من باز نخواهم گشت!

از آخرین سخنرانی استاد فولادوند که در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۸۵ معا. (۱۷ ژانویه ۲۰۰۷) که از تلویزیون انجمن پخش شد شش سال است که میگذرد. [نسخه اصلی سخنرانی]

یک دوره پنج ساله روشنگری در زمینه فرهنگی و سیاسی در سطح وسیع  به پایان رسیده بود و افکار و اهداف انجمن پادشاهی با توانی بالا در حال گسترش بود که این روند تا لحظه کنونی با شتابی فزاینده ادامه دارد. در این تاریخ طرح پنج مرحله ای «تندر» دو سالی بود که به تصویب انجمن های داخل رسیده بود و مرحله نخست آن بیش از یک سال بود که در حال اجرا بود. آغاز مراحل بعدی «تندر» نیاز به سازماندهی مجدد و تقسیم دوباره وظایف داشت که سفر استاد فرود فولادوند نیز در این چارجوب قابل فهم است. مراحل بعدی «تندر» همراه با فعالیتهای عملی براندازی بود که حضور علنی رهبری را در خارج از کشور غیر ضروری میکرد و بدنه انجمن را ضربه پذیر میساخت. از نظر اکثریت غریب به اتفاق انجمنهای پادشاهی هنگام آن رسیده بود که فعالبتهای عملی، که هدفش براندازی رژیم اسلامی است، میبایست هر چه زودتر آغاز شود. در همه پرسی ای که در ماه سپتامبر ۲۰۰۶ میلادی، یعنی یک سال قبل از انتقال استاد به اختفا انجام شد، یک اکثریت ۹۹ در صدی این تصمیم را پشتیبانی کردند.

در طی این شش سال، با وجود اینکه تمرکز دشمنان ایران برای نابودی انجمن پادشاهی و خارج کردن این تنها نیروی ایرانخواه و سکولار از صحنه سیاسی ایران افزایش یافته، لاکن دامنه نفوذ انجمن و تشکیلات تندر نیز افزایش یافته است. اشتیاق جوانان برای پیوستن به آن فزاینده است. و نام آن صاحب اعتبار و ارزش ویژه در صفوف مبارزین است.

اما در این شش سال،  در نبود یک رسانه مستقل از سوی انجمن پادشاهی، دشمنان ریز و درشت ما نیز هر کدام به فراخور اهداف شوم و نیازهای سیاسی خود در باره نبود استاد فولادوند در صحنه رسانه ای،  دست به شایعه پراکنی های گوناگون زده اند. در میان شایعات ساخته شده داستان «گول زدن استاد توسط فرمانده بهزاد و کشاندن او به مرزهای ایران و دستگیری او توسط سپاه پاسداران» از همه بیشتر رواج داده شده است.

در اینجا باید یادآوری کنیم که خود مقامات امنیتی رژیم اسلامی در پخش این شایعه از همه کمتر دخالت داشته اند، زیرا آنها از همه بهتر میدانند که فرود فولادوند در بند آنها نیست بلکه این داستان بیشتر از سوی پسرعموهای آنها مانند نیروهای ملی مذهبی، اصلاح طلبان و سلطنت طلبان و یا به زبان ساده تر از سوی اسلام خواهان  مطرح و رواج داده شده است. آنها در برابر وزنه سنگین افکار انجمن درمانده هستند و توان روبارویی سیاسی را ندارند و از این رو دست به دامان شایعات میشوند.

ما نیز در این مدت غیر از بیانیه های رسمی رغبت زیادی به پاسخگویی به این شایعات نشان ندادیم. زیرا بر اساس گویش ایرانی «مه فشاند نور و سگ عو عو کند» وجود اینگونه شایعات را در پرتو فعالبتهای مبارزاتی کمرنگ میدانیم.  و دوم اینکه انجمنهای پادشاهی، برای سرنگونی رژیم اسلامی و استقرار «آیین ریشه ای» سوگند خورده اند و نه برای نگه داری رهبرش. در بدترین حالت ممکن، یعنی در صورت کشته شدن یک رهبر، انجمن پادشاهی فرد دیگری را به جای او بر خواهد گزید تا انجام وظیفه کند.

اما در میان افرادی که خود را ظاهرا هوادار استاد معرفی میکنند کسانی هستند که برای رونق دادن دکان رنگ پریده خود هر سال مراسمی به سبک مراسم «حسین کشان» مسلمانان شیعه برای جمع آوری پول و اعتبار به راه میاندازند. کسانی در خارج از کشور، که  کنگر خورده و لنگر انداخته اند و با ظاهری دوست معابانه  به استاد تهمت نادانی و ناتوانی و در بهترین حالت تهمت دروغگویی را میزنند. استاد در هم این آخرین سخنرانی که در مرزهای ایران توسط تلفن ماهواره ای همراه خود، اجرا کرد، در باره هواداران تنه لش و قلابی خود چنین میگوید:

در کجای کار این برونمرزی ها همت لازم را برای پاسخگویی به یک رستاخیز درست داشته اند؟! اینها مردمانی هستند که به دنبال «پوخا» {منظور دکتر یزدی معروف به هخا} راه میافتند و برای او کنفرانس مطبوعاتی برگزار میکنند.

اما برای روشن شدن واقعیات هیچ لازم نیست ما راه زیادی برویم. بلکه کافی است به هم این سخنرانی با دقت گوش کنیم. وی میگوید:

پای من روی خاک نیاکانی است. اینجا که ما هستیم بین ۱۱ تا ۱۳ درجه زیر صفر است. برای اینکه شرایط ما روشن باشد از نظر موقعیت. ولی ما روی خاک میهن هستیم. … شب تاریک است و ما داریم از منطقه ای که خاک میهن هست به سبب امنیت فاصله میگیریم. یاران کرد را دیدیم و با آنها صحبت کردیم. یاران دیگر را نیز دیدیم و با آنها صحبت کردیم. و داریم برمیگردیم به منطقه ای که امنیت داشته باشد.

استاد فولادوند در این پیام میگوید که «پای من روی خاک نیاکانی است». هواداران قلابی اگر فولادوند را مردی راستگو میپندارند، پس باید قبول کنند که او داخل مرزهای ایران رفته است. پس در این صورت دیگر داستان گول زدن وی و کشاندن وی از سوی سپاه پاسداران  به داخل حرف مفتی بیشتر نخواهد بود. زیرا اگر قرار باشد سپاه کسی را دستگیر کند دیگر به او اجازه سخنرانی نمیدهد، چه برسد به اینکه به او اجازه بدهد که برگردد. کسی که در دست سپاه اسیر شود دیگر رفته است.

و اما اگر این هواداران قلابی معتقد هستند که فولادوند همآنند خمینی دروغ گفته و یا به قول آنها خدعه کرده است، پس دیگر به شما نمیشود هوادار استاد خطاب کرد.  پس در این صورت به راستی شما با ظاهر هواداری پیش آمدید که چهره او را خراب کنید. پس شما آمده اید که به او انگ دروغ گویی بزنید. شما بهتر است هم آنگونه که در سخنرانی استاد بیان شده به دنبال «پوخا» بروید و برای او دل بسوزانید. انجمن به افراد خبیث مانند شما نیاز ندارد.

استاد در برنامه های رادیویی روز قبل آن  [اینجا] میگوید «ما داخل میهن هستیم و فیلم هایی هم گرفته شده» [از دقیقه ۶ به بعد] و دلیل دوباره خارج شدن از ایران را نیز تکرار میکند. و دو روز قبل از آن نیز [اینجا]  از رفت و آمد های مکرر سخن میگوید. در این روز در پاسخ به هرزه گویان آن زمانی و پس مانده های امروزی آنها میگوید:

ما این مبارزه و این زندگی سخت را پذیرفته‌ایم که بهترین فرزند ایران، پادشاه ایران بشود. بهترین فرزندی که خدماتش در درون میهن برای مردم میهن ثابت شده باشد. نه اینکه آقای چغندربیک و یا آقای سید رضا سروکله‌اش پیدا بشود.
و در پایان این آخرین پیام ادامه میدهدد:

قرار نیست بعد از این همه راه، و این همه مصیبت و این همه پرداختن به تاریخ و این همه بازگویی تازینامه و این همه گفتار و گفتار و گفتار، و کوشش و کوشش و کوشش، باز من ۳۰ سال دیگر بایستم تا یاران بخواهند یاری های خود را برسانند.
انجمن ها را تشکیل بدهید! برای کارتان فورس-ماژور بگزارید. … اگر تا تاریخ مشخصی یاری ها، در آن میزان که شایسته ورود به میهن باشد، موجود نباشد، من میروم. … من راه برگشت نخواهم داشت و باز نخواهم گشت.

در پایان استاد به وظایف اصلی و تغییر سیاستها اشاره میکند و چُرت هوادارانی را که تا آن لحظه انتظارشان از فولادوند تنها یک برنامه تلویزیونی سرگرم کننده بود، پاره میکند. اما فورس-ماژور ها گزاشته شدند و نتیجه آن ادامه پرتوان و درخشان «تندر» در این شش سال است.

ما هرزه گویان طرفدار «تئوری گول خوردن فولادوند» را میشناسیم. آنها هم آن افرادی هستند که میگویند «تا آمریکا نخواهد نمیشود». آنها هم آن افرادی هستند که میگویند «حالا که استاد نیست پس بگذار فلان کس و یا بهمان کس ما را سرگرم کند». این افراد هم آنهایی هستند که دائما ناله میکنند که «ما رهبری نداریم، بنابر این بگذارید سید رضای بی لیاقت رهبر بشود». این افراد هم آن کسانی هستند که میگویند «اول جریان سوریه باید درست شود و بعد از آن ایران هم خود به خود آزاد میشود». این افراد هم آنهایی هستند که میگویند «این ملت غیرت ندارد» در حالی که خود آنها از بی غیرت ترین موجودات روی زمین هستند.

آنها کسانی هستند که برای پنهان کردن بی عملی و بی خاصیتی و اخته بودن خود به «تئوری گرفتار شدن فولادوند» آویزان شده اند. آنها «چوخ بخیار» هایی هستند که از یک مبارزه جدی  میترسند. بود و نبود آنها در روند آزادسازی میهن و در روند برنامه های «تندر» بی تاثیر است.

 

پاینده ایران، بر قرار آیین ریشه ای و کوینده تندر

 

Tags: 
مشترک دیدگاهها بشوید

5 دیدگاه

  1. درود
    اگر ايرانيان در يكصد سال بعد به آزادى عقايد رسيدن !!! نامهاى جاودان به مانند خيام ، عبيد زاكانى ، ميرزارضا كرمانى ، احمد كسروى ، شجاءالدين شفا ، بهرام مشيرى و فرود فولادوند را از ياد نخواهند برد ، نام فرود فولادوند روزى نيست كه بر دل سياه دينداران اسلامى لرزه نيفكند ، بودن فيزيكى او ديگر مطرح نيست ، چيزى كه مطرح است اثرات دلنشين او بر قلب جوانان وطن است ، بايد يكبار ديگر از اول تمام برنامه هاى فرود فولادوند را بر فراز ماهواره قرار داد و موج گرايش ايرانيان به نگرش فولادوند را حيرت وار ديد .

  2. سلام

    آقای فولادوند اگر این کامنت من رو می خوانید خوش حال می شوم از طریق ایمیل باهم در تماس باشیم و از وضیعت شما آگاه شوم

  3. درود بر مردان پارسی
    از استاد تشکر میکنم باعث شد خیلی از دروغ ها رسوا شه تا مردم از این دین زدگی
    زدوده شن و به عنوان یک ایرانی همواره در نشر بیانات استاد تلاش میکنم و با آگاهی دادن به دیگران کمک کوچکی میکنم

  4. درود
    متاسفانه بیشتر مردم ایران به خودشون اجازه فکر کردن نمیدن و البته یکی از دلایل اصلی اینکار اینه که دین اسلام مقدس جلوه کرده و گفته که لازم نیست در مورد من فکر کنید .
    اقای فولادوند عزیز ، تا وقتی مردم ایران با نامهای عربی صدا زده میشوند و با روزهای جشن عربی و به شیوه عربی شادی میکنند و در روزهای عذاداری عربی به شیوه عربی ناراحتی خودشون رو نشون میدهند … هیچوقت نمیتونند به سمت فکر و اندیشه حرکت کنند . راه اشتباه است

  5. درود بر استاد همیشه در دلهای ما جا داری استاد و راهت پر ره رو است پاینده ایران کوبنده تندر

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*