موقعیت مبارزه بی‌خشونت – قسمت سوم

در این قسمت نکاتی دربارهٔ بازیگران موجود در صحنه می‌پردازیم، تا ویژگی‌های تظاهرات‌های ضد رژیم را بدانید و نقاط ضعف جنبش را که همهٔ دشمنان از آن استفاده کرده‌اند به روشنی ببینید.

اصلاح طلبان دقیقا چه می‌خواهند؟
نوشته‌ای که می‌خوانید، بیانیهٔ ۶ سوال دربارهٔ جنبش سبز، به قلم محسن سازگارا است که جنبش سبز را در چارچوب جبههٔ اصلاح طلبان (جبههٔ راه سبز امید) مشخص می‌کند. در این بیانیه بسیار روشن سخن گفته شده و تعریف، هدف و استراتژی اصلاح طلبان را حداقل آن گونه که می‌خواهند به گوش مردم برسانند در این بیانیه آمده است.

به نام خدا
جنبش سبز و شش سوال
با رشد وبالندگی جنبش سبزشش سوال بیشترازسوالات دیگرمطرح می‌شود. به عنوان یک ناظرسیاسی ونه یک فعال، سعی می‌کنم به این سوالات ازدید‌گاه خودم پاسخ دهم. روشن است که دیگران ممکن است پاسخ‌های متفاوت و حتما بهتری به این سوالات بدهند.
سوال اول- آیا جنبش سبزتن‌ها محدود به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خرداد گذشته است؟
پاسخ- نه، جنبش سبزحرکت عمیقی است که لا اقل درچهارموضوع ریشه دارد:
۱-    ناکارآمدی سی ساله یک رژیم حکومتی درتمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی
۲-    تغییرات درون جامعه ایران ازقبیل رشد شهرنشینی، رشد سوادآموزی، رشد حضورزنان درعرصه‌های گوناگون اجتماعی وخواست حقوق برابرتوسط آنان، رشد صنعت، رشد ارتباطات داخلی وجهانی
۳-    تعمیق گسل‌های اجتماعی چون جنسیتی، نسلی، قومی ومذهبی، طبقاتی وگسل میان علم وجهل (علم یک ملت توسعه یافته وجهل حاکمیتی واپس گرا)
۴-    حاکمیت تفکردموکراتیک ومبتنی برحقوق بشرودرواقع غلبه گفتمان حق مداربه جای گفتمان تکلیف مداردینی ویا ایدئولوژیک درمیان نخبگان وبسیاری ازاقشارجامعه
به این ترتیب باید گفت که هنرجنبش سبز این است که با شروع ازخواسته روشن پس گرفتن رای مردم توانسته رابطه تعاملی خوبی با بسیاری ازمباحث بالا برقرارکند، اگرچه راه طولانی نیزدرپیش دارد.
سوال دوم- آیاجنبش سبزرهبری، استراتژی وتشکیلات دارد؟
پاسخ-بله، این جنبش باهدف مرحله‌ای پس گرفتن رای مردم وبه زیرآوردن دولت کودتایی وبرکرسی نشاندن آقای موسوی رئیس جمهورمنتخب مردم، برچهاراصل زیرمتکی است:
۱-برای رسیدن به هدف فوق، استراتژی مبارزات بی‌خشونت وتکیه برمقاومت مدنی وصلح آمیز، نصب العین جنبش است.
۲-سازماندهی غیرمتمرکزجنبش متکی برشبکه بندی اجتماعی است. دراین روش بیش ازهرچیزابتکارات فردی نقش دارد ومانند برنامه ریزی‌های بازکامپیوتری، هرکس می‌تواند با حرکت وابتکارش برتوان جنبش بیافزاید. شعارهرسربازیک رهبروهررهبریک سربازدراین روش معنا می‌یابد. ارتباط گیری وهماهنگی ورعایت اصل عدم تعرض درون جنبش وهمگان علیه استبداد دینی دراین سازماندهی اهمیت به سزایی می‌یابد.
۳- تکثرگرایی وبه رسمیت شناختن اختلافات تمامی گرایش‌های شرکت کننده درجنبش، همراه با محور بعدی بهترین ضامن حفظ وحدت جنبش است.
۴-اعتقاد به اصل انتخابات آزاد و حاکمیت صندوق رای به این معنی است که حتی حل اختلاف نظربرسرکل نظام هم با برگزاری یک رفراندوم آزاد ویا انتخاباتی که طرفداران برگزاری یک رفراندوم آزاد برسرقانون اساسی هم درآن حق شرکت دارند، دردرون جنبش به رسمیت شناخته شده است.
سوال سوم- جنبش سبزچگونه پیروز می‌شود؟
پاسخ-جنبش سبزدستیابی به هدف مرحله‌ای پایین کشیدن دولت کودتایی وپس گرفتن رای مردم را ازطریق چهارزیرهدف دنبال می‌کند:
۱-مشروعیت زدایی ازحکومت
۲-فرسایش حکومت وایجاد شکاف درآن
۳-فلج سازی حکومت
۴-تقویت همبستگی ومقاومت ملی
همچنین سه زمینه رشد هم دردستورکارجنبش قراردارد:
۱-رشد جغرافیایی
۲-رشددردرون طبقات وگروه‌های اجتماعی
۳-رشد کیفی شامل بهبود سازماندهی، ارتقاء سطح تئوریک فعالان ازمبارزات بی‌خشونت وافزایش آگاهی ازمبانی دموکراسی وحقوق بشر
برای هرحرکت دردوجهت بالا می‌توان برنامه ریزی کرد وهرگاه دردوسوی معادله مردم وحکومت، توازن قوا به نفع مردم به هم بخورد می‌توان صحبت ازگام‌های نهایی ورسیدن به خواست مرحله‌ای جنبش نمود.
دراین مسیر باید دونکته راهم درنظرگرفت. اول آنکه تجربه مبارزات بی‌خشونت درسراسر دنیا نشان می‌دهد که تکیه برسه اصل زیر ضامن پیروزی است
۱-وحدت
۲-برنامه ریزی وسازمان دهی
۳-حفظ انضباط مبارزات بی‌خشونت
نکته دوم آنکه حکومت جمهوری اسلامی مثل بسیاری از حکومت‌های اقتدارگرا، برای مقابله با جنبش سه روش را دردستور کار خود قرارداده است
۱-سرکوب وحمله به شبکه‌های اجتماعی وسیاسی وفرهنگی وحتی اقتصادی جامعه
۲-حمله به امکانات اطلاع رسانی وارتباط گیری
۳-ایجاد ترس واختلاف درجنبش
سوال چهارم-چه زمانی جنبش پیروز می‌شود؟
پاسخ-زمان دقیقی نمی‌توان پیش بینی کرد. می‌توان درجهت رسیدن به اهداف مذکور دربند قبلی برنامه ریزی وزمان بندی کرد، ولی پیروزی نهایی به عوامل متعدد وبعضی حوادث پیش بینی نشده بستگی دارد. اشتباهات طرفین وبهره برداری ازآن‌ها گاهی به حوادث شتاب زیادی می‌دهد. (مثلا حرکت حکومت ایران دربیست ودو بهمن ۸۸ اشتباه بزرگی بود که اگردرست ازآن استفاده می‌شد می‌توانست چندین قدم حیاتی جنبش را به جلوبراند. اما پاره‌ای اشتباهات درسمت جنبش هم اتفاق افتاد که این امکان را منتفی کرد.)
سوال پنجم- چه کاری درخارج ازایران ودرسطح بین المللی قابل انجام است؟
پاسخ-معمولا کارهایی که درخارج ازکشورمی توان انجام داد برچهارنوع است:
۱-آکسیون‌هایی که افکارعمومی را متوجه جنبش می‌کند مثل راه پیمایی وتجمع و روشن کردن شمع وپخش اعلامیه و…
۲-کارهایی که مطبوعات ورسانه‌ها را به نفع جنبش به حرکت درمی آورد مثل نوشتن مقاله ومصاحبه وتهیه وارسال عکس وفیلم برای رسانه هاو…
۳-ارتباط گیری با سازمان‌های دولتی وغیردولتی درجهت حمایت ازجنبش
۴-پشتیبانی فنی ومالی وعلمی وسایرزمینه‌ها ازجنبش ومبارزین داخل
درحال حاضر می‌توان محتویات زیررا برای این فعالیت‌ها پیشنهاد کرد:
۱-حمله نظامی ممنوع، اگریک کاربتواند حداقل تا مدتی حرکت روبه رشد جنبش سبزرا با مخاطره روبرو کند، حمله نظامی یک کشورخارجی است. کاری که ژنرال‌های سپاه وقتی که دربرابرحرکت مردم درمانده می‌شوند، دنبال آن می‌گردند.
۲-تغییررژیم تنها وتن‌ها به مردم ایران مربوط است ولی تغییررفتاراین رژیم نسبت به مردم ایران امری است که جامعه بین المللی می‌تواند وباید که به کمک مردم ایران بشتابد. درحال حاضرچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رودرروی ملت قرارگرفته است، هرگونه فشاری روی سپاه ومحدود سازی آن می‌تواند به مبارزات مردم کمک کند.
۳-کمک وپشتیبانی فنی جامعه جهانی درجهت اطلاع رسانی به مردم ایران وفراهم سازی امکانات اینترنتی وماهواره‌ای
۴-کمک‌های انسان دوستانه وپناه دادن به مبارزین وروزنامه نگارانی که ناچارازترک ایران شده‌اند.
سوال ششم- اگرجنبش به خواست مرحله‌ای خود برسد ودولت کودتایی رابه زیرآورد چگونه خواست‌های دیگر مردم را محقق می‌کند؟
پاسخ-پس ازدست یابی به خواست مرحله‌ای جنبش، می‌توان این سه مرحله را تصورنمود:
۱-آقای موسوی به عنوان رئیس جمهورمنتخبی که اکثریت مردم درمورد او توافق دارند، برمسند ریاست دولت می‌نشیند و امراداره کشوررا عهده دارمی شود.
۲-با حضورارتش ملی وسایردستگاه‌ها وآگاهی ودرایتی که جنبش سبزدرمرحله مبارزه ازخود نشان داده، دلیلی ندارد که درمرحله گذارازاین مرحله، مشکلات بهم ریختگی وفروپاشی را کشورتحمل کند. این را به خصوص درپاسخ تبلیغات حکومت باید مطرح کرد.
۳-با تاکید براصل انتخابات آزاد که تمام رهبران جنبش هم برآن تاکید کرده‌اند، برگزاری یک رفراندوم روی قانون اساسی ویاانتخاباتی آزاد که درآن کسانی که خواسته اشان رفراندوم قانون اساسی است هم حق شرکت داشته باشند، تعیین تکلیف نظام وساختارآن را به رای مردم واگذار می‌کند. درصورت رای مثبت مردم به تغییرنظام، آقای موسوی مثل یک رئیس دولت موقت عمل خواهد کرد.
محسن سازگارا
هفتم فروردین هشتادونه
+++++++++++++++

نکات مهم:

۱-در سوال یک، جنبش سبز نتیجه ناکارآمدی نیست. رژیم‌های ناکارآمد زیادی وجود دارند در تاریخ که با یک بحران سیاسی ساده از هم می‌پاشند. جنبش نتیجهٔ سرکوب و پاکسازی کامل جنبش مدنی بوده است و اگر ناکارآمدی در میان باشد، این ناکارآمدی از اپوزیسیون بوده است.

۲-در سوال دوم و ششم، به کرسی نشاندن میرحسین موسوی به عنوان متصدی همهٔ امور اشاره شده است. در سوال ششم به رفراندوم بین وضعیت موجود و وضعیت پیشنهادی میرحسین موسوی (طرف برنده) اشاره شده است. از آنجایی که قدرت مطلق فساد مطلق می‌آورد، چه تضمینی وجود دارد که با به قدرت رسیدن اصلاح طلبان و در راس میرحسین موسوی، آنان منافع مردم را دنبال کنند؟
نویسنده هیچ ترسی از بیان اینکه میرحسین موسوی باید امور را در دست بگیرد نداشته است. چون از پیش قهرمان سازی‌های لازم از رسانه‌های مورد نظر برای «آقای رییس جمهور موسوی» صورت گرفته است.

۳-تکثر گرایی، به قسمت یکم این مقاله بازگردید. نویسنده، همهٔ گرایش‌های سیاسی و اختلافات را به رسمیت شناخته است. این یک دروغ است و در ادامهٔ این مقاله توضیح خواهیم داد. اگر میرحسین موسوی گفته ما اختلاف را به رسمیت می‌شناسیم، مخاطب وی احمدی‌نژاد و خامنه‌ای بوده است. وگرنه، به رسمیت شناختن ضد انقلاب همانا و از لنگ آویزان کردن آقای موسوی ه‌مان.

۴-سوال سوم: جنبش سبز چگونه پیروز می‌شود؟

۱-مشروعیت زدایی ازحکومت
۲-فرسایش حکومت وایجاد شکاف درآن
۳-فلج سازی حکومت
۴-تقویت همبستگی ومقاومت ملی
در مقالهٔ جوجیتسوی سیاسی که در قسمت دوم آن را نقد کردیم، مشروعیت زدایی از حکومت، وسیلهٔ ایجاد شکاف در حکومت و در نتیجه فلج سازی حکومت است. (به قسمت دوم مقاله بازگردید)

۵- سوال دوم- آیاجنبش سبزرهبری، استراتژی وتشکیلات دارد؟
پاسخ-بله، این جنبش باهدف مرحله‌ای پس گرفتن رای مردم وبه زیرآوردن دولت کودتایی وبرکرسی نشاندن آقای موسوی رئیس جمهورمنتخب مردم، برچهاراصل…

در بند پایانی مقاله، هدف نهایی را رفراندوم بین وضعیت موجود و وضعیت پیشنهادی طرف برندهٔ جنبش اعلام می‌دارد. ایشان در مقاله‌ای دیگر، هدف مبارزهٔ بی‌خشونت را در به مذاکره کشاندن حکومت می‌داند، با روشی که آن را «جنگ، جنگ، گفتگو گفتگو» می‌خواند و ما آن را «فشار از پایین، چانه زنی از بالا» (هنر جنگیدن بخش ۵) می‌خوانیم. جدا از اینکه چه قدر در مقاله‌های نوشته شده و مصاحبه‌های رادیویی همرزمان سر‌شناس ما در بارهٔ بحران ناکار آمدی این استراتژی بحث شده، با فرض پیروزی آن، یک طرف، طرف شکست خورده باند سپاه و خامنه‌ای و در سوی دیگر موسوی بر کرسی ریاست جمهوری قرار دارد.
۶-سوال ششم؛ یک جمع بندی از کل مقاله است. هدف جنبش سبز را رسیدن به رفراندوم عنوان کرده است..
یعنی هدف از تظاهرات و آکسیون‌های اعتراضی از هر نوع، به زانو آوردن رژیم برای مذاکره است. در نتیجهٔ مذاکره، رفراندوم صورت می‌گیرد.

حال، جدا از اینکه آیا آکسیون‌های اعتراضی رژیم را به زانو در می‌آورد یا نه، و آیا با هزینه و تلفات برجای مانده آیا بهتر است با رژیم مذاکره کرد یا رژیم را سرنگون کرد، رفراندوم مورد نظر آقایان، تنها دو طرف بیشتر ندارد. یک طرف جنایتکاران و سپاه جاکشان انقلاب اسلامی، و در سوی دیگر میرحسین موسوی و گلهٔ درازی از اصلاح طلبان و جنایتکاران سابق که از ایشان آویزان هستند.

توجه کنید که هیچ‌گاه نتیجهٔ مذاکره دقیقا به سود یک طرف نمی‌شود. بلکه دو طرف قضیه را به نوعی فیصله می‌دهند و نتیجه (برنده در آمدن اصلاح طلبان از صندوق رفراندوم) طوری برنامه ریزی می‌شود که خیلی به ضرر سپاه روسپی زادگان نباشد، و یکباره می‌بینیم که تمام تلاش‌ها برای به رفراندوم آوردن قانون اساسی به هدر رفته، و هر کس به رفراندوم اعتراض کند سر از زندان در می‌آورد.
ما این آینده را نمی‌خواهیم.

ابزارهای اصلاح طلبان

-اسلام لطیف شده:

با فجایع به جای مانده از رژیم اسلامی و پی بردن نسل جدید به ماهیت اسلام و جدا شدن قشر متوسط مردم از اسلام، نظریه پردازانی مانند اکبر گنجی و دکتر سروش به فکر ساختن مبنای ایدیولوژیک برای اصلاح رژیم و قانون اساسی آن افتادند. از آنجایی که این کار به ماله کشی نجاست بزرگ اسلام محدود می‌شود، از یک سوی می‌تواند از سوی آیت الله‌ها بر چسب الحاد و ارتداد بخورد (خمیر آب زیاد می‌برد) اما این تعالیم را وارد جنبش سبز نکردند

۱-دکترین انقلاب مخملی:

بر خلاف اینکه ما، انقلاب مخملی و توصیه شدن آن بر مردم را توهین بزرگی به ملت ایران می‌دانیم، اما همهٔ آنچه تحت استراتژِی انقلاب مخملی دستاورد جبههٔ اصلاح طلبان به شمار می‌رود در سالهایی که بخشی از ابزارهای قدرت را در اختیار داشتند امکان پذیر بود، و مانند حسن کچل که می‌خواهد جمعه به مکتب برود یادشان افتاده که باید قانون اساسی تغییر کند، شما یک انقلاب مخملی را نمی‌توانید مثال بزنید که طرفداران انقلاب بخشی از هیات حاکمه را در اختیار نداشته باشند. حداقل بخشی از پارلمان، ارتش، دولت و در پس همهٔ این‌ها صاحبان ثروت طرفداران قدرتمند انقلاب مخملی را تشکیل ندهند. این همه مثال از اروپای شرقی، انقلاب‌های مخملی، جنبش گاندی و استقلال هند می‌زنند، اما به این نکته اشاره نمی‌کنند که در انقلاب‌های بدون خشونت (مخملی) ریشهٔ انقلابیون در قدرت بسیار عمیق است. در اصل اگر بخواهیم نمونهٔ شناخته شده‌ای از انقلاب بدون خشونت بیاوریم، نهضت ملی شدن نفت و حرکت جبهه ملی بود. آن‌ها مجلس را با خود همراه کردند، روشنفکران را با خود همراه کردند و از راه آخوند‌ها (اتحاد با آیت الله کاشانی) به حمایت مردمی دست پیدا کردند و با این استراتژی، نهضت ملی شدن نفت به پیروزی رسید.

۲-نفوذ در سازمان‌های حقوق بشری و لابیگری

پس از حذف کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات و در آستانهٔ روی کار آمدن احمدی‌نژاد، مهاجرت عناصری که به اصلاح رژیم و اصلاحات علاقه دارند با سابقهٔ زندان و اعتصاب غذا و پروندهٔ به اصطلاح درخشان حقوق بشری از کشور خارج شدند و با نفوذ به سازمان‌های حقوق بشری و ارتباط با رسانه‌های بیگانه به پخش افکار خود مشغول شدند و شعار مشترک، دمکراسی، حقوق بشر و جدایی دین از دولت گردید. در دوران احمدی‌نژاد (پاکسازی اصلاح طلبان از همهٔ موقعیت‌ها) هیچ طرح، نقشه و رهنمودی نداشتند.

۳-ابزار رسانه‌ای

الف-استفاده از رسانه‌های بیگانهٔ امریکایی:

! / کوتاه‌ترین سخنان اصلاح طلبان در آن بازتاب می‌یابد.
!! / مطالب تارنماهای جرس و کلمه بازتاب می‌یابد.
!!! / مطالب در جهت نداشتن کوچک‌ترین تعارض با اصلاح طلبی یا انتقاد از سیاست‌های امریکا ممیزی می‌شود. این مطالب شامل اخبار، مصاحبه و افراد مصاحبه شونده می‌باشد.
!!!! / در جهت رسیدن به اهداف، هر دروغی جایز است.
!!!!! / تنها از زندانیان سیاسی واسیرانی
حرف می‌زنند که دردسر ساز نباشد.
ب- تارنمای جرس و کلمه
روزنامهٔ تبلیغاتی کلمه برای ستاد میرحسین موسوی بود و نام کلمه از همین گرفته شده است. این دو تارنما پیش از انتخابات وجود نداشتند. یعنی به شدت در جهت اهداف حزبی هستند و هدف آن‌ها بیداری مردم نیست. اگر در رسانه‌های بیگانه آن را تبلیغ نمی‌کردند بسیاری از مردم از وجود آن اطلاعی نداشتند.
ج-تلویزیون رسا که نسخه ماهواره‌ای در جهت تارنمای جرس و کلمه است.
د- نفوذ کردن به تارنماهایی که به صورت جمعی (انجمن) اداره می‌شوند و ورود به آن‌ها نیازمند به دعوتنامه است.

۴-استفاده از ابزارهای بالا برای:

الف- همگرا ساختن شبه اندیشه‌ها، اندیشه‌هایی که در اصل اندیشه نیستند بلکه تنها مانند مد هستند، مانند رفراندوم، اسلام لطیف شده، مبارزهٔ بی‌خشونت و… حتی مفاهیم سنگین مانند آزادی و دمکراسی نه با تعریف واقعی بلکه کلمات آمیخته با تصورات مورد نظر هستند. برای مثال نوشته‌های دکتر شریعتی محصول فکری نیستند یک عده تصورات و آرمانهایی هستند که نمی‌توان مبنای منطقی برای آن‌ها یافت، پیش از انقلاب ۵۷ به مردم می‌گفتند که قرار است خیلی خوب بشود و خیلی آزاد باشیم و پیشرفت کنیم اما این «خیلی خوب» تنها یک خیال‌پردازی است و تعریف واقعی ندارد. این مد سازی دشمن خردگرایی است و تحت آن می‌توان هر اراجیفی را بدون دردسر به هواداران چپاند و مانند داروی بیهوشی برای خفتگان است.

ب- برتری یافتن بر گروه‌های مختلف سیاسی و نادیده انگاشتن آن‌ها در صورت مخالفت

پ- ایجاد روایت واحد «خودی پسند» از حوادثی که رخ می‌دهد. درگیری‌ها، تظاهرات، شعار‌ها و حوادث به گونه‌ای که به زیان آن‌ها نباشد. برای نمونه اگر در بخشی از تظاهرات مردم دست به خشونت زدند، این باید به سرعت از اخبار حذف بشود تا سرایت نکند، اینکه میرحسین موسوی می‌گوید اختلاف را به رسمیت می‌شناسیم، سخنی با دارودستهٔ خامنه‌ای بوده، و نه سخنی با مردم و اپوزیسیون، اما به صورت دیگری روایت می‌شود که انگار مخاطب مردم با همه نوع گرایش سیاسی هستند.

ت- پخش شایعات بی‌اساس- عدهٔ بسیار کمی را دارند که وقتی در تنگنا قرار می‌گیرند گره‌ها را شل می‌کنند. برای مثال، آن‌ها حق دفاع کردن مردم از خود را به رسمیت نمی‌شناختند، اما پس از ۶ دی (عاشورا) برای اینکه حامیان را از دست ندهند مجبور شدند بگویند که مردم حق دارند دفاع کنند.
وقتی که اصلاح طلبان در تنگنا قرار می‌گیرند، مهم‌ترین کاری که انجام می‌دهند دست به پخش شایعه‌های بسیار مفتضحانه می‌زنند.
پس از انتخابات گفته شده که: «یک سردار به من گفت این یک نقشه است که روس‌ها آن را طراحی کرده‌اند»

و بار‌ها و بار‌ها می‌شنویم که: «دیروز وزارت اطلاعات با سپاه جلسهٔ سری داشتند که…» و می‌گویند ما همه چیز را می‌دانیم. با اینکه هیچ چیز را نمی‌دانند و اگر قرار بود همه چیز را بدانند نقشهٔ «کودتا» را به دقت کشف می‌کردند.

نمونهٔ بسیار مفتضحانهٔ این «همه چیز دانستن»، زمانی بود که رژیم (عوامل مورد اعتماد حزب الله لبنان) یک استاد فیزیک هسته‌ای مخالف را ترور کردند و مقامات رژیم هم که از خبر آگاه بودند خود را آماده کرده بودند که انجمن پادشاهی را مسئول ترور معرفی کنند. سایت جرس در‌‌ همان صبح هنگام، انجمن پادشاهی را مسئول ترور معرفی کرد و آن قدر رسوایی بزرگ بود که آن را از سایت جرس برداشتند.
صدای امریکا که در شرایط بحران دست به کار می‌شود، نوری‌زاده و سازگارا (امام جمعه‌های صدای امریکا) به بازی با کلمات پرداختند. چیزی که باید اینجا حتما بدانید این است که یک رسانهٔ رسمی و نه حزبی برای هر خبر خود نیاز به خبرنگار دارد و هر خبرنگار منابع و مدارکی مانند مصاحبه با افراد نا‌شناس، ناظران خیابانی، عکس‌ها و فیلم‌ها یا استناد به منابع و نقل قول‌ها دارند. رسانهٔ رسمی که منبع نداشته باشد و تحلیلگران از زمین و هوا تولید اخبار کنند،‌‌ همان «نماز جمعه» است و فرقی ندارد که این نماز جمعه صبح جمعه یا شب جمعه باشد. در چنین صورتی خبرگزاری با حمام زنانه تفاوتی نمی‌کند.

و آن لحن آقای سازگارا که «من نمی‌دانم چه بلایی سر آقای فولادوند آمده» خنده آور بود، زمانی که ایشان در زندان خودشان را برای خامنه‌ای مفعول لوس می‌کردند (اعتصاب غذا) استاد فولادوند نقشهٔ شبکهٔ تلویزیونی را در سر داشت. (تفاوت را ببینید) چون ایشان فکر می‌کردند از ما نقطه ضعف بلد هستند و ما نیز ترسیده‌ایم! البته همین آقای سازگارا خیلی دیدنی شده بودند پس از بازداشت خانگی موسوی و کروبی، کاسهٔ گدایی ائتلاف را دستشان گرفته بودند و از ائتلاف سخن می‌گفتند، بچه‌های رسانه تندر نیز در بیانیه گفتند که: «اگر ائتلافی وجود داشت با ما جلسه می‌گذاشتند.» و گدایان اسلامی را با لگد راندند که «برو‌ای گدای مسکین در خانهٔ علی زن»

۵- ترتیب دادن تظاهرات سکوت

تقریبا بیشتر تظاهرات‌ها، با دستگیری‌های گسترده و کشتن و زخمی کردن مردم همراه بوده است که به طور مفصل دربارهٔ آن سخن خواهد رفت و مهم‌ترین موضوع مورد بحث ماست که موضوع بحث آخرین قسمت این سری مقاله‌ها خواهد بود.

برقرار آیین ریشه‌ای
پاینده ایران
کوبنده تندر
پرساوش

آسیب های جنبش سبز- قسمت سوم- (تظاهرات سکوت- جنبش خاکستری)

در این قسمت نکاتی درباره ی بازیگران موجود در صحنه می پردازیم، تا ویژگی های تظاهرات های ضد رژیم را بدانید و نقاط ضعف جنبش را که همه ی دشمنان از آن استفاده کرده اند به روشنی ببینید.

اصلاح طلبان دقیقا چه می خواهند؟
نوشته ای که می خوانید، بیانیه ی 6 سوال درباره ی جنبش سبز، به قلم محسن سازگارا است که جنبش سبز را در چارچوب جبهه ی اصلاح طلبان (جبهه ی راه سبز امید) مشخص می کند. در این بیانیه بسیار روشن سخن گفته شده و تعریف، هدف و استراتژی اصلاح طلبان را حداقل آن گونه که می خواهند به گوش مردم برسانند در این بیانیه آمده است.

به نام خدا
جنبش سبز و شش سوال
با رشد وبالندگی جنبش سبزشش سوال بیشترازسوالات دیگرمطرح می شود. به عنوان یک ناظرسیاسی ونه یک فعال، سعی می کنم به این سوالات ازدید گاه خودم پاسخ دهم. روشن است که دیگران ممکن است پاسخ های متفاوت و حتما بهتری به این سوالات بدهند.
سوال اول- آیا جنبش سبزتنها محدود به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خرداد گذشته است؟
پاسخ- نه، جنبش سبزحرکت عمیقی است که لا اقل درچهارموضوع ریشه دارد:
1-    ناکارآمدی سی ساله یک رژیم حکومتی درتمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی
2-    تغییرات درون جامعه ایران ازقبیل رشد شهرنشینی، رشد سوادآموزی، رشد حضورزنان درعرصه های گوناگون اجتماعی وخواست حقوق برابرتوسط آنان، رشد صنعت، رشد ارتباطات داخلی وجهانی
3-    تعمیق گسل های اجتماعی چون جنسیتی، نسلی،قومی ومذهبی، طبقاتی وگسل میان علم وجهل (علم یک ملت توسعه یافته وجهل حاکمیتی واپس گرا)
4-    حاکمیت تفکردموکراتیک ومبتنی برحقوق بشرودرواقع غلبه گفتمان حق مداربه جای گفتمان تکلیف مداردینی ویا ایدئولوژیک درمیان نخبگان وبسیاری ازاقشارجامعه
به این ترتیب باید گفت که هنرجنبش سبز این است که با شروع ازخواسته روشن پس گرفتن رای مردم توانسته رابطه تعاملی خوبی با بسیاری ازمباحث بالا برقرارکند، اگرچه راه طولانی نیزدرپیش دارد.
سوال دوم- آیاجنبش سبزرهبری، استراتژی وتشکیلات دارد؟
پاسخ-بله، این جنبش باهدف مرحله ای پس گرفتن رای مردم وبه زیرآوردن دولت کودتایی وبرکرسی نشاندن آقای موسوی رئیس جمهورمنتخب مردم، برچهاراصل زیرمتکی است:
1-برای رسیدن به هدف فوق، استراتژی مبارزات بی خشونت وتکیه برمقاومت مدنی وصلح آمیز، نصب العین جنبش است.
2-سازماندهی غیرمتمرکزجنبش متکی برشبکه بندی اجتماعی است. دراین روش بیش ازهرچیزابتکارات فردی نقش دارد ومانند برنامه ریزی های بازکامپیوتری، هرکس می تواند با حرکت وابتکارش برتوان جنبش بیافزاید. شعارهرسربازیک رهبروهررهبریک سربازدراین روش معنا می یابد. ارتباط گیری وهماهنگی ورعایت اصل عدم تعرض درون جنبش وهمگان علیه استبداد دینی دراین سازماندهی اهمیت به سزایی می یابد.
3- تکثرگرایی وبه رسمیت شناختن اختلافات تمامی گرایش های شرکت کننده درجنبش، همراه با محور بعدی بهترین ضامن حفظ وحدت جنبش است.
4-اعتقاد به اصل انتخابات آزاد و حاکمیت صندوق رای به این معنی است که حتی حل اختلاف نظربرسرکل نظام هم با برگزاری یک رفراندوم آزاد ویا انتخاباتی که طرفداران برگزاری یک رفراندوم آزاد برسرقانون اساسی هم درآن حق شرکت دارند، دردرون جنبش به رسمیت شناخته شده است.
سوال سوم- جنبش سبزچگونه پیروز می شود؟
پاسخ-جنبش سبزدستیابی به هدف مرحله ای پایین کشیدن دولت کودتایی وپس گرفتن رای مردم را ازطریق چهارزیرهدف دنبال می کند:
1-مشروعیت زدایی ازحکومت
2-فرسایش حکومت وایجاد شکاف درآن
3-فلج سازی حکومت
4-تقویت همبستگی ومقاومت ملی
همچنین سه زمینه رشد هم دردستورکارجنبش قراردارد:
1-رشد جغرافیایی
2-رشددردرون طبقات وگروه های اجتماعی
3-رشد کیفی شامل بهبود سازماندهی، ارتقاء سطح تئوریک فعالان ازمبارزات بی خشونت وافزایش آگاهی ازمبانی دموکراسی وحقوق بشر
برای هرحرکت دردوجهت بالا می توان برنامه ریزی کرد وهرگاه دردوسوی معادله مردم وحکومت، توازن قوا به نفع مردم به هم بخورد می توان صحبت ازگام های نهایی ورسیدن به خواست مرحله ای جنبش نمود.
دراین مسیر باید دونکته راهم درنظرگرفت. اول آن که تجربه مبارزات بی خشونت درسراسر دنیا نشان می دهد که تکیه برسه اصل زیر ضامن پیروزی است
1-وحدت
2-برنامه ریزی وسازمان دهی
3-حفظ انضباط مبارزات بی خشونت
نکته دوم آن که حکومت جمهوری اسلامی مثل بسیاری از حکومت های اقتدارگرا، برای مقابله با جنبش سه روش را دردستور کار خود قرارداده است
1-سرکوب وحمله به شبکه های اجتماعی وسیاسی وفرهنگی وحتی اقتصادی جامعه
2-حمله به امکانات اطلاع رسانی وارتباط گیری
3-ایجاد ترس واختلاف درجنبش
سوال چهارم-چه زمانی جنبش پیروز می شود؟
پاسخ-زمان دقیقی نمی توان پیش بینی کرد. می توان درجهت رسیدن به اهداف مذکور دربند قبلی برنامه ریزی وزمان بندی کرد، ولی پیروزی نهایی به عوامل متعدد وبعضی حوادث پیش بینی نشده بستگی دارد. اشتباهات طرفین وبهره برداری ازآن ها گاهی به حوادث شتاب زیادی می دهد. (مثلا حرکت حکومت ایران دربیست ودو بهمن 88 اشتباه بزرگی بود که اگردرست ازآن استفاده می شد می توانست چندین قدم حیاتی جنبش را به جلوبراند. اما پاره ای اشتباهات درسمت جنبش هم اتفاق افتاد که این امکان را منتفی کرد.)
سوال پنجم- چه کاری درخارج ازایران ودرسطح بین المللی قابل انجام است؟
پاسخ-معمولا کارهایی که درخارج ازکشورمی توان انجام داد برچهارنوع است:
1-آکسیون هایی که افکارعمومی را متوجه جنبش می کند مثل راه پیمایی وتجمع و روشن کردن شمع وپخش اعلامیه و…
2-کارهایی که مطبوعات ورسانه ها را به نفع جنبش به حرکت درمی آورد مثل نوشتن مقاله ومصاحبه وتهیه وارسال عکس وفیلم برای رسانه هاو…
3-ارتباط گیری با سازمان های دولتی وغیردولتی درجهت حمایت ازجنبش
4-پشتیبانی فنی ومالی وعلمی وسایرزمینه ها ازجنبش ومبارزین داخل
درحال حاضر می توان محتویات زیررا برای این فعالیت ها پیشنهاد کرد:
1-حمله نظامی ممنوع، اگریک کاربتواند حداقل تا مدتی حرکت روبه رشد جنبش سبزرا با مخاطره روبرو کند، حمله نظامی یک کشورخارجی است. کاری که ژنرال های سپاه وقتی که دربرابرحرکت مردم درمانده می شوند، دنبال آن می گردند.
2-تغییررژیم تنها وتنها به مردم ایران مربوط است ولی تغییررفتاراین رژیم نسبت به مردم ایران امری است که جامعه بین المللی می تواند وباید که به کمک مردم ایران بشتابد. درحال حاضرچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رودرروی ملت قرارگرفته است، هرگونه فشاری روی سپاه ومحدود سازی آن می تواند به مبارزات مردم کمک کند.
3-کمک وپشتیبانی فنی جامعه جهانی درجهت اطلاع رسانی به مردم ایران وفراهم سازی امکانات اینترنتی وماهواره ای
4-کمک های انسان دوستانه وپناه دادن به مبارزین وروزنامه نگارانی که ناچارازترک ایران شده اند.
سوال ششم- اگرجنبش به خواست مرحله ای خود برسد ودولت کودتایی رابه زیرآورد چگونه خواست های دیگر مردم را محقق می کند؟
پاسخ-پس ازدست یابی به خواست مرحله ای جنبش، می توان این سه مرحله را تصورنمود:
1-آقای موسوی به عنوان رئیس جمهورمنتخبی که اکثریت مردم درمورد او توافق دارند، برمسند ریاست دولت می نشیند و امراداره کشوررا عهده دارمی شود.
2-با حضورارتش ملی وسایردستگاه ها وآگاهی ودرایتی که جنبش سبزدرمرحله مبارزه ازخود نشان داده، دلیلی ندارد که درمرحله گذارازاین مرحله، مشکلات بهم ریختگی وفروپاشی را کشورتحمل کند. این را به خصوص درپاسخ تبلیغات حکومت باید مطرح کرد.
3-با تاکید براصل انتخابات آزاد که تمام رهبران جنبش هم برآن تاکید کرده اند، برگزاری یک رفراندوم روی قانون اساسی ویاانتخاباتی آزاد که درآن کسانی که خواسته اشان رفراندوم قانون اساسی است هم حق شرکت داشته باشند، تعیین تکلیف نظام وساختارآن را به رای مردم واگذار می کند. درصورت رای مثبت مردم به تغییرنظام، آقای موسوی مثل یک رئیس دولت موقت عمل خواهد کرد.
محسن سازگارا
هفتم فروردین هشتادونه
+++++++++++++++

نکات مهم:

1-در سوال یک، جنبش سبز نتیجه ناکارآمدی نیست. رژیم های ناکارآمد زیادی وجود دارند در تاریخ که با یک بحران سیاسی ساده از هم می پاشند. جنبش نتیجه ی سرکوب و پاکسازی کامل جنبش مدنی بوده است و اگر ناکارآمدی در میان باشد، این ناکارآمدی از اپوزیسیون بوده است.

2-در سوال دوم و ششم، به کرسی نشاندن میرحسین موسوی به عنوان متصدی همه ی امور اشاره شده است. در سوال ششم به رفراندوم بین وضعیت موجود و وضعیت پیشنهادی میرحسین موسوی (طرف برنده) اشاره شده است. از آنجایی که قدرت مطلق فساد مطلق می آورد، چه تضمینی وجود دارد که با به قدرت رسیدن اصلاح طلبان و در راس میرحسین موسوی، آنان منافع مردم را دنبال کنند؟
نویسنده هیچ ترسی از بیان این که میرحسین موسوی باید امور را در دست بگیرد نداشته است. چون از پیش قهرمان سازی های لازم از رسانه های مورد نظر برای «آقای رییس جمهور موسوی» صورت گرفته است.

3-تکثر گرایی،  به قسمت یکم این مقاله بازگردید. نویسنده، همه ی گرایش های سیاسی و اختلافات را به رسمیت شناخته است. این یک دروغ است و در ادامه ی این مقاله توضیح خواهیم داد. اگر میرحسین موسوی گفته ما اختلاف را به رسمیت می شناسیم، مخاطب وی احمدی نژاد و خامنه ای بوده است. وگرنه، به رسمیت شناختن ضد انقلاب همانا و از لنگ آویزان کردن آقای موسوی همان.

4-سوال سوم: جنبش سبز چگونه پیروز می شود؟

1-مشروعیت زدایی ازحکومت
2-فرسایش حکومت وایجاد شکاف درآن
3-فلج سازی حکومت
4-تقویت همبستگی ومقاومت ملی
در مقاله ی جوجیتسوی سیاسی که در قسمت دوم آن را نقد کردیم، مشروعیت زدایی از حکومت، وسیله ی ایجاد شکاف در حکومت و در نتیجه فلج سازی حکومت است. (به قسمت دوم مقاله بازگردید)

5-

سوال دوم- آیاجنبش سبزرهبری، استراتژی وتشکیلات دارد؟
پاسخ-بله، این جنبش باهدف مرحله ای پس گرفتن رای مردم وبه زیرآوردن دولت کودتایی وبرکرسی نشاندن آقای موسوی رئیس جمهورمنتخب مردم، برچهاراصل…

در بند پایانی مقاله، هدف نهایی را رفراندوم بین وضعیت موجود و وضعیت پیشنهادی طرف برنده ی جنبش اعلام می دارد. ایشان در مقاله ای دیگر، هدف مبارزه ی بی خشونت را در به مذاکره کشاندن حکومت می داند، با روشی که آن  را «جنگ، جنگ، گفتگو گفتگو» می خواند و ما آن را «فشار از پایین، چانه زنی از بالا» (هنر جنگیدن بخش 5) می خوانیم. جدا از این که چه قدر در مقاله های نوشته شده و مصاحبه های رادیویی همرزمان سر شناس ما در باره ی بحران ناکار آمدی این استراتژی بحث شده، با فرض پیروزی آن، یک طرف، طرف شکست خورده باند سپاه و خامنه ای و در سوی دیگر موسوی بر کرسی ریاست جمهوری قرار دارد.
6-سوال ششم؛ یک جمع بندی از کل مقاله است. هدف جنبش سبز را رسیدن به رفراندوم عنوان کرده است. .
یعنی هدف از تظاهرات و آکسیون های اعتراضی از هر نوع، به زانو آوردن رژیم برای مذاکره است. در نتیجه ی مذاکره، رفراندوم صورت می گیرد.

حال، جدا از این که آیا آکسیون های اعتراضی رژیم را به زانو در می آورد یا نه، و آیا با هزینه و تلفات برجای مانده آیا بهتر است با رژیم مذاکره کرد یا رژیم را سرنگون کرد، رفراندوم مورد نظر آقایان، تنها دو طرف بیشتر ندارد. یک طرف جنایتکاران و سپاه جاکشان انقلاب اسلامی، و در سوی دیگر میرحسین موسوی و گله ی درازی از اصلاح طلبان و جنایتکاران سابق که از ایشان آویزان هستند.

توجه کنید که هیچ گاه نتیجه ی مذاکره دقیقا به سود یک طرف نمی شود. بلکه دو طرف قضیه را به نوعی فیصله می دهند و نتیجه (برنده در آمدن اصلاح طلبان از صندوق رفراندوم) طوری برنامه ریزی می شود که خیلی به ضرر سپاه روسپی زادگان نباشد، و یکباره می بینیم که تمام تلاش ها برای به رفراندوم آوردن قانون اساسی به هدر رفته، و هر کس به رفراندوم اعتراض کند سر از زندان در می آورد.
ما این آینده را نمی خواهیم.

ابزارهای اصلاح طلبان

-اسلام لطیف شده:
با فجایع به جای مانده از رژیم اسلامی و پی بردن نسل جدید به ماهیت اسلام و جدا شدن قشر متوسط مردم از اسلام، نظریه پردازانی مانند اکبر گنجی و دکتر سروش به فکر ساختن مبنای ایدیولوژیک برای اصلاح رژیم و قانون اساسی آن افتادند. از آنجایی که این کار به ماله کشی نجاست بزرگ اسلام محدود می شود، از یک سوی می تواند از سوی آیت الله ها بر چسب الحاد و ارتداد بخورد (خمیر آب زیاد می برد) اما  این تعالیم را وارد جنبش سبز نکردند

1-دکترین انقلاب مخملی:
بر خلاف این که ما، انقلاب مخملی و توصیه شدن آن بر مردم را توهین بزرگی به ملت ایران می دانیم، اما همه ی آن چه تحت استراتژِی انقلاب مخملی دستاورد جبهه ی اصلاح طلبان به شمار می رود در سالهایی که بخشی از ابزارهای قدرت را در اختیار داشتند امکان پذیر بود، و مانند حسن کچل که می خواهد جمعه به مکتب برود یادشان افتاده که باید قانون اساسی تغییر کند،  شما یک انقلاب مخملی را نمی توانید مثال بزنید که طرفداران انقلاب بخشی از هیات حاکمه را در اختیار نداشته باشند. حداقل بخشی از پارلمان، ارتش، دولت و در پس همه ی اینها صاحبان ثروت طرفداران قدرتمند انقلاب مخملی را تشکیل ندهند. این همه مثال از اروپای شرقی، انقلاب های مخملی، جنبش گاندی و استقلال هند می زنند، اما به این نکته اشاره  نمی کنند که در انقلاب های بدون خشونت (مخملی) ریشه ی انقلابیون در قدرت بسیار عمیق است. در اصل اگر بخواهیم نمونه ی شناخته شده ای از انقلاب بدون خشونت بیاوریم، نهضت ملی شدن نفت و حرکت جبهه ملی بود. آنها مجلس را با خود همراه کردند، روشنفکران را با خود همراه کردند و از راه آخوندها (اتحاد با آیت الله کاشانی) به حمایت مردمی دست پیدا کردند و با این استراتژی، نهضت ملی شدن نفت به پیروزی رسید.

2-نفوذ در سازمان های حقوق بشری و لابیگری
پس از حذف کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات و در آستانه ی روی کار آمدن احمدی نژاد، مهاجرت عناصری که به اصلاح رژیم و اصلاحات علاقه دارند با سابقه ی زندان و اعتصاب غذا و پرونده ی به اصطلاح درخشان حقوق بشری از کشور خارج شدند و با نفوذ به سازمان های حقوق بشری و ارتباط با رسانه های بیگانه به پخش افکار خود مشغول شدند و شعار مشترک، دمکراسی، حقوق بشر و جدایی دین از دولت گردید. در دوران احمدی نژاد (پاکسازی اصلاح طلبان از همه ی موقعیت ها) هیچ طرح، نقشه و رهنمودی نداشتند.
.
3-ابزار رسانه ای

الف-استفاده از رسانه های بیگانه ی امریکایی:

!/ کوتاه ترین سخنان اصلاح طلبان در آن بازتاب می یابد.
!!/ مطالب تارنماهای جرس و کلمه بازتاب می یابد.
!!!/ مطالب در جهت نداشتن کوچکترین تعارض با اصلاح طلبی یا انتقاد از سیاست های امریکا ممیزی می شود. این مطالب شامل اخبار، مصاحبه و افراد مصاحبه شونده می باشد.
!!!!/ در جهت رسیدن به اهداف، هر دروغی جایز است.
!!!!!/ تنها از زندانیان سیاسی واسیرانی
حرف می زنند که دردسر ساز نباشد.
ب- تارنمای جرس و کلمه
روزنامه ی تبلیغاتی کلمه برای ستاد میرحسین موسوی بود و نام کلمه از همین گرفته شده است. این دو تارنما پیش از انتخابات وجود نداشتند. یعنی به شدت در جهت اهداف حزبی هستند و هدف آنها بیداری مردم نیست. اگر در رسانه های بیگانه آن را تبلیغ نمی کردند بسیاری از مردم از وجود آن اطلاعی نداشتند.
ج-تلویزیون رسا که نسخه ماهواره ای در جهت تارنمای جرس و کلمه است.
د- نفوذ کردن به تارنماهایی که به صورت جمعی (انجمن) اداره می شوند و ورود به آنها نیازمند به دعوتنامه است.

4-استفاده از ابزارهای بالا برای:

الف- همگرا ساختن شبه اندیشه ها، اندیشه هایی که در اصل اندیشه نیستند بلکه تنها مانند مد هستند، مانند رفراندوم، اسلام لطیف شده، مبارزه ی بی خشونت و … حتی مفاهیم سنگین مانند آزادی و دمکراسی نه با تعریف واقعی بلکه کلمات آمیخته با تصورات مورد نظر هستند. برای مثال نوشته های دکتر شریعتی محصول فکری نیستند یک عده تصورات و آرمانهایی هستند که نمی توان مبنای منطقی برای آنها یافت، پیش از انقلاب 57 به مردم می گفتند که قرار است خیلی خوب بشود و خیلی آزاد باشیم و پیشرفت کنیم اما این «خیلی خوب» تنها یک خیال پردازی است و تعریف واقعی ندارد. این مد سازی دشمن خردگرایی است و تحت آن می توان هر اراجیفی را بدون دردسر به هواداران چپاند و مانند داروی بیهوشی برای خفتگان است.

ب- برتری یافتن بر گروه های مختلف سیاسی و نادیده انگاشتن آنها در صورت مخالفت

پ- ایجاد روایت واحد «خودی پسند» از حوادثی که رخ می دهد. درگیری ها، تظاهرات، شعارها و حوادث به گونه ای که به زیان آنها نباشد. برای نمونه اگر در بخشی از تظاهرات مردم دست به خشونت زدند، این باید به سرعت از اخبار حذف بشود تا سرایت نکند، این که میرحسین موسوی می گوید اختلاف را به رسمیت می شناسیم، سخنی با دارودسته ی خامنه ای بوده، و نه سخنی با مردم و اپوزیسیون، اما به صورت دیگری روایت می شود که انگار مخاطب مردم با همه نوع گرایش سیاسی هستند.

ت- پخش شایعات بی اساس-  عده ی بسیار کمی را دارند که وقتی در تنگنا قرار می گیرند گره ها را شل می کنند. برای مثال، آنها حق دفاع کردن مردم از خود را به رسمیت نمی شناختند، اما پس از 6 دی (عاشورا) برای این که حامیان را از دست ندهند مجبور شدند بگویند که مردم حق دارند دفاع کنند.
وقتی که اصلاح طلبان در تنگنا قرار می گیرند، مهم ترین کاری که انجام می دهند دست به پخش شایعه های بسیار مفتضحانه می زنند.
پس از انتخابات گفته شده که: «یک سردار به من گفت این یک نقشه است که روس ها آن را طراحی کرده اند»

و بارها و بارها می شنویم که: «دیروز وزارت اطلاعات با سپاه جلسه ی سری داشتند که…» و می گویند ما همه چیز را می دانیم. با این که هیچ چیز را نمی دانند و اگر قرار بود همه چیز را بدانند نقشه ی «کودتا» را به دقت کشف می کردند.

نمونه ی بسیار مفتضحانه ی این «همه چیز دانستن»، زمانی بود که رژیم (عوامل مورد اعتماد حزب الله لبنان) یک استاد فیزیک هسته ای مخالف را ترور کردند و مقامات رژیم هم که از خبر آگاه بودند خود را آماده کرده بودند که انجمن پادشاهی را مسئول ترور معرفی کنند. سایت جرس در همان صبح هنگام، انجمن پادشاهی را مسئول ترور معرفی کرد و آن قدر رسوایی بزرگ بود که آن را از سایت جرس برداشتند.
صدای امریکا که در شرایط بحران دست به کار می شود، نوری زاده و سازگارا (امام جمعه های صدای امریکا) به  بازی با کلمات پرداختند. چیزی که باید اینجا حتما بدانید این است که یک رسانه ی رسمی و نه حزبی برای هر خبر خود نیاز به خبرنگار دارد و هر خبرنگار منابع و مدارکی مانند مصاحبه با افراد ناشناس، ناظران خیابانی، عکس ها و فیلم ها یا استناد به منابع و نقل قول ها دارند. رسانه ی رسمی که منبع نداشته باشد و تحلیلگران از زمین و هوا تولید اخبار کنند، همان «نماز جمعه» است و فرقی ندارد که این نماز جمعه صبح جمعه یا شب جمعه باشد. در چنین صورتی خبرگزاری با حمام زنانه تفاوتی نمی کند.

و آن لحن آقای سازگارا که «من نمی دانم چه بلایی سر آقای فولادوند آمده» خنده آور بود، زمانی که ایشان در زندان خودشان را برای خامنه ای مفعول لوس می کردند (اعتصاب غذا) استاد فولادوند نقشه ی شبکه ی تلویزیونی را در سر داشت. (تفاوت را ببینید)  چون ایشان فکر می کردند از ما نقطه ضعف بلد هستند و ما نیز ترسیده ایم!  البته همین آقای سازگارا خیلی دیدنی شده بودند پس از بازداشت خانگی موسوی و کروبی، کاسه ی گدایی ائتلاف را دستشان گرفته بودند و از ائتلاف سخن می گفتند، بچه های رسانه تندر نیز در بیانیه گفتند که: «اگر ائتلافی وجود داشت با ما جلسه می گذاشتند.» و گدایان اسلامی را با لگد راندند که «برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن»

5- ترتیب دادن تظاهرات سکوت
تقریبا بیشتر تظاهرات ها، با دستگیری های گسترده و کشتن و زخمی کردن مردم همراه بوده است که به طور مفصل درباره ی آن سخن خواهد رفت و مهمترین موضوع مورد بحث ماست که موضوع بحث آخرین قسمت این سری مقاله ها خواهد بود.

برقرار آیین ریشه ای
پاینده ایران
کوبنده تندر
پرساوش

Comments are closed.