دلواپس فائزه، حسین و مهدی نباشید!

اختلاف های پسرعمو ها در جمهوری اسلامی با جرزنی های یک بخش و زیاده خواهی های بخش دیگر تا حد درگیری افزایش پیدا کرده است. خبرگذاری های بچه سید ها، فیلم بد رفتاری و «اهانت» به فائزه رفسنجانی را به عنوان حملات گروه حاکم به اپوزیسیون گزارش میکنند. مهدی کروبی و میر حسین موسوی با زنانشان به دور از دسترس فرستاده شده اند، رفسنجانی از ریاست خبرگان به دور افتاده است و شاید با مهدوی کنی تعویض شود.

اصلاح طلبهایی که در سال ۱۳۸۸ (معا.) از نظر سیاسی مرده اند و از چندماه پیش با شعارها و برنامه های شکست خورده و تکراری با تشویق محافلی در غرب به صحنه آمده بودند امروز جوانان را فرا میخوانند که برای پشتیبانی از جنبش «اصلاح طلبی» همگام با موج «دمکراسی خواهی» دنیای عربی/ اسلامی گوشت دم توپ سران آنها شوند.

باید توجه داشت که سران اصلاح طلب مانند آقایان میرحسین موسوی و کروبی «اپوزیسیون رسمی» جمهوری اسلامی ایران بودند و تمام اهمیت آنها برای «تندر» نیز در هم این یک نکته خلاصه میشود و نه بیشتر. انجمن پادشاهی در یک سال و نیم گذشته توانست با استفاده از بستر بوجود آمده و در پناه امکانات علنی/ قانونی به دست آمده بهره برداری سیاسی خود را از حرکت های اعتراضی انجام دهد.

از دیدگاه انجمن پادشاهی ایران، رژیم اسلامی به خاطر ماهیت آن، تنها با «مشت و گلوله» یعنی به شیوه قهرآمیز از بین میرود و سران این حکومت نیز صحنه را با هیچ روش مسالمت آمیزی ترک نخواهند کرد.

رژیم اسلامی تا زمانی که پسرعموهای «اصلاح طلب» – اش زیاده خواهی نکنند و در محدوده اختلافات خانوادگی بمانند هیچ گاه نابود نخواهد کرد، زیرا میداند در نبود چنین بخشی، جوانان، جذب بخش انقلابی مبارزات آزادیخواهی از جمله «تندر» خواهند شد. از این رو افرادی مانند کروبی و موسوی برای مدت طولانی تری نگه داشته میشوند و حتی تا اندازه ای با حملات علنی بر محبوبیت آنها میافزایند. حضور آنها برای پایین آوردن سطح مطالبات و به هرز دادن نیروهای مبارز، برای رژیم لازم است. اما این نیاز رژیم به اندازه ای نیست که خود را برده و محتاج این جناح بکند.

و اما در صورت زیاده خواهی این افراد و گروه های اجتماعی، آنها نابود خواهند شد و با جانشینان مناسبتری تعویض خواهند شد. این جانشینی هم در تعویض افراد مانند کنی به جای رفسنجانی و هم در تعویض خط سیاسی مانند «ناسیونالیسم شیعه» به جای اصلاح طلبی ظاهر خواهد شد. اما آنچه بی شک انجام خواهد شد این است که این طیف در میان دو سنگ آسیاب نیروهای برانداز و رژیم اسلامی از بین خواهد رفت و دوران بهره جویی از این جناح به پایان رسیده است.

اما این جابجایی و تعویض نیروها و مهره ها نه تنها از سوی رژیم انجام میشود بلکه از سوی انجمن نیز به هم آن شیوه بسترهای مبارزاتی قابل تعویض هستند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای مدت زیادی اسب درشگه «تندر» بوده‌اند به صورتی که یاران انجمن در مناطق مختلف بدون علنی کردن هویت «تندر»ی خود قادر به فعالیت تبلیغی و تشکیلاتی بوده‌اند. این اسبها در صورت لنگ شدن از سوی انجمن نیز تعویض میشوند.

اینکه در آینده نزدیک روند جابجایی جناح ها به کجا برود در سرنوشت انجمن تاثیر چندانی ندارد. اما در مورد پشتیبانی انجمن ازمیر حسین موسوی و مهدی کروبی و پاسخ به فراخوان موجود و فراخوان های آینده از سوی نیروهای دیگر مطالب زیر را یاران باید مد نظر قرار دهند:

۱- ارتباط های سیاسی به معنی اعتلاف و یا همسویی اگر لازم باشد از سوی رهبری انجمن با نیروهای دیگر انجام می‌پذیرد. در سطح انجمنها ارتباط با افراد دیگر نیروها تنها و تنها جهت جلب آنها به انجمن پادشاهی و «تندر» باید باشد. این مسله بخصوص در مورد هواداران گروه های ملی/ مذهبی اهمیت زیادی دارد چون نیروهای این خط فکری در حال ریزش شدید است و وظیفه انجمنها جذب این افراد است.

۲- انجمنها باید تنها و تنها یک معیار را در تشخیص راه درست و غلط مد نظر داشته باشند. و این معیار هم آن معیاری است که برای سایر فعالیتها و تصمیم گیری ها باید مورد توجه قرار دهند. انجمنها باید از خود بپرسند که:

آیا در صورت انجام یک اقدام مبارزاتی بر نیروهای ما افزوده میشود یا نه؟

چنانچه پاسخ مثبت است. آن اقدام باید با قدرت تمام انجام شود. اما اگر آن اقدام به نیروهای ما نمیافزاید و یا حتی زمینه افزایش نیرو را هم نوید نمیدهد نباید در آن اقدام شرکت کرد. مهم نیست که آن اقدام چه فعالیتی است. چه آن اقدام یک عملیات نظامی باشد که تعدادی افراد کشته میشوند و چه آن اقدام تظاهرات به بهانه پشتیبانی از دو شخصیت جبهه اصلاح طلبی باشد و یا شخصیت هنری. چه آن اقدام همکاری مستقیم با یک گروه دیگر سیاسی باشد و چه آن اقدام شرکت در مسابقه تیم فوتبال و تشویق بازیکنان باشد. نوع اقدام تفاوتی ندارد و در مرحله کنونی از مبارزه ما تنها نتیجه کار، تقویت و یا تضعیف انجمن مهم است.

افزایش نیرو در این راستا مشخصا به معنی افزایش نفرات و یا تضعیف نفرات دشمن است. اگر پس از شرکت در یک تظاهرات (هدف این تظاهرات به هیچ وجه اهمیت ندارد) انجمن ۵ نفره ما ۶ نفره میشود. بدون شک باید در این تظاهرات شرکت کرد. چنانچه در اثر شرکت در یک عملیات ۲۰ نفر از نیروهای دشمن کشته میشوند، اما دست آخر ۲ نفر از افراد انجمن ما هم کشته میشوند، در آن عملیات نباید شرکت کرد و اجرای آن عملیات را باید به زمانی موکول کرد که بتوان اجرای بدون تلفات را ضمانت کرد و یا مرحله مبارزاتی زمانی است که تقبل ریسک از سوی انجمن جایز شمرده باشد.

۳- افزایش نفرات به دلیل بوجود آوردن نیروی کافی برای کنترل منطقه و به دست گرفتن قدرت در محل است. سرنگونی رژیم تنها و تنها زمانی انجام میشود و معنی دارد که قدرت دولتی در محل را با قدرت سیاسی این انجمنها تعویض کنیم.

ما به عنوان انجمن پادشاهی به صحنه سیاسی وارد شده ایم که خاتمه دهنده یک نبرد ۱۴۰۰ ساله باشیم. ما قرار نیست هم آن خطاهایی را که بابک خرمدین انجام داد تکرار کنیم. ما قرار نیست به هم آن سرنوشت روزبهان خراسانی گرفتار بشویم. و از همه مهمتر ما ابومسلم خراسانی نیستیم که پس از جانبازی های هزاران ایرانی و قربانی دادن های بسیار کشور را دودستی تقدیم پسمانده های تازی از یک خانواده دیگر بدهیم. بلکه ما میخواهیم دشمن تازی تبار میهن را با وجود پشتیبان غربی و شرقی آن یک بار برای همیشه از نیاکان خود بیرون کرده و آیین نیکانی را در سرزمین اجدادی مستقر کنیم.

۸ اسفند ۶۳۷۴ برابر با ۲۷ فوریه ۲۰۱۱
شرکت کنندگان: جمشید شارمهد، مرتد.

[1], [2], [3], [4], [5], [6], [7], [8], [9], [10], [11], [12]

مشترک دیدگاهها بشوید

2 دیدگاه

  1. Ba Dorud Bar Hame Adamhai Manand Shma:

  2. به نظر من شیوه شما کاملا غلط است در مبارزه

    پاسخ
    بیشتر توضیح دهید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*