مناظره جمشید شارمهد از انجمن پادشاهی ایران و اغوز تورک در گوناز تی وی

تلویزیون گوناز با دعوت از مسئولان انجمن پادشاهی، خواهان انجام یک مناظره در مورد حقوق ملیت‌های مختلف در ایران شده بود که بعد از بررسی موضوع مقرر شد کدبان جمشید شارمهد به عنوان مسول رسانه‌ای رادیو تندر در برنامه این تلویزیون شرکت نماید. هر چند برخی‌ اعضا معتقد بودند که شرکت اعضای انجمن به نحوی میتواند مورد سوً استفاده این تلویزیون در جهت مشروعیت بخشیدن به فعّالیّت‌های جدائی طلبانه بشود  و استدلالشان نیز مصاحبه اخیر مدیر این تلویزیون با روزنامه انگلیسی‌ زبان چاپ ترکیه (تودی زمان) مبنی بر درخواست حمایت مالی‌ از دولت ترکیه بود. اما اکثریت اعضا از باز شدن ناگهانی فضای انتقاد و مباحثه در سیمای گوناز  استقبال کردند.
در شروع مناظره که توسط آقای انصافعلی هدایت از ژرنالیستهای حرفهای است، جمشید شارمهد به معرفی‌ انجمن پادشاهی و اهداف آن‌ پرداخت، طرف مقابل مناظره شخصی‌ به نام «اغوز تورک» بود که خود را نماینده حزب تک نفره‌ای به نام حزب استقلال آذربایجان جنوبی معرفی‌ میکرد.
طول مدت مناظره ۳ ساعت بود، نکته جالب اینکه نماینده حزب مزبور تاکید داشت که حزب آنها اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیست و اساسا مشکلی‌ با جمهوری اسلام ندارند بلکه مشکل خود را وجود کشوری به نام ایران میدانند! و خلاصه سخنانش نیز حول محور ممنوعیت تدریس و یادگیری به زبان مادری بود و نهایتا بدون ارائه دلیل و فکت استدلال میکرد که چون آذربایجانیها نمیتوانند به زبان مادری خود تحصیل کنند بنابراین  قصد جدائی از ایران را دارند! که کدبان جمشید شارمهد با اشاره به بندهای «آیین ریشه ای»، پیشنویس قانون اساسی پشنهاد شده از سوی انجمن پادشاهی، و خصوصیت انجمنی بودن نظام پادشاهی، این دردها را حل شده معرفی کرد، که در ویدئو میتوانید مشاهده کنید.
در اواسط برنامه نیز تلفنهای استودیو برای نظر دهی خودی ها باز شد. اکثر تلفن کنندگان از روی نوشته ای که از قبل آماده شده بود میخواندند. این عمل به قدری مفتضح بود که حتا یکی‌ از این تلفن کنندگان در بخشی از صحبت‌هایش وقتی‌ نتوانست جمله را از رو کاغذ بخواند گفت «و… سه‌ نقطه!». کار افتضاح این شبکه بدانجا رسید که حتا خود مدیر تلویزیون آقای احمد ابالی نیز به کمک این تلفن کنندگان شتافت و بدون معرفی‌ خود در نقش یک بیننده روی خط آمد و به قسمتی‌ از مانیفست انجمن پادشاهی ایراد گرفت.
در گزارشهایی که بعدا به دست ما رسید تلفن کسانی را که از نظر این تلویزیون ناآشنا بودند به بهانه اینکه کیفیت صدای آنها خوب نیست، روی خط تلویزون نمیآوردند.

مشاهده این برنامه در یوتیوب

 

فایل های صوتی این برنامه:

[1], [2], [3], [4], [5], [6], [7]

 

دانلود از سرور مدیافایر flv

دانلود از سرور مدیافایر mp3

مشترک دیدگاهها بشوید

15 دیدگاه

  1. با درود به انجمن پادشاهي ايران و جناب شارمهد:
    احمق توئي و اون رهبر مفعولت
    تو مي گي هيچ فرقي بين مسلمونا نيست بعد شيعه دست نويس ممد جزيني و تخم تركشو از بقيه سوا ميكني!
    تنها جايي كه واستون تفاوت نداره وقتيه كه تو بشكه اين
    من جاي تو بودم به ايران و ايرانيت بر ميگشتم به زودي اربابتون امريكا ايرانم مثل سوريه و عراق نابود ميكنه اونوقت مجبوري تا اخر عمرت تو بسكه قايم شي
    زنده باد انجمن پادشاهي ايران

  2. خیلی احمق هستید
    همه مسلمانها بایکدیگر برادر هستند فرقی بین فارس و کرد و ترک نیست.
    شیعیان باید با هم متحد باشند.این تعصبات نسبت به مرزها حماقت است.
    همه جای زمین متعلق به خداست

  3. من یک آذربایجانی هستم به تمام ایران و قومیتهای آن عشق می ورزم و در اکثرجاهای ان کار عمرانی انجام داده ام و تمام این عشق من است
    زنده باد ایران و ایرانی با فرهنگ
    ما هم به بابک و هم به کوروش افتخار می کنیم
    ترکها هم که مانند اکثر اقوام عزیز ایرانی در همه جا در خدمت ایران و ایرانی هستند
    ممنون از شما برای انعکاس نظر بنده

  4. درود
    ملت آذربایجان جزء جدایی ناطلب ایران است. مرزهای آذربایجان در ایران فقط چیزی مجازیست در حد تفکیک استان ها برای آذربایجان مرزی وجود ندارد در ایران اکثریت ایرانیان یا آذری هستن یا به آذری ها عشق می ورزن و ما هم همچنین به اونها ما از جای نیامدیم که بخوایم جدا بشیم یا برویم ما در وطن خود هستیم بی شک رشید ترین زیبا ترین و باسوادترین جوانان ایران آذری ها هستن اما متاسفانه ابلهانی با اداهای واهی نژاد پرستی ترک یا فارس قصد آسیب به این هم زیستی چند هزار ساله را دارند و به یاد نمی آورند که در حمله عثمانی ها تبریزی ها چه شجاعتی نشان دادند و زمان حمله عراق به ایران اولین نیروهای اعزامی به جنوب ایران از آذربایجانی ها بودن

  5. قابل توجه پان ترک ها , رفتار ترکیه با کرد ها
    http://www.youtube.com/watch?v=FvrhhogjP_M

  6. انجام مناظره با گروه های ۲ نفره جدایی خواه (تجزیه طلب) چه سودی در راه مبارزه برای آزادی ایران دارد؟ آیا فرود فولادوند که کمتر از رفسنجانی حاضر به مناظره با اسلام طلب ها نبود نیز کار شما را تایید می کند؟ از دیدگاه من این مناظره یک اشتباه استراتژیک برای انجمن پادشاهی ایران بود.

    پاسخ:
    ما نمیدانیم منظور شما از «استراتژی» چیست که حالا «اشتباه» آن را بررسی کنیم. اگر منظورتان «سیاست کلان» انجمن پادشاهی ایران باشد، آن سیاست در «برقراری آیین ریشه ای در آریابوم» تعریف شده است.

    سود این گونه مناظره ها همآنند هر مناظره دیگری در نشان دادن سیاستها و خط مشی و راه کارهای یک دیدگاه سیاسی است. در این گونه درگیری های سیاسی بیش از اینکه هنر سخنوری فرد در پیروزی و یا شکست مناظره نقش داشته باشد، افکار هدایت کننده سخنوران و موضع سیاسی و حزبی آنها نقش آفرین است. در این مناظره آقای شارمهد بر خلاف مناظره های آقای اسماعیل نوری علا، به تایید نقد کننده گانی که چندان لطفی هم به سیاست های انجمن پادشاهی ایران و بخصوص تندر ندارند، افسار برنامه تلویزیونی به دست ایشان افتاده بود، مدیر تلویزیون، آقای اوبالی، مجبور شده بود به عنوان «شنونده» خود را وارد بحث کند و طرف مقابل مناظره در آخرهای برنامه دیگر از محل گفتگو دور شده بود و آقای هدایت، مجری برنامه، در اینترنت به دنبال آقای «اغوز تورک» میگشت، که ظاهرا «لنگ» را انداخته بود و حرف زیادی در مقابل صحبت های رقیب خود نداشت.

    در این مناظره به تعداد وسیعی از بینندگان این تلویزیون نشان داده شد که انجمن پادشاهی ایران و برنامه سیاسی او پاسخگوی نیازهای مردم ایران است و اهداف آن با اپوزیسیون های مفنگی راست و چپ تفاوت اساسی دارد.

    البته ما کاملا آگاه هستیم و ناظر واکنش دشمنان ایران، از رژیم اسلامی گرفته تا وابستگان به غرب، که پس از این مناظره به وحشت افتاده اند و کوشش میکنند با پرسشهای بی ربط تاثیر آن را خنثی کنند. برای ما اینگونه واکنش ها نشانه خوبی است. زیرا در نهایت پیام میدهد که: «انجمن پادشاهی در این مناظره شرکت کرد و برد!»

    و در آخر اینکه، بر خلاف تصور شما، استاد فولادوند خود در این مناظره ها، چه در رادیو های عرب زبان و چه در رسانه های فارسی زبان بدون توجه به رقیب خود شرکت کرده است و با رشادت کامل نظریات خود را بدون سانسور مطرح کرده است. او به مدت ۲ سال نیز در نبود یک رسانه قوی در سرویس اینترنتی «پالتالک» با افراد محدود به گفتگو و مناظره نشست.

    علاوه بر آن در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۶ میلادی فرود فولادوند از سید علی خامنه ای و رفسنجانی دعوت به مناظره میکند. متن این دعوتنامه در روزنامه آمریکایی Washington Post در اندازه یک چهارم صفحه منتشر میشود. مخارج ده هزار دلاری این آگهی را یاران انجمن، در یک همیاری جداگانه تامین میکنند. که خود این اقدام یک بی آبرویی کامل در آن سالها برای اسلام خواهان به ارمغان آورد.

  7. یاشاسین اذربایجان یاشاسین بابک یاشاسین ستاروبافیرخان وجعفرپیشه وری انجاق اذربایجان

  8. آقای «تبريزلي باي بک»، شما نوشتید تهران و قم هم ترک هستند. میشود لطف کنید مرزهای پیشنهادی خودتون رو بفرمایید. می‌خوام ببینم زلاند نو هم شامل قلمرو شما هست

  9. آقای یاشار عزیز به زیبائی تمام حرف دل ما ایرانیان را گفتی . تشکر

  10. پاینده ایران
    من نیز با این دوست گرامی موافقم که در شان استاد گرانقدر ما جمشید دلاور نبود که بین مشتی احمق مخاین تجزیه طلب برود هر چند تبلیغ خوبی برای انجمن شد ونیز دهان این کثافت ها خورد شد. استاد گرامی جمشید دلاور لطف کنند وقبل از این جور برنامه ها با ما هماهنگ کنند ان گاه خواهند دید در تلفن کردن ومدارک تاریخی اوردن کدام طرف دلایل بهتری دارد اینها مشتی رجاله کورند کسانی که پیشه وری خاین را ستایش کنند تکلیفشان مشخص است ضمن انکه ان زنی که می گفت من فارسم و شوهرم ترک است این قدر سواد و ذهن نداشت واین قدر نمایشنامه را بد حفظ کرده بود که بعد معلوم شد لر است واگر به او فرصت می دادند شاید بعد می گفت کن عربم ….
    خلاصه نمایشنامه ابلهانه ای جناب مجری بر نامه تدارک دیده بود

  11. اول اینکه در شخصیت یک ایرانی نبود که در تلوزیون این احمقها برنامه اجرا کنه.

    اما باید چند نکته رو به این ابلهان متوهم یاداوری کنم.

    این آقایی توغوز تورک هی دم از اشغال میزنه یا معنی اشغال رو نمیدونه یا زیادی مواد زده قاطی کرده و جالب اینه که در برابر سوال شما که چه اهدافی دارید درمانده بود.و با عشوه هایی که از خودش نشون میداد کاملا مشخص بود حرفی برای گفتن نداره.
    جالب اینه حرفها بود که میگفتند قومی به نام فارس وجود نداشته :)) کمترین تاریخی که به قوم فارس اشاره کرده همان قرآن است که در سوره روم به قوم فارس اشاره کرده.

    و یک بیننده ابله تر گفت ایرانی ها زبان و خط نداشتند ..این آقا اگر کمی عقل داشت میتونست قکر کنه که آیا ایرانی ها با زبان اشاره با هم حرف میزدند!!

    پس اوستا و خط پهلوی و میخی با این قدمت نزدیک به 4000 سال چه هستند و اگر سواد داشت و خط پهلوی و یا اوستایی را دیده بود میدید که تازی ها خط خود را از خط ایرانی و پهلوی بر گرفته اند.

    اینها که میگم میدونم که فایده ای نداره چون این جماعت احمق تر از چیزی هستند که فکرش را هم میکنید.سالهاست که بین این قجری های خوونخوار و فرزندان چنگیز مغول زندگی میکنم.
    نکته جالب دیگه این بود که تلفنهای ما وصل نمیشد :)) اینها که از تلفنهای ما میترسند چطور میخواهند کشور داری کنند؟ دمکراسی کشور داری رو چطور اجرا میکنند.؟

    ادب و شعور بینندگان این تلوزیون هم کاملا نمایان بود و شخصیت این قوم رو به خوبی به نمایش گذاشت.

    انزوای این گروهک متوهم بیش از پیش شده و هیچ کسی برای این ابلهان تره هم خورد نمیکنه.

  12. آقای نویسنده «آذری ها» انقدر جوش نزنید. انجمن پادشاهی ایران و بخصوص «تندر» آنقدر اهمیت دارد که صدای شما در آمده است. هم اینکه شما سراسیمه مجبور شده اید که در باره این مناظره مقاله بنویسید و گفته های ما را تحریف کنید نشانه این است که کک به تنبانتان افتاده است. دیگر در سایه انجمن پادشاهی، جنگ حسن و حسینی پا نمیگیرد. بحث های جانبی و منحرف کننده از خط مستقیم سرنگونی رژیم تماما اسلامی و بر قراری آیین ریشه ای را راه نمیدهیم.

  13. دیدگاه سایت azariha.org سایت نزدیک به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی

    باند پان ترکیسم و انجمن پادشاهی در گوناز تی وی به توافق رسیدند

    هفته گذشته تلویزیون تجزیه طلب گوناز طی میزگردی که میهمانان آن از طریق اسکایپ شرکت می کردند، به مباحثه در خصوص آن چه که مسائل ایران می پنداشتند، پرداختند.

    به گزارش سایت خبری-تحلیلی آذری ها اجرای این برنامه بر عهده فردی به نام “هدایت” بود که گویا از برخی مشکلات روانی رنج می برد. دو طرف مناظره در حالی خود را سرکرده یا سخنگوی یک گروه سیاسی معرفی می کردند که به جز خود آن ها فرد دیگری در تشکل های سیاسی نام برده عضویت ندارد.

    حزب به اصطلاح استقلال آذربایجانی جنوبی متشکل از یک سرکرده و یک سخنگو می باشد که هر دوی آن ها با نام های مجازی در عرصه ای که آن را میدان سیاست می پندارند، فعالیت می کنند. سخنگوی این تشکل مجازی که خود را با نام مستعار “اُوکوز تورک” معرفی کرد ظاهرا مانند بسیاری دیگر از اعضای باند پان ترکیست فاقد حداقلی از اعتبار و پیشینه سیاسی است.

    در این برنامه مضحک “جمشید شارمهد” سرکرده باند انجمن پادشاهی با لحن و ادبیاتی خارج از عرف و به اصطلاح چاله میدانی نشان داد که فاقد کم ترین درکی از سیاست است، وی عنوان کرد که مشکل اش با اسلام است و از نظر وی تجزیه کشور اهمیتی ندارد.

    نکته جالب در این مناظره آن بود که دو طرف سعی می کردند دسته و باند طرف مقابل را غیر جدی قلمداد نمایند که دارای اهمیت سیاسی نمی باشد، این در حالی است که هر دو سوی ماجرای به اضافه مجری برنامه هیچ محلی از اعراب در معادلات سیاسی کشور ندارند و اصولا کسی از وجود آن ها اطلاع ندارد.

  14. دیدگاه سایت بای بک

    اجراي برنامه با مشارکت جمشيد شار مهد و گوناذ – تبريزلي باي بک

    .پروژه خاورميانه جديد بدجوري دارد حرکت ملي آذربايجان جنوبي را نابود ميکند. براي مبارزه با تبعات منفي آن٫ شايد بهتر باشد در استراتژي حرکت ملي تجديد نظر کنيم. بايد دوستان و دشمنان خود را دوباره تعريف کنيم و اينبار با قدرت و صلابت کاملتر٫ مسلحتر و حتي غدارتر در ميدان مبارزه حاضر باشيم.

    بدون حرکت نميتوان به جايي رسيد٫ حرکتهايمان را استوارتر ميکنيم

    برخيها خودشان را کشته و به شدت با شادي مصنوعي مشغول کردند و برخيها نيز از اينکه تلويزيونشان داراي بار سياسيتر شده و مخالفان آذربايجان و رژیم اسلامي را به مباحثه وادار ميکند احساس غرور کردند. برخي از شکست ويکتوريا آزاد کرد شوونيست فارس گفتند و برخي از به صلابه کشيده شدن نماينده سلسله پادشاهي فارسها در ايران خوشحال شدند. ولي٫ طبق معمول٫ عاقلان متفاوتتر برخورد کردند.

    هرچند از حضور افراد سرشناس و سياسي در برنامه هاي تلويزيون شخصي اوبالي ناراحت نشده ام ولي برنامه هايي که باري به جز آني که تبليغش ميکنند دارند را به چشم ترديد مينگرم. چرا؟ چون ايرانگرايان تعليم ديده و گرگهاي باران ديده اي به استخدام درآمده اند که هدفي جز کمک به حرکت ملي دارند. اين استخدامها نيز برخي به خاطر دستورات موجود٫ برخي براي تامين سلايق شحصي و برخي نيز به خاطر فارغ شدن از برخي قيد و بندها و تبديل کردن خود به يک رهبر سنگين و با ابهت بوده اند. ولي هرچه باشند٫ مطمئنا ربطي به پيشرفت حرکت ملي در آذربايجان جنوبي ندارند.

    براي اينکه تاثير برنامه هايي با شرکت اپوزيسيون جمهوري اسلامي را درک کنيم٫ نخست بايد شخصيت٫ وزن سياسي و تاثير فيزيکي افراد شرکت کننده را در سياست منطقه ارزيابي کنيم.

    ويکتوريا آزاد يکي از ايرانگراهاي ملي مذهبي با چاشني آرياگري ميباشد. حضور وي بيشتر در زمينه فعاليتهاي دفاع از حقوق زنان قابل لمس است و کمتر به عنوان قدرتي سياسي در زمينه بازيهاي منطقه اي به خدمت گرفته ميشود. وي نميتواند و نخواسته است که به عنوان نماينده شوونيسم فارس و يک ايرانگراي غليظ در تلويزيون گوناذ شرکت داشته باشد. وي به عنوان يک فرد معمولي و براي ارائه نظارت شخصي خود در يک تريبون رايگان حاضر شده ولي به نوعي تابوشکني نيز کرده است. چرا که ايرانگرايان با تريبونهاي تجزيه طلبان٫ به زعم خودشان٫ نبايد ارتباط داشته باشند. ولي٫ جوابهاي سربالا و گاها آغشته به سخره کاري کرد که شايد مسئولان و بينندگان تلويزيون گوناذ آنرا درک نکرده اند. ويکتوريا آزاد و حضور وي در يک تريبون منسوب به تجزيه طلبان چه عکس العملي از سوي ايرانگرايان و اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايجاد کرد؟ هيچ٫ يعني٫ کسي به اين حضور و اين سخنان ارزش قائل نبوده است که بخواهد آنها را ديده و نسبت به آن ابراز نظر نمايد. البته نميخواهم اين حضور را بي تاثير تلقي کنم. تاثير عمده آن٫ بزرگ کردن اسم دو شخص به خصوص بوده است: احمد اوبالي و انصافعلي هدايت. اولي براي پرو کردن خلعت خلافت و جا کردن خود در ميان سياستمداران فرمايشي٫ و دومي براي جا کردن خود به عنوان يک فرد مسلط به ريزه کاريهاي خبرنگاري و مجري گري. که با اين حساب٫ هردو به کاهدان زده اند. چرا کي يکي خود را با همطراز و حتي پائين تر قرار دادن با يک شخصيت بي ارزش (سياسي) به رخ دوستان خود کشيد٫ و ديگري نيز با به نمايش گذاردن برخوردهاي هيستريک و گاها آميخته به بي ادبي شخصيتي به جز يک خبرنگار موفق ارائه نمود.

    و اما جريان شرکت جمشيد شارمهد!

    نخست بيينيم جمشيد شارمهد کيست. وي بعد از غيبت عظماي فرود فولادوند٫ مؤسس و رهبر انجمن پادشاهي ايران ظاهر شد و با تشکيل گروه تندر دست به سلسله اقدامات مهيج زد. يکي از اين اقدامات٫ به عهده گرفتن بمب گذاري و ترورهايي در داخل ايران بود. اينکه وي تا چه حد در اين عمليات دست داشت يا بازي کرده بود هنوز در هاله اي از ابهام قرار دارد. ولي٫ سرنوشت مبهم فرود فولادوند٫ که عده اي ميگويند وي در داخل ايران عمليات انجمن را رهبري ميکند! و عده اي ديگر از دستگيري و اعدام وي ميگويند و حتي برخي از حضور وي در تورکيه سخن ميگويند٫ دست وزارت اطلاعات ايران را باز گذاشته است تا با ايجاد گروههاي تندرو در ميان اپوزيسيون خود به اختلاف افکني ادامه دهد. چرا؟ چون کيانوش فولادوند٫ فرزند فرود فولادوند از “بي ارتباط بودن انجمن پدرش با اين گروههاي تروريست” ميگويد. اعضاي اوليه انجمن پادشاهي مخصوصا از جمشيد شارمهد به عنوان مامور وزارت اطلاعات ياد ميکنند و راديو تندر وي را نيز يکي از تريبونهاي اختلاف افکني رژيم در خارج معرفي ميکنند.

    با اين تفاصيل٫ جمشيد شارمهد اگر مامور وزارت اطلاعات نباشد٫ حداقل يک اپوزيسيون واقعي و مقبول سياسيون نيز نميباشد. يعني٫ وي و دارودسته تروريست وي جايي در بين اپوزيسيون واقعي رژيم جمهوري اسلامي ندارند. شايعه هاي آمريکاييها در زمينه اقدام به ترور جمشيد شارمهد و يا عليرضا نوريزاده نيز آنقدر نخ نما شده است که ديگر کسي آنها را قبول نميکند. براي ترور يک فرد ساده و بدون حفاظ خارج از کنترل شبانه روزي پليس در خارج از کشور٫ نيازي به اقدامات پيچيده ماتريکسي نيست. چه رسد به اينکه وزارت اطلاعات ايران افرادي را براي ترور به آمريکا بفرستد و پول از بانک دولتي بدهد و تماس تلفني با وزارت اطلاعات برقرار کند! حتما قضيه ترور سفير عربستان را فراموش نکرده ايد٫ که ايران ميخواست با اجير کردن تروريست صدهزار دلاري (آنهم نسيه) يک مافياي مواد مخدر مکزيکي داراي درآمد ميلياردي يک سفير عاليرتبه خارجي در آمريکا را بکشد! بگذريم که اين جريانات ما را به قضيه تورکيه٫ فلسطين٫ اسرائيل و سوريه ميکشاند که فعلا نميخواهيم به آنها بپردازيم.

    ولي بخشي که مربوط به حرکت ملي آذربايجان ميباشد٫ طعنه ها و مسخره بازيهاي جمشيد شارمهد بود که حتي خود گوناذ را آلت دست وزارت اطلاعات ايران معرفي مينمود. البته نبايد ناديده گرفت که حضور برخي افراد در گوناذ٫ مثلا احمد هاشمي مترجم غيررسمي ولي حاضر در جلسات بسيار محرمانه مسئولان دولتي رده بالا که اخيرا به خارج فرار کرده است! و همچنين ارتباط ميان دستگير شدن فعالان ملي و تلاش گوناذ براي تماس با آنها قبل از دستگيري و همچنين آزادي برخي افراد نزديک به شخص احمد اوبالي با اينکه خيليها بدون جرم در زندانها باقي مانده اند به برخي شبهه ها دامن ميزند!

    من نميخواهم به خوابهاي تورکيه براي حرکت ملي بپردازم ولي نميخواهم بدون اشاره نيز بگذرم. تورکيه تلاش ميکند آذربايجان جنوبي را فداي سياستهاي اسرائيلي-عربي خود بکند. سياستهاي فعلي دولت تورکيه دقيقا در راستاي اجراي پروژه خاورميانه جديد است که اين امر نيز خواسته اسرائيل و آمريکا ميباشد. به همين دليل٫ تمام افرادي که اخيرا از طرف تورکيه فعاليتشان جهاني شده است٫ مثلا عارف کسکين٫ از پاسخ به واقعيتهاي مربوط به پروژه خاورميانه جديد عمدا طفره ميروند. در جلسات سوال و جواب عارف کسکين در استکهلم٫ سوال راجع به آن پروژه و گسترده تر شدن مرزهاي اسرائيل (ياداوري کنم که من تشکيل کردستان بزرگ از سوي آکپ را در اين راستا ارزيابي کرده ام) آشکارا بدون جواب باقي گذاشت. حضور برخي از دانشجوها و خبرنگاران جوان آذربايجاني در برخي ارگانهاي دولتي تورکيه و آموز برخي از افراد توسط سرويسهاي اطلاعاتي آن کشور براي به دست گرفتن سکان عملياتي در حرکت ملي را نيز فعلا در همين سطح باقي ميگذارم.

    از مغشوش شدن ذهن خواننده معذرت ميخواهم ولي در اين فرصت کوتاه٫ بايستي به برخي وقايع مهم اشاره ميکردم که يکي از آنها نيز خيز بزرگ احمد اوبالي براي قالب کردن خود به عنوان رهبر حرکت ملي آذربايجان ميباشد. وي که با دارا بودن کارنامه خيانت آميز خود در قبال تجزيه و پاسيو کردن تشکلات آذربايجاني هنوز در زمينه حمله به مخالفان فعاليت ميکند با ايجاد يک تشکيلات مصادره شده و يا بهتر بگوئيم دزديده شده از دست فعالان صادقي که در بروکسل جمع شده بودند سعي ميکند وقايع داخل آذربايجان را به صورت وارونه به مراکز قدرت گزارش دهد. در بروکسل٫ ۳۰۰ فرد جمع شدند تا ديالوگ داشته باشند٫ ولي در همان جلسه ديالوگ که نقشه راه نداشت و قرار نبود هيچگونه تشکلي ايجاد گردد (طبق جوابي که مختار شمس در تلويزيون گوناذ به مقاله من داده بود) افرادي دست به کودتا زده و با جلسات شبانه در هتلها برنامه براي ايجاد گاماج در آمستردام را ريختند. اين برنامه ريزي با هدايتهايي از سوي فدراليستهاي ايراني نيز همراه بود ولي ديديم که آنها نيز بعد از اينکه مورد سؤاستعمال احمد اوبالي واقع شدند از دور خارج گرديدند. حالا گاماج مانده و احمد اوبالي و٫ صد البته برنامه هاي ديکته شده براي وي! حرکت ملي در کجاي اين معامله قرار دارد؟

    بازيهاي ماهواره اي جديد نيز دقيقا در همين راستا جريان دارند. البته نبايد قول و قرارهاي طرفهاي ايراني٫ روسي و خانداني اليئو را براي حمايت از تلويزيون از ياد ببريم. ولي٫ باشد٫ اگر تلويزيون بتواند اندکي به آگاه ساختن عمومي نائل شود٫ بگذاريد از جاهاي مختلف تغزيه شود. اما ميبينيم که تلويزيون گوناذ تبديل به مانعي بر سر راه اتحاد و متشکل شدن افراد در حرکت ملي شده است. با اينکه خودش شعار ضروري بودن تشکل يافتن را ميدهد٫ ولي در واقع خود با ايجاد گاماج و تريبون خاکستري در تلاش است هرگونه اتحاد و تشکل يابي را سد شده يا نابود نمايد.

    برگرديم به برنامه هاي ويکتوريا آزاد و جمشيد شارمهد در تلويزيون گوناذ! آيا اين برنامه ها به غير از چند سايت تازه تاسيس شده و چنند مرکز زنجيره اي بازتابي داشت؟ خير! ولي٫ ميبينيم حملاتي بر عليه گوناذ در برخي خبرگزاريها و سايتهاي دولتي شروع شده است! اين بازي اطلاعات است يا اعتراض غيرمستقيم به برنامه هاي تازه تدوين شده براي گوناذ؟ اگر دقت کنيد٫ خيلي از واقعيتها را ميتوانيد ببينيد. ولي٫ متاسفانه برخي از روي ترس٫ برخي از روي بيسوادي و برخي نيز از روي کج فهمي و برخي نيز به خاطر منافع خود از ديدن اين واقعيتها غافل مانده اند!

    حرکت ملي آذربايجان جنوبي براي ماههاي آتي برنامه هاي گسترده اي دارد. و ترس من نيز در همين جا است. چرا که فعاليتهاي افراد در داخل آذربايجان ميتوانند به راحتي از سوي گاماج و گوناذ مصادره شوند و کسي هم قدرت اعتراض نداشته باشد؟ چگونه؟ افرادي در داخل هماهنگي ميکنند و اعتراضي و يا تظاهراتي شکل ميگيرد٫ گاماج آنرا به اسم خود تبليغ ميکند٫ فعالان ملي در داخل نميتوانند با معرفي خود به کار گوناذ اعتراض کنند! به همين سادگي. مگر نديديد که بازيهاي تيراختور را نيز گوناذ ميخواست مصادره کند و بگويد که رنگ قرمز را ما تعيين کرده ايم و تيراختورچيها طرفداران ما هستند؟ اگر نبود اعتراضات قاطع فعالان ملي٫ طبعا اين مصادره گري گسترده تر ميشد.

    بنابراين٫ تمرکز به بازيهاي ظاهري و گول زننده افراد نبايد ما را از پرداختن به موضوعات منطقه اي و فرامنطقه اي غافل کند. اوضاع در سوريه به نفع استعمارگران نيست. سازمان مللشان ميگويد ۶۰ هزار نفر کشته شده اند٫ ولي٫ آيا تاکنون از اينهمه کشته قبرستاني نشان داده شده است؟ ميگويند نيروهاي مردمي در سوريه ميجنگند٫ ولي آيا ديده ايد که يک فرد شناخته شده محلي را براي مصاحبه و يا تعيين معتمد معرفي کنند؟ ولي تا دلتان بخواهد افراد آموزش ديده در خارج براي معتمدي و مصاحبه حضور دارند٫ جنگجويان دوره ديده و بيگانه با سوريه در خيابانهاي آنکشور تيراندازي ميکنند و پولهاي عربستان و قطر به جيب موافقان جنگ در سوريه ارسال ميشود. تورکيه در اين ميان٫ با خيانت به اعتبار خود نزد اعراب٫ اينک ميخواهد آذربايجان جنوبي را نيز فداي پروژه خاورميانه جديد بکند! براي همين است که گوناذ و ديگران از ارائه نقشه جغرافيايي براي آذربايجان جنوبي طفره ميروند و در سخنانشان ديگر حتي تهران٫ قم و همدان را نيز در آنسوي مرز قرار ميدهند!

    پروژه خاورميانه جديد ميخواهد تبريز خشک و خالي را به خاندان اليئو تحويل دهد تا هم از نظر جمعيتي و هم از نظر خاکي بتواند بالاسري خود را نسبت به آذربايجان جنوبي حفظ کند! بقيه خاک آذربايجان نيز تحويل کردستان يهودي! داده ميشود تا بروند و حال بکنند که سرزمين موعود را به چنگ مياورند!

    سخن آخر اينکه٫ پروژه خاورميانه جديد بدجوري دارد حرکت ملي آذربايجان جنوبي را نابود ميکند. براي مبارزه با تبعات منفي آن٫ شايد بهتر باشد در استراتژي حرکت ملي تجديد نظر کنيم. بايد دوستان و دشمنان خود را دوباره تعريف کنيم و اينبار با قدرت و صلابت کاملتر٫ مسلحتر و حتي غدارتر در ميدان مبارزه حاضر باشيم.

    بدون حرکت نميتوان به جايي رسيد٫ حرکتهايمان را استوارتر ميکنيم

    تبريزلي باي بک
    ۱۳/۰۱/۲۰۱۳
    کرويدون

  15. دیدگاه سایت قیرمیز

    گوناز تی وی جمعه شب مناظره جمشید شار مهد از انجمن پادشاهی ایران و اغوز تورک از حزب استقلال آزربایجان جنوبی را با مجری گری انصافعلی هدایت را پخش نمود
    در این مناظره جمشید شار مهد با فرار به جلو تمامی خواسته های ملت تورک آزربایجان جنوبی را مقدس و قابل اجرا دانسته و ادعا نمود در فردای سقوط حکومت مدهبی ایران ملت تورک آزربایجان جنوبی می تواند با یک همه پرسی از ایران مستقل شده و یا می تواند در ترکیب ایران حضور داشته باشد که این افکار از یک شاهپرست آریایی واقعا نوبر است
    در این مناظره اوغوز تورک و تعدادی از بینندگان پیش بینی کرده بودند که احتمالا جمشید شار مهد از واژه آزری به جای تورک استفاده خواهد کرد که اینگونه نبود و جمشید شار مهد بر خلاف همفکران آریایی خود به راحتی از کلمه تورک و آزربایجان جنوبی را استفاده می کرد
    این شخص شاهپرست با زرنگی خاصی ابتدا به تاریخ 1400ساله ایران و دین اسلام حمله نمود و آن را مایه بدبختی مردم ایران دانست و سپس در ادامه بحث به سوالات مجری برنامه و همچنین بینندگان و آقای اوغوز تورک پاسخی نداد و اعلام کرد نمی خواهد وارد بحث های تاریخی شود در حالی ابتدای صحبت وی حمله به تاریخ 1400 ساله بعد از اسلام بود که این نکته از نطر همه دور ماند
    وی در ادامه بحث هایش سعی کرد خود را انسانی بسیار دگر اندیش دمکرات جلوه بدهد که رای و نظر مردم برایش مهم است و بارها وعده داد بعد از سقوط جمهوری اسلامی و بر پایی نظام پادشاهی تمامی ملت های ساکن در جغرافیای ایران به حقوق و خواسته خود خواهند رسید
    جمشید شار مهد زمانی که بحث را آغاز نمود با قبول کردن تعیین حق سرنوشت برای ملت تورک آزربایجان جنوبی و به زبان آوردن واژه تورک که( این کلمه تابویی برای پان ایرانیست هاست و اکثرا سعی در انکار آن دارند ) راه را بر آقای اغوز تورک بست و جناب اوغوز تورک هم که به نطر می رسید مطالبی را از قبل برای این بحث آماده کرده بود متاسفانه نتوانست وی را به چالش بکشد و حتی به کار بردن واژه خلیج عربی وی را عصبی نکرد تنها زمانی که آقای هدایت موضوع حکومت پیشه وری و قتل و عام 25000تن از آزربایجانیها توسط جلادان شاه را پیش کشید ایشان دچار تناقض گویی شد و برای لحظه ای ماسک دمکرات بودن از چهره شان افتاد
    جمشید شار مهد در پاسخ آقای هدایت و یکی از بینندگان که شاه آینده ایران چه کسی است گفت قطعا رضا پهلوی نیست و ممکن است آقای علیزمانی و یا شخص دیگری باشد وی پادشاهی را تنها راه علاج درد های مردم ایران دانست و گفت پادشاه مخلوع ایران یعنی محمد رضا شاه تا حدودی به شخصیت پادشاه ایده آل ذهن وی نزدیک بود و محمد رضا شاه کسی بود که سود یا سهام کارخانه ها را در بین مردم تقسیم کرده بود که آقای هدایت هم یادآوری کرد که ایم مسئله 16 سال قبل از آن در حکومت ملی اتفاق افتاده بود که شار مهد از این موضوع عبور کرد
    در این مناظره آقای تورک به راحتی می توانست ماسک را از روی صورت آقای شارمهد بردارد و چهره واقعی آن را به بینندگان معرفی کند که موفق نشد حتی موضع ضد اسلامی شار مهد که می توانست به عنوان پاشنه آشیل وی محسوب شود از نظرها دور ماند
    کاری را که تلویزیون گوناز تی وی شروع کرده می تواند مانند یک شمشیر دو لبه عمل نماید یعنی هم می تواند به حرکت ملی آزربایجان جنوبی کمک کند و افکار پوچ و ضد آزربایجانی پان ایرانیست ها شاهپرستان کمونیست ها سبز ها و… را عیان کند البته اگر مهمانان دعوت شده از احزاب آزربایجانی یا فعالین حرکت ملی بتوانند بر بحثها مسلط شده و با امادگی کامل نه با تکیه بر پیش بینی ها بلکه با مدیریت صحیح و لحظه ای نقاط ضعف افکار طرف روبرو را شناسایی کرده و اجازه میدان داری به فرد را ندهند و گرگ هایی را که در لباس میش رفته رسوا نمایند
    اما لبه دیگر این بحثها اینست که فرصت را در اختیار این حزب ها یا اشخاص ضد تورک و ضد آزربایجان قرار می گیرد و از تلویزیونی که بسیاری از فعالین حرکت ملی به ان دعوت نمی شوند استفاده می کنند و افکار پلید خود را اشاعه بدهند