهی طولانی خویش همواره سرگرم کشمکش با قوای داخلی و خارجی بود و به کمک فرزندان خود بود که توانست بر مشکلات داخلی توفیق یابد.

سیاست‌های داخلی فتحعلیشاه

۱- در داخل برای استحکام دولتی که اساس آن را آقا محمد خان با جنگ و ستیز و اعمال سیاست خشن و ناهنجار خود برقرار کرده بد. شاه و درباریان به تلاش و تکاپو افتادند.
۲- فتحعلیشاه ابتدا در صدد سرکوب مدعیان قدرت که بلافاصله پس از فوت آقا محمد خان شورش کرده بودند پرداخت.
۳- ابتدا به کمک حاجی ابراهیم اعتمادالدوله عموی خود، علیقلی خان که دعوی پادشاهی داشت گرفت و کور کرد.
۴- به قصد سرکوبکردن صادق خان شقاقی رفت و او را منهدم کرد.
– صادق خان شقاقی که بود؟
۱- از سران سپاه آقا محمد خان بود
۲- نزد آقا محمد خان مقرب بود
۳- در توطئه قتل خان قاجار نقش داشت.
۴- پس از قتل آقا محمد خان بسیاری از جواهرات وی را تصرف کرد و جهت تسخیر قدرت راهی تهران شد.
۵- اما در قزوین به دست فتحعلیشاه مغلوب گشت.

انقلابات داخلی و سرکوب آن‌ها
چون آقا محمد خان در تمام مدت حکومت خود گرفتار لشکرکشی و جنگ بود، چندان توجهی به اداره امور کشور و نظم بخشیدن به امور داخلی نداشت،
همین که او مرد به علت متزلزل شدن بنیان سلطنت هر کسی ازگوشه و کنار سر به عصیان و شورش برداشت.
این مدعیان و شورشیان قدرت دو دسته بودند:
الف: بازماندگان خاندان صفوی و افشار و زند
۱. شورش محمدخان زند پسر زکی خان در اصفهان و غلبه فتحعلیشاه بر وی
ب: تنی چند از سرداران آقا محمد خان با نزدیکان او
۱. شورش مجدد صادق خان به همراه سران و بزرگان در آذربایجان وسرکوب او توسط فتحعلیشاه
۲. شورش حسینقلی خان برادر فتحعلیشاه که حاکم اصفهان شده بود. این شورش به وساطت مادر و برادر خاموش شد.
۳. پسر شاهرخ شاه افشار، نادر میرزا در خراسان، نادر میرزا که تاب مقاومت نداشت پس از رسیدن فتحعلیشاه از در عذر خواهی درآمد و شاه او را عفو کرد و در شورش مجددی که کرد وی را منهدم کرد.
بنا براین فتحعلیشاه مدت ۵ سال از سلطنت خود را (۱۲۱۲-۱۲۱۷) به سرکوب کشمکشهای داخلی گذراند.
در این مدت توانست با امن بخشیدن به امور داخلی کشور و بقایای دو دولت افشاریه وزندیه رامضمحل کند.

حکومت محمد شاه
ظل السلطان دهمین پسر فتحعلیشاه بود هنگام فوت پدرش در اصفهان، حکمران تهران بودپس از رسیدن خبر فوت فتحعلیشاه به تبریز، محمد میرزا فرزند عباس میرزا که پس از فوت پدر سمت ولیعهدی یافته بود در تاریخ ششم رجب ۱۲۵۰ در تبریز با دستیاری میرزا ابوالقاسم فراهانی به تخت پادشاهی جلوس کرد و در چهاردهم این ماه به همراه سفرای انگلیس و توپخانه و سپاه مفصلی که فرماندهی آن‌ها با لندزی از سران لشگری انگلیس بود، از آذربایجان به قصد طهران حرکت کرد.
ظهور مدعیان سلطنت
۱- براثر انتشار خبر وفات فتحعلیشاه در پایتخت و اغلب ولایات ایران، شاهزادگان به ادعای سلطنت برخواستند.
۲- در تهران شاهزاده علیشاه ضل السلطان پسر دهم فتحعلیشاه خود را عادلشاه و علیشاه خواند.
۳- در فارس حسینعلی میرزا فرمانفرما به کمک برادرش حسنعلی میرزا شجاع السلطنه هر یک خود را پادشاه مستقل خواندند و سکه و خطبه به نام خود کردند.
۴- بقیه شاهزادگان نیز در حوزه‌های حکمرانی خود در انتخاب روش و طریقه‌ای که تبعیت آنان را نسبت به پادشاه وقت تعیین نماید سرگردان بودند.
۵- زمانیکه محمدشاه همراه با سپاه خود به پایتخت (تهران) رسید به کمک وزیر خود، میرزا ابوالقاسم فراهانی (قائم مقام) به سرکوب مدعیان پادشاهی پرداخت.
۶- قائم مقام شاهزاده فیروزمیرزا را با منوچهرخان معتمدالدوله و لیندسی از افسران انگلیسی را ۵۰۰۰ سربازان و توپخانه به شیراز روانه کرد تا حسینعلی میرزا فرمانفرما را سرکوب کنند.
۷- سربازان و نیروهای دیگری به بروجرد و ملایر فرستاد.

۸- تمام مدعیان سلطنت به جزء ظلل السلطان، وقتیکه خود را در مقابل سپاه بزرگی دیدند تسلیم شده و به محمد شاه پیوستند.
۹- عده‌ای دیگر از شاهزادگان را قائم مقام دستگیر و زندانی ساخت و محمد شاه را از خطر بزرگی که در آغاز سلطنت او پیش آمده بود نجات داد.
۱۰- قائم مقام به پاداش خدماتی که در سرکوب مدعیان سلطنت نمود به مقام صدراعظمی ارتقا یافت و محمد شاه کلیه امور کشور را به وی سپرد.
سلطنت محمدشاه دارای چند ویژگی بود که پادشاهین او را از شاهان دیگر متمایز می‌کرد:
۱. به قتل رساندن صدراعظم خود، میرزا ابوالقاسم فراهانی
۲. حکومت ۹۰ روزه ظل السلطان
۳. لشکرکشی به هرات ۱۲۵۳ – ۱۲۵۴:
– نتایج این لشگرکشی
– سیاست انگلیس در مورد هرات
۴. اختلافات ایران و عثمانی در دوره محمد شاه
– معاهده ارزنة الروم
۵. ظهور فرقه‌های مذهبی:
– قیام آقاخان محلاتی
– ظهور فرقه بابیه
– مؤسس فرقه بابیه
۶. قیام سالار در خراسان
۷. اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران مقارن فوت محمد شاه
اگر بخواهیم با یک نگاه کلی به سلسله قاجاریه بنگریم، چه می‌توانیم بگوئیم؟
تقریبا میان همه اتفاق نظر وجود دارد که در این دوران قاجاریه، بلاهای فراوانی بر سر مردم ایران آمد و بسیاری سرزمین‌ها از دامان آن جدا شد. قرارداد‌های نابرابر، امتیازات فراوان اقتصادی و سیاسی برای بیگانگان، همه و همه، چشم انداز ما را نسبت به دوره قاجاریه تشکلیل می‌دهند.
در حیطه هنر، ما با مقایسه آثار هنری در این دوره با بنا‌ها و زیبایی‌های بجا مانده از دوره صفویه، نشان از افولی همه جانبه و چشم گیر را در می‌یابیم.
اما براستی دوران قاجار‌ها، اوضاع به چه نحوی بوده است؟
شواهدی وجود دارد که اوضاع را چندان هم بد نمی‌داند. درست است که مقایسه یک أثر معماری در دوره قاجار‌ها، ‌ همانند صحن بزرگ حضرت معصومه س در قم با بنایی شبیه به مسجد امام اصفهان در دوره شاه عباس اول، تفاوت‌های شگرفی را نمایان می‌سازد، اما به یاد داشته باشیم که آنچه بعنوان زیبا‌ترین خانه‌های قدیمی در شهرهایی همانند کاشان و اصفهان و حتی تهران و تبریز، به همه مسافران و جهانگردان خارجی نشان می‌دهیم، همه و همه، خانه‌ها و بنا‌ها و عمارت‌هایی هستند که به دوران قاجار بر می‌گردند.
قاجار‌ها در یکی از سخت‌ترین شرایط تاریخی و مناسبات جهانی قرار داشتند. از زمان فتحعلیشاه و آغاز قرن نوزدهم، اروپا وارد دوران صنعتی شدن و درگیری‌های بسیار فزاینده استعماری شدند و خصوصا استعمار انگلستان با بسط قدرت خود در شبه قاره هندوستان، به قدرتی جهانی و با ویژگی‌های استعماری و فرا منطقه‌ای بدل شده است.
خصوصا نیمه دوم قرن نوزدهم که تقریبا با سلطنت ناصرالدین شاه مصادف است، اوج حضور جهانی استعمار انگلستان و ‌‌نهایت درجه قدرت گرفتن روسیه تزاری است.
طبیعی است که حفظ و بقای حداقل‌های موجود در عرصه‌های گوناگون حیات یک کشور کوچک، و هرچند با سابقه‌ای درخشان، کاری بزرگ و عظیم خواهد بود.
اما به هرحال جای بحث و نظر پیرامون جنبه‌های گوناگون حیات جامعه ایرانی در دوران حدودا دویست ساله قاجار‌ها، بسیار وجود دارد و نظرات بسیار متفاوتی نیز در این جنبه‌ها ابراز گشته است.
در دوره قاجار ما مناطق بسیار گوناگونی را در شمال غرب آذربایجان و ارمنستان و گرجستان، شمال شرق ترکمنستان و بخش‌هایی از ازبکستان و تاجیکستان و شرق افغانستان و بلوچستان پاکستان از دست دادیم.
اما براستی بعد از این همه رنج و اندوه و تأسف، که در طول این سالیان دراز ابراز نموده‌ایم، چه وضعیتی داریم؟
آیا به آنچه داریم و سرزمین‌ها و امکاناتی که برایمان باقی مانده است، به چه نحوی می‌پردازیم؟
قرض کنیم که امروزه تمامی آذربایجان شوروی متعلق به ما بود، چه تفاوتی می‌کرد؟
آیا چنین نبودکه همانند بسیار منابع و معادنی که هنوز بی‌توجه مانده‌اند، ‌ معادن غنی نفت باکو در آذربایجان نیز چنین می‌شد؟
فرض کنید که تمامی دریای خزر در اختیار ما بود، ‌ آیا به آن می‌خواستیم به همین شکلی توجه کنیم که امروزه به قسمت موجود خودمان در دریای خزر می‌پردازیم؟
بیائید تصور کنید که ترکمنستان به ما تعلق داشت، احتمالا کاوش‌هایی که دانشمندان روسی در مورد ویرانه‌های شهر اشکانی نسا انجام داده‌اند، صورت نپذیرفته بود و ما هم چنان مشغول محکوم کردن کاوش گرانی بودیم که فلان ویرانه‌ها را کاویده‌اند.
در اینجا درصدد نیستیم که تجاوز‌های به خاک خود را توجیه کنیم یا بگوئیم که ملل پیشرفته حق دارند اموال و سرزمین‌های ملل ضعیف‌تر را تصاحب نمایند، بلکه بحث بر سر این است که بجای تأسف بر گذشته، به وضع امروز خود بیاندیشیم.
امروز اگر به درستی و سلامت و با دانایی به اصلاح امور خود بپردازیم، فردا به حال و روز و شکست‌های امروز خود تأسف نخواهیم خورد.

در دوره منحوس قاجار بدلیل حاتم بخشی پادشاهان بی‌لیاقت آن مناطق بسیاری از خاک ایران جدا گردید

قرارداد آخال
قرارداد آخال یکی از قراردادهای سیاسی زیان‌آور برای ایرانیان بوده است که در دوران قاجار از سوی امپراتوری روسیه بر ایران تحمیل شد.
این قرارداد در پی تصاحب گستره ترکستان و بخش خاوری دریای خزر به تاریخ ۲۳ آذر ۱۲۶۰خ/ ۲۲ محرم ۱۲۹۹ق/ ۱۴ دسامبر ۱۸۸۱م میان میرزا سعیدخان مؤتمن‌الملک انصاری وزیر امور خارجه ایران   ایوان زینوویف ، وزیرمختار روسیه در تهران منعقد شد. یادآور می‌شود که چنگ‌اندازی روسیه به مرزهای شرقی ایران به دنبال شکست ایران در مرو از سال ۱۲۹۰ق/ ۱۸۷۳م آغاز شد و در سالهای بعد ادامه یافت تا اینکه ژنرال  اسکوبلف در ۱۲۹۸ق/ ۱۸۸۰م به سرزمین ترکمانان تکه حمله برد و آخرین پایگاه آنان یعنی گوگ‌تپه را به تصرف خود درآورد..
مفاد قرارداد
قرارداد آخال که گفته می‌شود ناصرالدین شاه ناگزیر تن به آن داد به آن بخش از گستره ایران از مرزهای شمال خراسان تا رود تجن به مثابه ایالت ماوراء دریای مازندران که به تصرف روسیه تزاری درآمده بود، رسمیت بخشید. به باور روس‌ها تصرف مرو و آخال از سوی آن‌ها، ایران را از تجاوزات ترکمانان تکه، مرو و آخال نجات می‌داد. حال آنکه این تعدیات محلی سالهای بعد نیز ادامه داشت و دولت روسیه هیچ اقدامی به منظور پیشگیری از آن به عمل نیاورد.
قرارداد یادشده دارای چهار فصل بود. در فصل اول نقاط و گذرگاه خط مرزی تعیین گردید و در فصل دوم پیش‌بینی شده بود که نمایندگان ایران و روسیه بر طبق فصل نخست مرز را به گونه‌ای شفاف ترسیم کنند و در مرز‌ها علامتگذاری نمایند. همچنین این قرارداد پیوستهایی داشت که در آن وزارت امور خارجه درباره برخی از دره‌ها و روستا‌ها و رودخانه‌ها تعهداتی را پذیرفت. این ضمائم یک هفته پس از امضای قرارداد طی نامه رسمی میرزاسعیدخان انصاری به شماره ۱۴۸ مورخ ۲۹ محرم ۱۲۹۹ برای زینوویف فرستاده شد.
چندی بعد در ذیحجه ۱۳۰۱ق ملینکف ، وزیرمختار جدید روسیه از میرزامحمودخان ناصرالملک ، وزیر امور خارجه جدید تقاضای اجرای قرارداد و بندهای مندرج در پیوستهای آن را نمود. در این هنگام،محمدتقی میرزا رکن‌الدوله، استاندار خراسان بود و زیرنظر او حاجی امین نظام که ریاست هیئت ایرانی امور مرزی را برعهده داشت، مأمور اجرای قرارداد شد؛ لیک کار اجرای درونمایه قرارداد و پیوستهای آن به واسطه اختلاف نظرهای مأموران کمیسیون مشترک و تحمیلات نماینده روسیه اندک اندک انجام شد و سال‌ها به درازا کشید.
اما بی‌شک اوج زورگویی روس‌ها و ناتوانی و انفعال حکومت قاجاریه را می‌توان در فصل چهارم این عهدنامه ملاحظه کرد. در فصل چهارم آمده است: چون منبع رود فیروزه و منابع بعضی رود و انهاری که ایالت ماوراء بحر خزر متصله به سرحد ایران را مشروب می‌کند در خاک ایران واقع شده است، دولت علّیه ایران متعهد می‌شود که به هیچ وجه نگذارد از منبع الی محل خروج از خاک ایران در امتداد رود و انهار مزبوره قراء جدیدی تأسیس شده و به اراضی که بالفعل زراعت می‌شود توسعه داده شود و نیز برای اراضی که فعلاً در خاک ایران مزروع است بیش از آن مقداری که لازم است نگذارد آب استعمال کنند.
لرد کرزن راجع به قرارداد آخال می‌نویسد: روس‌ها در ضمن انعقاد قرارداد مرزی اولاً کوههای بلند مرتفع سرحدی را در مرز خودشان انداختند، سپس سرچشمه رودخانه‌ها را نیز جزء خاک روسیه ثبت کردند که هر وقت اراده نمایند آب را از ده‌های ایران قطع کنند و در نتیجه محصول خراسان را تباه سازند.
مرحله نخست قرارداد
و اما کمیسیون مشترک پس از آنکه نقشه حدود مرزی خراسان را تا دره ذوالفقار رسم نموده و علامتگذاری کرد یک قطعه زمین کوچک در دره ذوالفقار و روستای حصار را که طی عهدنامه ترکمانچای از ایران جدا شده بود در کرانه جنوبی رود ارس به ایران بازگرداند. مساحت این دو روی هم ده هکتار بیش نبود و در حقیقت برای رفع انحنای خط مرزی صورت گرفت. حال آنکه در عوض ایران، یک قطعه زمین در ناحیه شمالی روستای حصار به مساحت هشت کیلومتر و نیز روستای فیروزه را به روسیه واگذار کرد. این نخستین مرحله از اجرای مفاد قرارداد بود.

مرحله دوم قرارداد
اما قرارداد بدین جا ختم نشد. مرحله دوم اجرای قرارداد تخلیه دژغلغلاب و دژگرماب از سوی ایران بود. این دو قلعه دویست و چهل خانوار سکنه مستمند داشت. هزینه انتقال این خانوار‌ها بالغ بر یک هزار و دویست تومان از دارالخلافه طهران تأدیه شد. در پی جا به جایی این خانواده‌ها و اسکان آن‌ها در داخل روستاهای مرزی ایران، مکانهای یادشده زیر نظر کمیسیون مشترک به روس‌ها تحویل داده شد.

مرحله سوم قرارداد
مرحله سوم قرارداد، تقسیم روستای حصار و دره حصار به سال ۱۳۰۱ با حضور حاجی امین نظام، رئیس هیئت امور مرزی و محمدعلیخان، حاکمان دره جز و قراخان ، حکمران اتک و میرزا احمدخان سرهنگ ، نایب کارگزاری دره گز انجام شد. در این تقسیم‌بندی امور مرزی و  محمدعلیخان، حاکمان دره جز و قراخان ، حکمران اتک و میرزا احمدخان سرهنگ، نایب کارگزاری دره گز انجام شد. در این تقسیم‌بندی ناعادلانه یک پنجم اراضی و یک پنجم از روداب حصار از آن ایران شد و مابقی آن در اختیار روس‌ها قرار گرفت. سکنه حصار نیز که خانواده‌های نسبتاً متمکنی بودند در بخش روسیه ماندند و تنها سی و پنج خانوار فقیر و خوش‌نشین در بخش ایران جای داده شدند.

مرحله چهارم
مرحله چهارم اجرای قرارداد مربوط به فصل دوم پیوست قرارداد بود که در آن این گونه آمده بود:  برای زراعت قریه‌های ینگی قلعه و بهبودخان و سررود قلعه مسافت زمین دره رودخانه که در دو ورس و یک ربع ورس است را، و طرف شرقی ینگی قلعه واقع است به بالا تا دربندی که یک ورس و ربع ورس بالا‌تر از محل اورتاکند واقع شده غیر از گندم و جو، کاشتن پنبه و سبزی نیز تجویز می‌شود.
ینگی قلعه تا دربند شرقی، یک فرسخ مسافت داشته و در این دره تقریباً در تمام مواقع سال زراعت می‌شده است ولی با استناد به تعهد بالا، نماینده روسیه زراعت در ناحیه مهمی از زمین‌ها را که در دست کشاورزان ایرانی بود منع و محدود کرد، زیرا گسترش کشاورزی در این منطقه را باعث کمبود آب در منطقه متعلق به دولت روسیه می‌دانست.

موضوع ساکنان
موضوع تجاوزات ترکمانان به مرزهای ایرانی نیز که همچنان تداوم داشت، در کلات چهار رود وجود داشت. این نهر‌ها عبارت بودند از: چهچهه ، قراتیکان ، کلات رود و لاین . یک ششم آب این چهار رود به مصرف کشاورزی کلات می‌رسید و بقیه به دژ‌ها و کشتزارهای پیرامون کلات سرازیر می‌شد.
اتک کلات بر روی ترکمانان مروی باز بود، چون آنان در زمانی نه چندان دور شهروند ایران بودند و با سکنه اتک پیوندهایی داشتند، از این‌رو به آسانی بیش از چهارصد خانوار ترکمان مروی که در قلعه‌های اتک سکونت داشتند و با آب چهار رودخانه یادشده کشاورزی می‌کردند، سالی بیست هزار خروار گندم و شلتوک به دست می‌آوردند و یک دهم آن را به عنوان مالیات به حاکم اتک می‌دادند که مأمور دولت ایران بود.
دراتک دره جز هم چند قلعه معتبر وجود داشت که دهقانان دره‌گزی و کشاورزان آخالی در آنجا به کشت و زرع می‌پرداختند و اینان نیز یک دهم محصول خود را به عنوان مالیات به دولت ایران و حاکم دره‌جز (دره‌گز) می‌پرداختند، لیک به تدریج کشاورزان مروی و آخالی و اتک دره‌جز و اتک کلات، وسیله و آلت فعل تجاوزات ترکمانان به داخل مرزهای ایران شدند و کمیسیون مشترک مرزی که تا سال ۱۳۱۴ق به عنوان ناظر بر امور مرزی و اجرای قرارداد وظیفه خود را انجام می‌داد، نتوانست کشاورزان مروی و آخالی مقیم اتک را به فرمانبرداری کامل دولت ایران درآورد.

سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ – ۱۳۱۳ ق)

هنگام فوت محمدشاه، ولیعهد و جانشین او ناصرالدین میرزا زیر حمایت و تربیت میرزا تقی خان وزیر نظام در تبریز به سر می‌برد. چون خبر فوت شاه به تبریز رسید، در حالیکه خراسان به علت قیام سالار دچار هرج و مرج و آشفتگی بود، میرزا تقی خان سپاه آذربایجان را گرد آورد و وسائل جلوس ناصرالدین میرزا را بر تخت سلطنت در آذربایجان فراهم ساخت. سپس به همراهی سفرای روس و انگلیس که به تبریز رفته بودد. شاه جوان را برداشته عازم تهران شد. و برای آنکه در غیاب او، آذربایجان دچار اغتشاش و ناامنی نگردد، حکامی را که به وفاداری آنان اطمینان نداشت از کاربرکنار کرد و حکام مورد اعتماد بر بلاد آذربایجان گماشت، ناصرالدین شاه روز ۲۱ ذی قعده سال ۱۲۶۴ هجری قمری به تهران رسید و روز بعد رسماً تاجگذاری کرد. ناصرالدین شاه به سبب کفایت و لیاقتی که از میرزا تقی خان وزیر نظام دیده بود او را به صدارت برگزید و اندکی بعد به لقب امیرکبیر گردید. ناصرالدین شاه میرزا نصرالله خان نوری معروف به میرزا آقاخان را که حکمران کاشان بود به طهران طلبید و به معاونت امیرکبیر منصوب کرد و به او لقب اعتماد الدوله داد.
ویژگیهای حکومت ناصرالدین شاه قاجار
۱- حکومت ۵۰ ساله ناصرالدین شاه سرشار از وقایع و حوادث مهم در تاریخ سلسله قاجار است.
۲- در این دوره نتایج شوم عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای و عوارض جنکهای ممتد دورة فتحعلیشاه بروز می‌کند.
۳- در این دوره دولت انگلیس روابط سیاسی خود را با ایران بسط می‌دهد و به اخذ امتیازاتی و مزایایی نظیر امتیازات و مزایایی که به موجب عهدنامه ترکمانچای به روسیه داده شده بود موفق می‌شوند.
۴- در نتیجه نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانگان در ایران، در این دوره به حد کمال می‌رسد و استقلال و حیات اقتصادی ملت ایران بیش از هر زمان دیگر متزلزل می‌شود.
۵- خوشبینی فوق العاده شاه به بیگانگان باعث می‌شود که بسیاری از منافع کشور را به نفع بیگانگان از دست دهد.
۶- در پایان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار کم کم افکار انقلابی و زمزمة آزادی طلبی ظهور می‌کند و زمینة انقلاب مشروطیت فراهم می‌گردد.
مراحل فرمانروایی ناصرالدین شاه:
۱. دورة صدراعظمی میرزا تقلی خان امیرکبیر
۲. دورة صدراعظمی میرزا آقاخان نوری
۳. دوره اصلاحات گوناگون سیاسی و اداری و فکری
o آغاز نهضت فکری و سیاسی
o اصلاحات داخلی
۴. صدارت امین السلطان
امتیازات سیاسی و اقتصادی در دورة ناصرالدین شاه
نفوذ سیاسی انگلستان در ایران بعد از عقد عهدنامه پاریس مقدمة بدست آوردن امتیازات اقتصادی بزرگی برای اتباع آن دولت گردید. چنانکه در سال ۱۳۰۹ هجری انحصار فروش دخانیات در ایران به یکی از اتباع دولت انگلیس داده شد و همین امر مقدمه بروز نهضت جدیدی در میان طبقات مردم گردید و در نتیجه آن ناصرالدین شاه امتیاز را لغو کرد ولی انگلیسی‌ها بعد‌ها به گرفتن امتیازات مهمتری نایل گردیدند. که امتیاز بانک شاهنشاهی و امتیاز حق کشتیرانی در کارون مهم‌ترین آن‌ها بود.
۱. امتیاز بانک شاهنشاهی
۲. امتیاز کشتیرانی در کارون
۳. واکنش‌ها به امتیاز رژی
۴. امتیازات روس‌ها در دوره ناصرالدین شاه
۵. واگذاری امتیاز خط آهن و شوسه به روس‌ها
۶. امتیاز نظامی روس‌ها در دوره ناصرالدین شاه
قتل ناصرالدین شاه در ذی قعده ۱۳۱۳

ناصرالدین شاه مدت پنجاه سال بر ایران سلطنت کرد و در آغاز پنجاه و یکمین سال سلطنت خود بنا به عادت معمول برای زیارت بقعه حضرت شاهزاده عبدالعظیم  با امین السلطان صدراعظم و چند تن از درباریان روز ۱۷ ذی قعده سال ۱۳۱۳ هجری قمری عازم شهر ری شد. چون از مدتی پیش اجازه داده بود که رعایا برای تقدیمن عریضه و دادخواهی مستقیماً به حضور شاه برسند و حتی هفته‌ای یک روز را به این امر اختصاص داده بود. هنگامیکه وارد بقعه حضرت عبدالعظیم گردید توسط مردی به نام میرزا رضای کرمانی از پای درآمد.
صدراعظم با سرعت شاه را با طرز خاصی از در دیگر بقعه به کالسکه مخصوص رسانید و ترتیبی داد که هیچ کس متوجه کشته شدن شاه نشود.
میرزا رضا کرمانی بلافاصله دستگیر و زندانی شد و بعداً به قتل رسید.

امتیاز بانک شاهنشاهی
به طور کلی بررسی قاجاریه بدون تقسیم بندی امکان پذیر نیست زیرا در دوره هر کدام از پادشاهان تحولات و رخدادهایی روی می‌دهد که با تحولات پادشاه قبلی متفاوت بوده است

۱- ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۹ قمری به راهنمایی حاج میرزا حسین خان سپهسالار، صدراعظم خود امتیاز تأسیس خط آهن و استخراج معادن ایران، غیر از آنچه قبلاً به دیگران واگذار شده بود و غیر از معادن فلزات قیمتی و احجار کریمه، و نیز امتیاز تأسیس بانک را به شخصی به نام بارون جولیوس دوروی‌تر که به تابعیت بریتانیا درآمده بود واگذاشت و خود عازم اروپا شد (سفر اول شاه به اروپا)
۲- ناصرالدین شاه در پایتخت روسیه احساس کرد تزار روس و امنای دربار او از اعطای چنان امتیاز هنگفتی به یک نفر انگلیسی رنجیده‌اند.
۳- او حتی در انگلستان نیز با خونسردی ملکه انگلیس و رجال بریتانیا در مورد این امتیاز روبرو شد.
۴- ناصرالدین شاه پس از مراجعت به ایران، چون افکار عمومی را نیز با اعطای آن امتیاز مخالف دید امتیاز روی‌تر را لغو کرد.
۵- روی‌تر در برابر لغو امتیازی که بدست آورده بود پاداش و غرامتی دریافت نکرد.
۶- او مبلغ ۴۰ هزار لیره را که به عنوان سپرده به شاه ایران داده بود. هنگام دریافت امتیاز تأسیس بانک شاهی، با سود آن از شاه دریافت نمود.
۷- ناصرالدین شاه برای جبران اقدام خود در مورد لغو امتیاز روی‌تر، امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران را به روی‌تر داد (۱۳۰۸ قمری)
۸- بانک جدید با سرمایة یک میلیون لیرة استرلینگ تشکیل شد و به زودی حق انحصاری نشر اسکناس و تأسیس شعب در شهرستان‌ها و خارج از کشور ایران را بدست آورد.
۹- کمی بعد ناصرالدین شاه امتیاز استخراج معادن ایران، غیر از طلا و نقره و احجار کرممه را بانک مزبور اعطا کرد.

امتیاز کشتیرانی در کارون
۱- ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۶ قمری امتیاز کشتیرانی در حوضة سفلای رود کارون را به کمپانی برادران لینچ واگذار کرد.
۲- در امتیاز کشتیرانی کارون طبق فرمان و قرارداد مربوط به آن بنای هر گونه ساختمان و انبار ذغال سنگ و کالان و دکان و کاروانسرا و یا کارگاه‌ها و کارخانجات در دو کرانه رود کارون بوسیله کمپانی لینچ ممنوع شده بود.
۳- امتیاز کشتیرانی در کارون برای کمپانی لینچ سود فراوانی دربر نداشت.
۴- برخی از شیوخ و سران عشایر بنی کعب ایران نیز در راه اقدامات و فعالیت کمپانی مزبور کارشکنی می‌کردند.
۵- ناصرالدین شاه انتظار داشت که هر چه بیشتر بتواند از اعطای آن امتیاز نفع مادی ببرد.
۶- صاحب امتیاز نیز ناگزیر بود در برابر حفظ امتیاز خود مبالغ هنگفتی به کیسة شخصی شاه بریزد.
۷- صاحبان امتیاز که دارای معلومات گرانبهایی از اوضاع ایران بودند سودی در این امتیاز برای خود ندیدند با تقدیم یک کشتی بخاری تقاضای الغای قرارداد مزبور شدند.

نابودی یادمانهای  تاریخی

ناصرالدین شاه بی خرد دشمن فرهنگ  ایران زمین و تاریخ آریا بوم  بود به گونه ای که همه ی یادمانهای  تاریخی را نابود میکرد تا هیچ اثری از آن بر جا نماند از جمله یادمانهایی که به دست آن شاه بی خرد نابود شد دژ یزدگرد سوم شاهنشاه ساسانی در شهر نهاوند بود،او دستور داد که از چهار گوشه این دژ عکس برداری کنند و سپس به منظور به دست آورد اشیاء باستانی و عتیقه  از جمله طلا و نقره آنجا را به ویرانی کشانید.او  دلبستگی بسیار زیادی به  ثروت اندوزی داشت و بسیاری از آثار باستانی را به تاراج برد و در کشورهای دیگر به فروش رسانید.از جمله آسیبهای این سلسله منحوس شکار حیوانات  بسیاری بود که آنها را رو به انقراض برد و این گجستکان حتی به حیات وحش هم رحم نکردند.

 

پس از ناصرالدین‌شاه
به دنبال قتل ناصرالدین شاه، اوضاع ایران رو به وخامت بیشتر نهاد و ضعف حکومت مرکزی بیشتر نمایان شد که این امر خودسری ترکمانان مروی و آخالی مقیم اتک را باعث شد تا آنجا که از فرمانبرداری دولت ایران و پرداخت مالیات سرپیچی کردند.
در سال ۱۳۱۴ق، قزاق‌های روسی در خان کران ، دو فرسنگی سرخس ناصری اقامت گزیده، مجرای آب سرخس ناصری را به سوی سرخس کهنه که در تصرف خودشان بود برگرداندند و سرخس ناصری رو به ویرانی نهاد و این‌گونه ناحیه حاصلخیزی از ایران از مدار و چرخه اقتصادی خارج شد.

واکنش‌ها به امتیاز رژی
۱- مردم ایران که در تاریخ بر اثر آشنایی یافتن با اموال و ممالک خارجه وخواندن جراید فارسی که در استانبول انتشار می‌یافت پس از اطلاع بر شرایط این انحصارنامه و مقایسة آن با امتیازی که دولت عثمانی در باب انحصار دخانیات خود با شرایط بهتری به شرکتی خارجی داده بود شروع به مخالفت با آن اساس کردند.
و امین السلطان هر قدر خواست که با تهدید و تطمیع علمای شیعه را که به یاری مردم برخاسته و حکم تحریم استعمال دخانیات را داد بودند از راه خلاف برگرداند توفیق نیافت.
۲- مخالفت با رژی کم کم قیام مردم را بر ضد دربار و اصول استبداد پیدا کرد.
۳- رهبری مردم در طهران حاج میرزا حسن آشتیانی (۱۲۴۳ – ۱۳۱۹) و مجتهد بزرگ‌ای دوره حاج میرزا حسن شیرازی در نجف برعهده داشت که هر دو جداً در برانداختن اساس امتیاز انحصار پافشاری کردند تا آنکه بالاخره شاه و امین السلطان از ترس شورش مردم و اعلان جهاد علما آن امتیازنامه را در ۱۶ جمادی الاولی ۱۳۰۹ ملغی نمودند و شرکت دخانیات شاهنشاهی بساز خود را از ایران برچید.
۴- واقعه رژی و توفیقی که در راه الغای امتیاز آن نصیب ملت و علما شد به ایشان فهماند که می‌توان با پافشاری و قیام از اقدامات خودسرانة حکومت استبدادی و صدراعظم جلوگیری نمود. و این مقدمه‌ای شد برای همین گونه قیام‌ها در ایام صدارت امین السلطان و عین الدوله در زمان مظفرالدین شاه.
۵- در مقابل ملغی شدن امتیاز رژی بدبختی بزرگی برای ایران پدید آمد و آن اینکه شاه و امین السلطانن برای پرداختن خساراتی که در طی شروع به عمل شرکت انگلیسی دخانیات وارد آمده بود مجبور شدند که از بانک شاهی مبلغ ۰۰۰/۵۰۰ لیرة انگلیسی قرض بگیرند و به او بسپارند این اولین قرضی بود که دولت ایران از بیگانگان گرفت.
۶- با ملغی شدن امتیاز رژی و لاتاری، ملکم خان از ایران گریخت به لندن رفت و در آنجا به تأسیس روزنامه (قانون) قیام نمود و به نام قانون خواهی و تغییر وضع حکومت ایران به ذکر مظالم استبدادی پرداخت و نوشته‌های او از آنجائیکه پرع عامیانه بود و از خارجه نیز می‌رسید در مردم بی‌تأثیر نماند.

مظفر الدین شاه
(۱۳۱۳ – ۱۳۲۴ ه . ق)
دورة سوم سلطنت قاجاریه
در این دوره عکس العمل سلطنت مستبدانه ناصرالدین شاه و سیاست شوم انگلستان و سیاست خشن و ناهنجار روسیه تزاری و اعطاء امتیازات ناروا به بیگانگان و استقراض از خارجی توأم با انتشار آراء و عقاید سیدجمال الدین اسدآبادی و پیروان آزادمنش مکتب او در میان طبقات روشنفکر آزادیخواه ایران مقدمات نهضت سیاسی و فکری را فراهم ساخت. و طی یک انقلاب چهارساله سلطنت استبدادی قاجاریه به سلطنت مشروطه پارلمانی مبدل گردید.
در این دوره چون پادشاه شخص ضعیف النفس و بی‌اراده بود امتیازات زیادی به دول استعماری واگذار شد همچنین، سیاستهای خائنانه امین السلطان باعث استقراض وامهای زیان آور از دولتهای روس و انگلیس گردید.
سلطنت مظفرالدین شاه
۱- مظفرالدین شاه که به سال ۱۲۶۹ تولید یافت چهارمین پسر ناصرالدین شاه بود. او تا سال قتل پدرش قریب چهل سال در ولیعهدی به سر می‌برد و در این مدت با وجود سه سفر که ناصرالدین شاه به فرنگستان کرد و در غالب نقاط کشور به سیاحت پرداخت، مظفرالدین میرزا کمتر از آذربایجان خارج شد. چون مردی ضعیف النفس، ترسو و از اواسط عمر به بعد علیل المزاج نیز بود.
۲- زمانیکه ناصرالدین شاه در حرم عبدالعظیم بدست میرزا رضای کرمانی کشته شد، امین السلطان صدراعظم ناصرالدین شاه به وسیله کلنل کاساکوفسکی رئیس سواران قزاق امنیت پایتخت را حفظ کرد.
۳- او مراتب را به سفرای روس و انگلیس ودول دیگر اطلاع داد و با حضور آنان در تلگرافخانه با مظفرالدین میرزا ولیعهد، که مقیم تبریز بود به وسیله تلگراف حضوری تماس گرفت و وفات شاه را به ولیعهد خبر داد.
۴- امین السلطان تهی بودن خزانه و عقب افتادگی جیره قراولان و نوکران دربار را به اطلاع سفرای روس و انگلیس فرستاد.
۵- امین السلطان به سفرای روس و انگلیس گفت ولیعهدی دیناری پول ندارد یا وسایل سفر خود به پایتختن و جلوس بر تخت سلطنت را فراهم کند.
۶- سفیر انگلیس تعهد کرد که به لندن تلگراف کند تا برای مبلغ مورد احتیاج دولت اعتبار لازم به بانک شاهنشاهی حواله شود.
۷- آنگاه تلگراف تسلیت مرگ شاه و نهنیت سلطنت شاه جدید از طرف درباریان تهیه و به تبریز مخابره شد.
۸- شاه جدید زمانیکه به تخت پادشاهی رسید هر کی از رجال و درباریان را در مقام خود باقی گذارد.
۹- مظفرالدین شاه امین السلطان را که قدرتی فوق العاده داشت همچنان در مقام صدارت باقی گذارد.

وامهای خارجی دولت مظفرالدین شاه و سفرهای او به خارج از کشور:
خزانه ایران پس از قتل امیرکبیر به امر ناصرالدین شاه به طور کلی در اختیار سلطان وقت قرار گرفت و پرداختهای خزانه از نظارت وزیر مالیه و خزانه دار و سایر مسئولین امور مالی مملکت خارج گردید.
ناصرالدین شاه ‌‌نهایت کوشش را به کار برد تا از گرفتن وام خارجی خودداری کند. اما در این امر موفق نشد در زمان مظفرالدین شاه مسئله خالی بودن خزانه و گرفتن وام از خارج به منتهی خود رسید. امین السلطان که هیچ دلبستگی به امور اداری کشور و مملکتداری نداشت در این مورد نفش فعالی را ایفاء کرد.
وام اول مظفرالدین شاه از روسیه
۱- امین السلطان دو سال پس از انتصاب به مقام صدارت عظمی وسایل سفر اول مظفرالدین شاه را به اروپا فراهم ساخت.
۲- او برای تأمین مخارج سفرشاه و همراهانش به دولت روسیه متوسل شد و آن دولت به وسیله (بانک استقراضی) در تهران – که تابع وزارت مالیه روسیه بود – وام مورد تقاضای امین السلطان را پرداخت.
۳- مبلغ این وام ۰۰۰/۵۰۰/۲۲ منات طلا با درصد نزول ۵ درصد و به مدت ۷۵ سال و قسط سالانه آن بابت اصل وام و سود آن ۲۸۸/۱۵۶/۱ منات بود
۴- دولت روسیه قبول کرد که پرداخت اقساط استهلاکی وام مزبور از ۱۹ ذی حجه سال ۱۳۲۷ قمری از طرف دولت ایران آغاز شود.
۵- این وام ضمانت شده روی گمرکات ایران به استثنای گمرکات فارس و بنادر خلیج فارس بود.
۶- از شرایط وام این بود که درآمد گمرکات مزبور بایستی کلا تسلیم بانک استقراضی روس در تهران شود و بعد از آن بانک قسط استهلاکی سالانه وام را برداشت، مابقی درآمد مزبور را، پس از ۶ ماه به دولت ایران بپردازد.
۷- در صورتیکه ایران عایدات گمرکی را مرتباً به بانک استقراضی روس نپردازد، دولت روسیه گمرکات را زیر نظارت و در صورت لزوم زیر ادارة مستقیم خود قرار خواهد داد.
۸- از شرایط مهم وام این بود که تا زمانی که دولت ایران تمامی مبلغ اصل و ضرع وام خود را به آن دولت نپرداخته، حق ندارد بدون رضای دولت روس از یک کشورخارجی وام بگیرد.

وام مظفرالدین شاه از انگلستان
رقابت سیاسی و اقتصادی دو دولت روس وانگلیس در ایران، که هدف آن‌ها محاصرة کامل اقتصادی این کشور بود، موجب آن شد که بانک شاهنشاهی، از همکار روسی خود در میدان رقابت عقب نماند به همین جهت در سال ۱۳۱۸ قمری قرضه‌ای با شرایط زیر مظفرالدین شاه و به نام دولت ایران داد:
۱- مبلغ قرضه ۳۱۴۲۸۱ لیره انگلیسی و ۱۶ شیلینگ و ۴ پنس طلا
۲- ربع سالانه ۵ درصد و مدت ۱۵ سال
۳- قسط استهلاک سالانه از بابت اصل و ضروع ۳۰۲۷۸ لیره و ۱۲ شیلنگ و ۷ پنس
۴- اولین تاریخ تأدیه نوروز ۱۳۴۶ قمری
۵- در تاریخ ششم شعبان ۱۳۳۱ قمری باقیمانده قرضه معادل است با خود مبلغ قرضه
۶- مبلغ قرضه و استهلاک آن روی عواید شیلات دریای خزر وعایدات پستخانه و تلگرافخانه و نیز درآمد گمرکات فارس و بنادر خلیج فارس و اهواز و بندر خرمشهر تضمین شده بود.
۷- بدون رضای طرفین هیچ گونه تغییری در ترتیب تأدیه نمی‌توان داد.
۸- این قرضه را بانک شاهنشاهی ایران به عنوان تأمین اعتبار از طرف حکومت انگلیس هند به دولت ایران پرداخت و طلبکاران ایران، حکومت هند و در حقیق دولت بریتانیا بود.

وام دوم مظفرالدین شاه از روسیه
۱- برای تهیه مقدمات سفر دوم مظفرالدین شاه به اروپا بار دیگر امین السلطان موضوع وام از روسیه را پیش کشید.
۲- او سرانجام در سال ۱۳۲۰ قمری مبلغ ده میلیون مکنات طلا (روبل) به وسیله بانک استقراضی از روسیه قرض گرفت.
۳- شرایط این وام مانند وام اول از روسیه و آغاز استهلاک اصل و فروع از ۱۱ محرم ۱۳۲۰ و قسط استهلاکی سالانه آن ۵۱۴۰۰۶ مات و ۲۰ کپک بود و با آنکه دولت ایران می‌بایستی هر سال سود وام را بپردازد، در تاریخ ۶ شعبان ۱۳۳۱ قمری تمامی ده میلیون منات وام برعهده ایران باقی بوده است.
۳- این وام با وام اول روسیه یک کاسه شد و از آن پس دولت ایران می‌بایستی سالانه بابت هر دو وام ۱۶۷۰۲۹۴ منات و ۲۰ کپک (معادل با ۹۵۴۱۸۰۰ قران آنروز) جمعاً مبلغی معادل با ۰۰۰/۱۹۶/۱۸۲ قران به دولت روسیه بدهکار بود.

سفرهای مظفرالدین شاه به اروپا
مظفرالدین شاه بیمار و مبتلا به نقرس بود و چون بیماری او شدت یافت برای مداوا و استفاده از آبهای معدنی به همراهی امین السلطان و ملتزمین رکاب عازم اروپا شد. (۳۱۸ قمری / ۱۹۰۰ م) و از کشورهای روسیه، فرانسه بازدید نمود. بازدید از کشورهای انگلستان و آلمان و ایتالیا از برنامه‌اش حذف شد. در این سفر به جان شاه سوء قصد شد و امین السلطان از خود تهور و جسارتی نشان داد و به همین دلیل از طرف شاه لقب اتابک اعظم ملقب گشت.
در سال ۱۳۲۰ مظفرالدین شاه تصمیم گرفت دوباره به کشورهای اروپائی مسافرت کند. او که در سفر اول خود نتوانسته بود از انگلستان دیدن کند، بار دوم در سال ۱۳۲۰ با همراهان خود عازم اروپا شد و روز ۱۷ ماه اوت ۱۹۰۷ به لندن رسید و در کاخ مالبرو که برای پذیرایی از او آماده شده بود اقامت گزید دولت انگلیس یک مهمانی رسمی به افتخار شاه ایران در ۱۸ ماه اوت در کاخ بوگینگهام ترتیب داد شاه و همراهانش در آن ضیافت حضور داشتند.
شاه پس از چند روز توقف در لندن عازم پاریش شد و در روز چهاردهم سپتامبر ۱۹۰۲ از پاریس به سمت ورشو مرکز حکومت لهستان که آن زمان تابع روسیه تزاری بود – حرکت کرد و از راه روسیه به ایران بازگشت. هزینه مهمانخانه شاه و همراهانش در آن شهر روزانه بالغ بر ۶۰۰۰ (برابر ۲۴۰ لیره انگلیسی) بوده است

امتیازات کشورهای بیگانه در دوره مظفرالدین شاه

امتیازاتی که ناصرالدین شاه به اتباع دول خارجی، خصوصاً روس و انگلیس داد، از لحاظ کسب آثار و مظاهر تمدن جدید اروپائی برای کشوری که تازه می‌خواست، با این تمدن آشنا شود ضروری و مفید به نظر می‌آمد. ناصرالدین شاه شیفته تمدن غرب و طالب اصلاحات در شئون اداری و اقتصادی در کشور خود بود، در عین حال می‌خواست اقتدارات سلطنت خود را حفظ کند و به نوعی بین امتیازاتی که به دول خارجی می‌داد موازنه برقرار کند.
گرچه هیچ گونه موازنه‌ای از لحاظ قوای سیاسی و نظامی بین گیرندگان امتیاز و کشور ایران وجود نداشت و غالب مذاکرات دربارة امتیازات در موقعی صورت می‌گرفت که خزانه کشور دچار فقر و دولت و تنگنای بی‌پولی و شاه با حرص و طمع عجیب در فکر تدارک سفرهای تفریحی به اروپا بود. اما سیاست استبدادی همراه با متفکرانه ناصرالدین شاه مانع از واگذاری امتیازات هنگفت بدون دریافت سود می‌شد. البته مخالفت‌ها و اعترافات مردم در این مورد نیز قابل تأمل بود.
اما در دورة سلطنت مظفرالدین شاه که پادشاهی ضعیف و بی‌اراده بود و زمام امور را در دست صدراعظمی خائن و بی‌کفایت سپرده بود، امتیازات سنگین دراز مدت به دولتهای روس و انگلیس داده شد. واگذاری ذخائر عظیم معادن از جمله نفت، کاوشهای باستانی، راه‌ها و گمرکات از عمده‌ترین امتیازاتی بود که مظفرالدین شاه به دولتهای روس و انگلیس و فرانسه واگذار کرد.

امتیاز نفت به روی‌تر در ایران

۱- در فرمانی که ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۹ به بارون جولیوس دو روی‌تر صادر کرد امتیاز استخراج کلیه معادن فلزات و زغال سنگ ونفت ایران را به وی داد.
۲- اقدام ناصرالدین شاه در مورد اعطای چنین امتیازی به یکتبعه خارجی به قدری عجیب و غیر متقربه بود که ناظران بیگانه و حتی سران دولتی انگلیس را به حیرت انداخت زیرا هرگز معقول نبود که رئیس کشوری امتیاز بهره برداری از کلیه ذخایر و منابع زیرزمینی مملکت پهناور خود را یکجا به شخصی که دارای هیچ گونه سرمایه و تخصص و تجهیزات فنی و استعداد نبوده است اعطا کند. البته ناصرالدین شاه در برابر فشار سیاسی دولت روسیه و مخالفت افکار عمومی و محافل بازرگانی، امتیاز مزبور را لغو کرد. و امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران را به او داد. و پس از ۱۶ سال گفتگو و مرافعه بین دولت ایران و بارون جولیوس وریوی‌تر از ۱۲۸۹ تا ۱۳۰۶ سرانجام ناصرالدین شاه امتیاز استخراج و بهره برداری کلیه معادن ایران (غیر از فلزات قیمتی و جواهرات) و از آن جمله معادن نفت را برای مدت ۶۰ سال به روی‌تر داد.
پنج سال پیش از واگذاری امتیاز استخراج معادن نفت به روی‌تر در سال ۱۳۰۲ قمری یک شرکت انگلیسی به نام شرکت هوتز، امتیاز استخراج نفت در حوضة دالکی واقع در کرانه خلیج فارس نزدیک بندر بوشهر از دولت ایران گرفت و اولین چاه نفت را هم در حوضة امتیاز حفر کرد، چون به نفت نرسید از ادامه کار منصرف شد.
بانک شاهنشاهی ایران پس از کسب امتیاز استخراج معادن حقوقی را که برای بهره برداری معادن داشت به یک شرکت انگلیسی موسوم به شرکت معادن ایران، در ازاء دریافت صدو پنجاه هزار لیرة انگلیسی واگذار کرد.

جستجوی اولیه نفت در ایران

۱- سرمایه شرکت معادن ایران یک میلیون لیرة انگلیسی بود و عده‌ای سرمایه داران روسی و فرانسوی و بلژیکی در آن شریک بودند.
۲- شرکت مزبور مطالعات و تجسسات علمی خود را برای کشف معادن ایران آغاز کرد و در مورد نفت امتیازی را که شرکت انگلیسی هوتز در حوضة دالکی به دست آورده بود. از آن شرکت خرید.
۳- کار‌شناسان شرکت معادل ایران در سمنان، دالکی، جزیرة قشم به کاوش جهت استخراج نفت پرداختند.
۴- در دالکی چاهی به عمق ۲۷۰ متر و در قشمنم با عمق ۲۵۰ متر به وسیله دستگاههای حفاری جدید حفر شد ولی هیچ یک به نفت نرسیدند.
۵- اقدامات شرکت معادن ایران در مورد کاوش تا ده سال بدون اخذ نتیجه دنبال شد. چون به مرحله بهره برداری از نفت نرسید، بر طبق فصل یازدهم امتیازنامهن حق شرکت دربارة نفت خود به خود ملغی گردید.

جلب توجه انگلیسی‌ها به نفت ایران

۱- چند سال قبل از اعطای امتیاز دادرسی، مسیو دمرگان، باستان‌شناس فرانسوی، مقاله‌ای در مجله معادن پاریس راجع به وجود نفت در غرب و جنوب غرب ایران نوشت.
۲- مقاله مزبور را یک نفر ایرانی به نام کتاپچی خان که متصدی امور ادارة گمرک بود و از سرهندی در وموندولف وزیر مختار سابق انگلیس در ایران خواست چند تن از سرمایه داران انگلیسی را برای استخراج نف در ایران استخدام نماید.
۳- سرهنری در موندولف در لندن با یک سرمایه دار به نام ویلیام ناکس دارسی آشنا شد و او را تشویق نمود که سرمایة خود را برای استخراج نفت ایران به کار اندازد.
۴- دارسی تصمیم گرفت تعدادی زمین‌شناس مطلع و کارآزموده‌ای انتخاب و به ایران اعزام دارد تا دراین باره گزارشی جامع به او بدهد.
۵- متخصصین پس از مطالعه در محل گزارش رضایت بخشی داده و گفتند کشف نفت در حوالی قصر شیرین و شوش‌تر بسیار محتمل و در نقاط دیگر هم امید بسیار می‌رود.
۶- در سال ۱۹۰۱ قمری دارسی نماینده‌ای به نام ماریوت به همرات کتابچی به تهران اعزام کرد تا با دولت داخل مذاکره شده و امتیازی تحصیل نماید.
۷- ماریوت سفارشنامه‌ای از سردرو موندولف وزیر مختار سابق انگلیس به سرآرتوهاردینگ که در آن موقع وزیر مختار انگلیس در تهران بود همراه داشت که همه نوع مساعدت را با او نماید.
۸- ماریون و کتابچی پس از ورود به تهران پیشنهاد امتیاز استخراج نفت را به مظفرالدین شاه تسلیم نمودند.
۹- چون مظفرالدین شاه در آن موقع کاملاً تحت نفت سیاست روس قرار گرفته بود، از قبول آن خوداری کرد.
۱۰- در این زمان هاردینگ، وزیر مختار انگلیس دخالت کرد و به ملاقات امین السلطان صدراعظم رفت و از او تقاضای مساعدت نمود.
۱۱- سرانجام با موافقت امین السلطان امتیاز نامه دارسی به امضاء شاه و مهر اتابک (امین السلطان) و میرزا نصیرالله خان مشیرالدوله و نظام الدین غفاری مهندس الممالک و در دفا‌تر دیوانی به ثبت رسید.

امتیاز دارسی در نفت ایران

۱- مدت امتیاز دارسی ۶۰ سال و ابتدای آن از هشتم صفر ۱۳۱۹ قمری بود.
۲- حوزة امتیاز دارسی سراسر خاک ایران به استثنای ایالات خراسان و مازندران و استرآباد (گرگان کنونی) و آذربایجان بود.
۳- به موجب امتیازنامه دارسیع دارسی تعهد کرده بود که در ظرف مدت دو سال پس از عقد امتیاز شرکتی برای بهره برداری از امتیاز مزبور تشکیل دهد.
۴- پس از تشکیل شرکت بیست هزار لیره نقد و معادل بیست هزار لیره سهام پرداخت شده شرکت مزبور را به دولت ایران تسلیم نماید.
۵- در این قرارداد نمایندگان دارسی از جمله کتابچی حق ذلالی خوبی از این معامله برد.
۶- نمایندة دارسی حدود ده هزار لیره به اتابک و مشیرالدوله و مهندس الممالک نقد پرداخت.
۷- پس از آنکه دارسی اولین شرکت را تشکیل داد، طبق مواد امتیازنامه بیست هزار لیره نقد و بیست هزار لیره سهام به دولت ایران تسلیم نمود.

جنایات و ستم  قاجار بر زرتشتیان

جنایات سلسله قاجار به آقا محمد خان ختم نمیشود هفت سلطان قجری در ایران بی فرهنگی و جنایات زیادی را بر جای گذاشتند که در یک  جستار نخواهد گنجید ،حکومت مغولان قجری  پایه گزار  نقض حقوق بشر  در ایران بود.

در سده هفتم میلادی، که تازیان بر ایران چیره شدند، گروهی از زرتشتیان به زور شمشیر ترک دین کردند. خانواده‌های بسیاری، در سده نهم به هندوستان کوچ کردند، تا فرهنگ دینی و ملی خود را پاسداری کنند و به آیندگان بسپارند، و بسیاری دیگر در ایران ماندند تا آتش عشق به دین بهی را در سینه و کانون خانواده خود گرم و پر فروغ نگهدارند.
گوشه‌ای از ظلم و جوری را که به زرتشتیان ایران وارد می‌شد از قلم یک کشیش مسیحی به نام «ناپیر ملکم»، که پنج سال در یزد زندگی کرده است، بخوانیم:
«ظلم‌های آشکاری که به زرتشتیان ایران روا داشته می‌شد مانند جزیه، پوشیدن لباس کهنه و نپوشیدن لباس نو، سوار نشدن بر چهارپایان خود و نساختن خانه‌هایی که بلند‌تر از خانه‌های مسلمانان باشد، درپی تلاش و کوشش‌های مانکجی صاحب از‌بین رفت و نیز ظلمی که اگر یک نفر زرتشتی درمی‌گذشت همه متروکات او منقول و یا غیر منقول حق جدیدالاسلامی که از خویشاوندان او بود می‌شد و به فرزندان زرتشتی ارثی نمی‌رسید و حتی خانه مسکونی او را نیز می‌بردند، با کوشش خستگی‌ناپذیر و هوش و درایت مانکجی صاحب ازبین رفت.»
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، پارسیان هند که از بیداد و فشار وارده به همکیشان خود در ایران آگاهی یافته بودند، نماینده عالی رتبه‌ای را به نام «مانکجی لیمنجی هاتریا»، به ایران فرستادند. او نزد شاه شکایت برد و با پشتیبانی حکومت هند و امپراتوری انگلیس توانست از فشار‌ها تا حد زیادی بکاهد. از روی نامه‌های مبادله شده بین مانکجی و ناصرالدین شاه که امروز موجود است، درمی یابیم فشار و تبعیض ظالمانه نسبت به زرتشتیان از جمله موردهای زیر بود:
زرتشتیان مجبور بودند علامت مشخصه‌ای روی لباس خود بزنند تا تمیز داده شوند.
زرتشتیان در هنگام خرید، حق نداشتند به کالا‌ها و به ویژه به اغذیه و میوه دست بزنند.
زرتشتیان حق نداشتند سوارچهارپا شوند و یا در بازار سواره حرکت کنند.
زرتشتیان روزهای بارانی نمی‌بایست بیرون بروند.
اگر یک زرتشتی از دین خود برمی‌گشت، دیگر افراد خانواده از ارث والدین محروم می‌شدند و همه ارث، به او می‌رسید.
اگر که یک نفر زرتشتی کشته می‌شد، قاتل قصاص نمی‌شد و تنها می‌بایست خون‌بها (دیه) به وارث مقتول زرتشتی بپردازد و در بسیاری از موارد این پرداخت هم صورت نمی‌گرفت.
در تاریخ معاصر زرتشتیان ایران، «مانکجی لیمجی هاتریا» از بنام‌ترین چهره‌ها و تاثیر‌گذار‌ترین فرد اجتماعی و سیاسی دوره قاجار است. او که به «مانکجی صاحب» مشهور است، توانست با تدبیر و ابتکار بی‌مانند خود جامعه زرتشتی درحال نابودی آن زمان را نجات دهد.

این جستار دنباله دارد

« همچنین در جستار آینده  پیرامون حضور ترکان در زمان ساسانیان سخن به میان می آوریم»

به شادی و پیروزی

وهمن روز از ماه وهومن سال ۳۷۵۰ زرتشتی

گرد آوری موبد مانترانو

مشترک دیدگاهها بشوید

یک دیدگاه

  1. با درود بر شما موبد مانترانوی گرامی.
    سپاس از جستارشما که در نهایت شیوایی به آگاه سازی های تاریخی می پردازد.
    جمع بندی شما بسیار آموزنده و آینده ساز است، چرا که من ایرانی را به تفکر بیشتر نسبت به تاریخ و دولت مردان سیاسی سرزمینمان ایران وا می دارد.

    پاینده ایران
    برقرار باد آیین ریشه ای
    کوبنده تندر.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*