«کژدم» کیست و چه میکند؟

 

در اواخر جنبش سبز فردی با نام مستعار «کژدم» خود را به تندر معرفی کرد و مدعی شد که تجربیات گرانبهایی در مبارزه مسلحانه دارد و میخواهد این تجربیات را در اختیار جنبش تندر قرار دهد. در این زمان وی خود را یکی از هموندان/ همراهان سابق «حزب دمکرات کردستان» معرفی کرد. نتیجه این تجربیات به صورت مقالاتی در سایت تندر و یا خبرنامه تندر منتشر میشد.
پس از مدتی اعلام کرد که مایل هست بیشتر فعالیت کرده و میخواهد  به عنوان یک عضو فعال در خارج از کشور کار کند. اما لازمه همکاری بالاتر از سطح هوادار، روشن بودن پیشینه داوطلب و نداشتن نقطه تاریک از نظر امنیتی است. در این روند «اعتماد سازی» و نزدیک شدن، انتظار ما از داوطلب این است که خود داوطلب به صورت فعال در ارائه اطلاعات پیشقدم باشد.
در مصاحبه‌ای که صدای آن به همراه این نوشته پخش میشود و فرم پر شده توسط وی، مدعی میشود که:

نام او ج. ص. میباشد (اسم اعلام شده نزد ما محفوظ است) و ۵۵ سال سن دارد. پس از انقلاب ۵۷ به هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق میپیوندد. بعد از موجودیت چریکهای فدایی خلق معروف به گروه اشرف دهقانی، به آنها پیوسته. در سال ۶۱ به کردستان رفته و به نیروهای ارتش رهاییبخش (موسوم به گروه حرمتی پور) پیوسته. مدعی میشود که ۱۴ تا ۱۵ تیم عملیاتی را فرماندهی کرده است و آنها را منحل کرده است. وی همچنین مدعی میشود متخصص مواد انفجاری بوده و هم به اعضای حزب دمکرات کردستان و هم به حزب کومله آموزش نظامی داده است. در سال ۶۳ از گروه چریکهای فدایی جدا شده و بعد از مراجعه به تبریز؛ لو رفته و دستگیر شده است. در زندان در پروژه «تواب سازی» با آموزش کتابهای سروش به یاران قدیمی‌اش شرکت داشته. و در سال ۶۶ (یعنی پس از ۳ سال) از زندان آزاد میشود.
پس از آزادی از سوی اطلاعات به ترکیه فرستاده میشود تا پس از نفوذ در تشکیلات بهایی به «سپاه قدس» وصل شود. پس از مدتی «اطلاعات» از ادامه اجیر کردن او منصرف میشود. در سال ۲۰۰۲ میلادی به سی-آی-ا مراجعه میکند و او تحت آموزشهای آنها برای برگشت به درون و جاسوسی در صفوف وزارت اطلاعات (یا به قول خودش بچه های اطلاعات) قرار میگیرد. اما پس از شش ماه که از آموزشش میگذرد زیر تعهدش میزند و از ادامه کار منصرف میشود. اما این آموزشها به اندازه ای کارساز بوده که ایشان تازه افکارش باز میشود.
وی همچنین ادعا میکند که آخرین بار در سال ۲۰۰۵ میلادی یک تیم ۱۵ نفره از سوی سی-آی-ا به نزد او آمده تا نظر کارشناسانه وی را در مورد دولت احمدی نژاد جویا بشوند.

بدون توجه به مثبت و یا منفی بودن مطالب گفته شده و بدون توجه به ضد و نقیض بودن گفته ها و بدون توجه به قلوها، تمامی ادعاهای او به غیر از سابقه «تواب سازی» تحت نام ارايه شده مورد تائید قرار نگرفت. نه بازمانگدان چریکهای فدایی خلق و نه سایر سازمان های یاد شده تا این لحظه، چنین نامی را نمیشناسند.

تنها یکی از زندانیان قدیمی «صدای زنگ دار او را» تحت این نام، به عنوان تواب درجه پنج، به یاد میآورد.
پس از بررسی اطلاعات داده شده از سوی وی، موقعیت امنیتی وی همچنان در سطح «ناروشن» ارزیابی ماند، اما به وی ابلاغ نشد تا نیت واقعی او رصد بشود.

از آن پس تمام بحث ها و درخواست های او به اینجا ختم میشد که: «من توانایی های ویژه ای دارم و میتوانم یاران انجمن را آموزش بدهم. بنا بر این آنها را به من معرفی کنید.»

این خواسته صرف نظر از پیشینه ناروشن این شخص، از نظر اصول سازماندهی «انجمن پادشاهی ایران» نیز غیر قابل قبول است، زیرا، آشنایی افراد تنها و تنها بر اساس نیاز حزبی انجام میشود و نه نیاز آموزشی. و این آشنایی به صورت دایمی است و نه موقت. علاوه بر آن، هر کس به اندازه نیازش برای اجرای وظایف حزبی میداند و نه بیشتر. حتی دانستن وجود یک فرد در یک انجمن نیز جزیی از اطلاعات محرمانه به حساب میآید و تنها افراد آن انجمن از وجود او اطلاع دارند. این روش سازماندهی (انجمن های کاویانی) حتی در خارج از کشور که بخشی از یاران به صورت علنی فعالیت میکنند و دست باز تری در فعالیتهای خود دارند نیز اجرا میشود. در سطح انجمن پادشاهی هیچ فردی موجود نیست که از «همه چیز» اطلاع داشته باشد.

با توجه به مسدود بودن راه به بالا، رفتار اخلالگرانه وی در محیط مجازی اینترنت از شش ماه پیش به این طرف آغاز و افزایش یافت. بحث های ظاهرا دلسوزانه وی مانند «ارتفاء سطح سیاسی انجمن»، «فراخوانی انجمن پادشاهی جدید که در قامت دولت عمل کند» و تحریف اهداف انجمن پادشاهی و شایعه پراکنی علیه «جمشید شارمهد» به جایی رسید که دست آخر هدف اصلی خود را نابودی «تندر» و شخص جمشید شارمهد اعلام کرد.
از دیدگاه ما زیاد تفاوت ندارد که او آیا با زمینه چینی قبلی به سوی «تندر» فرستاده شده است و یا اینکه پس از نشان دادن سمپاتی به انجمن، زیر فشارهای سازمانهای اطلاعاتی که سابقه همکاری داشته است، مجبور به همکاری مجدد شده است. آنچه در درجه نخست اهمیت قرار دارد، اجرای راهکارهای امنیتی است که راه نفوذ به بالا را از سوی هر عنصر اطلاعاتی میبندد.

از نظر ما پرونده «کژدم» بسته شده است. فعالان و سازمانهای مبارزی که مایل به دریافت اطلاعات بیشتر از این فرد هستند و یا اطلاعات تکمیلی دارند، میتوانند مستقیما با ما تماس بگیرند.

«انجمن پادشاهی ایران» به خاطر خصوصیات ویژه سیاسی‌ای که دارد، یکی از مهمترین ارگانهای سیاسی است که در سالهای گذشته مورد حمله رژیم اسلامی و کشورهای بیگانه قرار داشته است. ما برآورد میکنیم که در شش ماه آینده این حملات چه از نوع امنیتی-اطلاعاتی آن و چه از نوع سیاسی آن افزایش پیدا خواهند کرد. از این رو همه یاران را فرا میخوانیم که هشیاری و پشت کار خود را متناسب با نیازهای کنونی افزایش دهند.
پاینده ایران و کوبنده تندر

 

فایل های صوتی این برنامه:

[1], [2], [3], [4]

 

بیشتر بخوانید:

پشتیبانی صدا و سیما از «کژدم»

تواب، پدیده ای نو ظهور در زندان!

نوشته بانو اشرف دهقانی از رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق. وی در این کتاب به پدیده «تواب» و سیاست «تواب سازی» در رژیم اسلامی میپردازد و بخصوص به سیاست استفاده از این افراد برای نفوذ آنها به صفوف مبارزین برای بوجود آوردن انحرافات سیاسی اشاره میکند.

مشترک دیدگاهها بشوید

5 دیدگاه

  1. ممنون عالی بود

  2. درود بر اسرافیل گرامی،

    ما همیشه و در آینده نیز با چنین پدبده ای روبرو خواهیم بود. زیرا «انجمن پادشاهی ایران» و تندر به دلیل خصوصیت مبارزاتی اش یکی از اهدافی است که مورد یورش دشمن قرار میگیرد. زیرا ما برای گفتگو با این رژیم نیآمده ایم، بلکه بنا داریم این رژیم را سرنگون کنیم. دشمنان ما دست کم میخواهند بدانند که برنامه های آینده ما چیست.

    دشمنان نه تنها افراد جدید خود را برای نفوذ در تشکیلات میفرستند (روش سخت تر) بلکه با فشار آوردن روی اعضای مورد اعتماد کنونی نیز کوشش میکنند به اطلاعات امنیتی دست پیدا کنند. یکی از شیوه های اعمال فشار روی افراد که به ویژه در ۳ سال اخیر به کار برده شده است، شناسایی اعضای خانواده مبارزین در داخل ایران و آزار آنها برای کنترل رفتار مبارزین در خارج از کشور بوده است.

    از این رو توجه به مسایل امنیتی و توجه به تغییر رفتار هموندان بسیار پر اهمیت است و یک فعالیت همیشگی تشکیلاتی را در بر میگیرد. تنها با پافشاری روی دستورات و اصول امنیتی میتوان حضور نفوذی ها را تشخیص داد و قبل از اینکه بتوانند اقدامی انجام بدهند مهار کرد.

  3. درود بر تو جمشید دلاور

    واقعن مایه سراافرازی است که این موجود رو به همه‌ی ما شناساندی و البته باید از شما گله کرد که چرا چنین اشخاصی رو وارد انجمن میکنید.

    پاینده و برقرار آیین ریشه ای

  4. زبون بسته زیر پاسدارها زجرکشیده وآبدیده شده.

  5. اینان خود فروشانی هستند که روی دشمنان رو در روی ما را سفید کردند ، امثال عرب زاده هایی که علنا ما رو کافر مینامند و خونمون رو حلال، سگشان شرف دارد به اینانی که سعی میکنند با هم رنگ نشان دادن خود به دوستان وطن، از پشت به آنها خنجر بزنند
    اینان خود فروشانی هستند که در بازار مکاره رژیم به لقمه نانی برای قاتلین جوانان وطن دم میجنبانند.
    شخصی که حتی در اظهارات متناقض خود که سعی کرده خود را چریک نشان دهد. خائن بودنش را جار میزند.
    سیاسیان بسیاری بوده اند که از راه سیاسی گذشته خود برگشته اند اما اینکه کسی خود را چریک فدایی بنامد و حال که از جدایی بگوید ، بدون اینکه دلایل ایدئولوژی جدایی را نام ببرد با اظهارات مالوخولیایی از توتئه قتل خود و دشنام به اشرف دهقانی داد سر دهد . خود مشخص است که از چه قماشی است.
    این شخص حتی در خزئبلات خود اعلام میکند به همه نارو زده است و اتفاقا همین بود که ما را بیشتر هوشیار کرد.
    میگوید پدر و مادرم بهایی بودند اما من نبودم
    با سیا بودم اما پا پس کشیدم
    فدایی بودم اما گور بابای اشرف دهقانی
    اشرف گفته بود من این را میکشم
    اشرف به عنوان عملیات میخواست من را بکشد
    در زندان تواب شدم
    به اطلاعات نارو زدم
    در مورد احمدی نژاد ۱۵ نفر آمدند از من سوال کنند
    دیگه چه وچه وچه
    انگاری هر شخصی که بگوید من در زندگیم به هر کسی که به من برخورد خیانت کرده ام ، برای ما عزیز می شود و در بست میگوید قربان آن چشمان زیبایت برم.
    حتما انتظار داشت با دو مقاله و چهار تا فحش که به ملاها میدهد سریعا اکانت تمام جوانان وطن که با هزاران امید به ما پیوسته اند را در اختیارش قرار دهیم.
    حتی هنگامی که به او تذکر دادیم مشی روشنگرانه استاد فولادوند ، روشنگری بود و راه آزادی و رهایی و او اگر هم بر می آشفت در مقام استادی و سن بسیاری که در راه تحقیق در تبعید گذرانده بود ، قابل هضم و ستایش و فحاشی صرف نمیتواند نشاندهنده میزان مبارز بودن و عمق مبارزه باشد ، بر می آشفت.
    آری داد و فریاد و فحاشی صرف مخصوص افرادی است که هیچ در چنته ندارند و میخواهند ذهن جویای مخاطب خود را با ناسزا به طرف خود جلب کنند و کژدم شاید می پنداشت کافیست.
    قطعا راه کژدم ، راهی نیست که یک رهرو داشته باشد و سوسوی کم فروغ و سخیف کژدم نشان دهنده قطاری از مهاجمین است که به سمت انجمن پادشاهی ایران، تندر رهسپار شده است.
    و چه خوش است دیدن روی پلید دشمن وقتی از حجاب بیرون می آید.
    اما حقا و انصافا کژدم یک سخن را درست ادا کرد
    آنجا که میگوید میخواهم انجمن خودم را تاسیس کنم اما تا وقتی که «انجمن پادشاهی تندر» که همراهش جمشید و دردانه اند ، وجود دارد ممکن نخواهد بود.
    آری کژدم بدان، بسیار بودند از این سایتها و انجمن های دروغین اما در پرتو انجمن پادشاهی تندر تو و اربابانت نمیتوانید جوانان ایرانی را به دام بیاندازید و در زندان یا به خون کشید یا ضعیفترینشان را مانند خودت به خود فروشی وادار کرد.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*