گزارش شبکه سی-ان-ان از تندر

با گسترش فعالیتهای «تندر» در آریابوم ما، ایران و آشکار شدن نقش ویژه آن در مبارزات اخیر، هر روز که میگذرد علاقهمندی و کنجکاوی خبرگزاری های جهان نیز نسبت به این گروه افزایش میابد. شکست تئوری های «جنگ مخملی» در ایران از یک سو و نقطه نظرات و پیشبینی های درست «تندر» در ماههای گذشته از سوی دیگر توجه محافل غربی را به خود جلب کرده است.

«درو گرفین» (Drew Griffin) خبرنگار ویژه شبکه سی-ان-ان در یک رپرتاژ دو قسمتی فعالیتهای جنبش تندر، به ویژه فعالیت رادیو تندر را برای افکار عمومی آمریکا بازگو میکند.

«درو گرفین» خبرنگار تحقیقی سی-ان-ان است و بیش از ۱۱ سال در این زمینه فعالیت دارد. «درو» پیش از پیوستن به سی-ان-ان برای شبکه سی-بی-اس ۲ و پیش از آن با خبرگزاریهای آسوشیتد-پرس و ایستگاه های بیشمار رادیو یی کار میکرده و برنامه های افشارگرانه او علاوه بر ایجاد جنجالهای سیاسی، نامش را بر سر زبانها انداخته است. او برنده ۳ جایزه Emmy و همچنین برنده ۹ بار «میکوفن طلایی» است.

«درو گرفین» در این گزارش به داستان دستگیری «محمد رضا صادقنیا»، طراح ترور جمشید شارمهد، مدیر رادیو تندر و رابطه آن با آزادی «رضا تقوی» و دلایل سیاسی آن میپردازد.

این گزارش در روز دوم اسفند، برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ یعنی یک روز بعد از تطاهرات یکم اسفند در تهران و چند شهر ایران در برنامه «پارکر-اشپیتزر» (Parker-Spitzer) در بهترین ساعت پخش یعنی ۸ شب پخش شد.

در این گزارش این دو خبرنگار یافته های پشت پرده طرح ترور نافرجام جمشید شارمهد مدیر رادیو تندر را مد نظر قرار میدهند. نتیجه تحقیقات آنها نشان میدهد که پس از دستگیری طراح ترور وی با یک گروگان ایرانی-آمریکایی در ایران تعویض میشود. علاوه بر آن بر روی سایت سی-ان-ان مقاله ای در هم این زمینه منتشر شده است.

در زیر متن این برنامه که از انگلیسی برگردانده شده و فیلم این برنامه را میتوانید ببینید.

اشپیتزر: همآنگونه که دولت لیبی اعلام جنگ نسبت به مردم خودش کرده، خوشونت در تمام منطقه در حال گسترش است. در ایران در این آخر هفته هزاران مامور امنیتی با باتوم، اسپری فلفل و شلیک تفنگ در مقابل تظاهر کنندگان قرار میگیرند. اما تظاهر کنندگان عقب نشینی نکردهاند و آنها پشتیبانان زیادی در میان آمریکایی های ایرانی تبار دارند.

پارکر: یکی از سخنوران مخالف دولت ایران شخصی است که در آمریکا یک میزگرد اینترنتی را میگرداند. شما شاید نام او را نشنیده باشید اما در ایران دولت به او اتهام تروریستی میزند. و بر اساس اسناد منتشر شده در ویکی-لیکس رژیم اسلامی فردی را اجیر کرده است تا او را از میان بردارد.

«دروگریفین» اینجاست تا جزییات ویژه پشت پرده را در این داستان برای شما گزارش کند.

دروگریفین، خبرنگار تحقیقی سی-ان-ان: کاتلین و الیوت، این یک داستان واقعا دیوانه کننده است. این مامور امنیتی ایران، به آنگونه که ما او را میشناسیم، در اینجا یعنی دقیقا در آمریکا زندانی بوده است، جایی که ما رد پایش را پیگیری کردیم.

{آغاز فیلم}

دروگریفین (صدای متن): اینجا یکی از شهرهای رویایی کالیفرنیا است. آسمان آفتابی، کوه های سبز، درخت های نخل در کنار خیابان. شهر «گلندورا» در کالیفرنا، شهری است که آدم فکر نمیکند که اینجا محلی باشد تا یک رژیم مستبد با خرید قاتل در سطح جهانی دست به ترور بزند. اما بر اساس اسناد به دست آمده این دقیقا هم آن چیزی است که در این شهر اتفاق افتاده است. تاییدات پلیس «گلندورا» میگوید که یک طراح ترور و یک اجرا کننده قتل اجیر شده، چهار روز در یک هتل ارزان قیمت به نقشه کشی مشغول بودند.

دروگریفین (در دوربین): روز ۲۸ جولای ۲۰۰۹ است روزی که قرار است ترور انجام شود. اما قاتل اجیر شده زیر پایش سست میشود و به وحشت میافتد، و به جای آن به این پمپ بنزین میآید و دست به تلفن همراهش میبرد و شماره ۹۱۱ را میگیرد. و به این ترتیب یک طرح ترور بین المللی لو میرود.

ستوان تیم استاب (اداره پلیس گلندورا): این شخص به ما گفت که چهار روز گذشته را آنها با همدیگر مشغول نقشه کشی برای چگونگی ترور، چگونگی قتل یک ساکن «گلندورا» بوده اند.

دروگریفین: اگر بگوییم که این یک شوک سنگین برای ستوان «تیم استاب» بود، هنوز کم گفتیم. مردی که برای قتل استخدام شده بود اسناد و مدارک را نشان میدهد. وی جزئیات مربوط به طرح ترور را در اختیار پلیس قرار میدهد. از جمله خرید یک کامیون ارزان قیمت از ماشین فروشی محل که قرار بود قربانی را زیر کنند و جریان را به عنوان یک تصادف نشان دهند و همچنین اسناد مربوط به مبلغ پرداختی به مادرش در ایران و دسته های اسکناس ۱۰۰ دلاری بسته بندی شده.

ستوان تیم استاب: همه آنها تا نشده و نو و همه ۱۰۰ دلاری بودند. شماره سریال اسکناسها ردیف بود. و به دور آنها باندرول هایی بود که به زبان فارسی روی آن چاپ شده بود.

دروگریفین: آن پولها مستقیما از بانک ایرانی آمده بود. و استوار «استاب» به سرعت به دنبال دستگیری طراح ترور میرود. نام او — رضا صادقنیا، یک نقاش ساختمانی بیکار از ایالت میشیگان است. و اما جریان طرح ترور به سرعت غلیظ میشود.

استاب: خبر دهنده ما یک ایرانی بود. آن فرد، فرد مشکوک، یعنی کسی که طراح قتل بود، نیز ایرانی بود. و این دو میخواستند یک ساکن «گلندورا» را بکشند که علاوه بر این که ایرانی بود، در شهر «گلندل» یک میز گرد اینترنتی را اداره میکرد و تنها در شهر «گلندورا» زندگی میکرد.

دروگریفین: و این شوک بعدی بود که به پلیس وارد میشود. بر اساس مدارک ویکی-لیکس قربانی این طرح در «گلندورا» انگیزه اصلی ترور بوده است.

دروگریفین (در مقابل دوربین): این یک طرح ترور از سوی دولت ایران بود؟

جمشید شارمهد (مخالف دولت ایران):‌ بله.

دروگریفین: در خاک آمریکا برای قتل شما؟

شارمهد:‌ دقیقا.

دروگریفین: وحشتناک هست؟ شما میخندی. مسئله کاملا جدی است.

شارمهد:‌ البته که جدی است. کاملا روشن است.

دروگریفین: جمشید شارمهد یک ایرانی-آمریکایی است که با دولت ایران مخالفت میورزد.

دروگریفین (در مقابل دوربین): بگذارید روشن بیان کنیم، ماموریت شما سرنگونی رژیم ایران است؟

شارمهد:‌ کاملا روشن است. بله.

دروگریفین: شارمهد صدای رادیویی یک گروه مخالف دولت ایران به نام «تندر» است. این گروه میگوید که پشتیبان یک چنبش مردمی در ایران است که منجر به اعتراضات ضد دولتی اخیر در ایران شده. دولت ایران میگوید که «تندر» یک گروه تروریستی است.

دروگریفین (در مقابل دوربین): آیا شکی داری که رژیم ایران پشت این طرح ترور قرار دارد؟

شارمهد:‌ هیچ شکی موجود نیست.

دروگریفین: و این گفته در اینجا {سند ویکی-لیکس} هم تایید میشود. این گزارش دیپلماتیک نشت شده، از سوی سفارت آمریکا در لندن به وزارت امور خارجه در واشینگتن نوشته شده است. در این گزارش تایید میشود که رضا صادقنیا، طراح ترور، به مراقبت و تعقیب شارمهد و خیلی چیزهای دیگر اعتراف کرده است. اوهمچنین در طرح ترور یک مفسر «صدای آمریکا» همکاری داشته است.

دروگریفین (مقابل دوربین): نقشه به صورت کلی این بوده که شما را بکشند، از سر راه بردارند و کنترل رادیو، تلویزیون و دست آخر جنبش را به دست بگیرند.

شارمهد:‌ درست است.

استاب: پس از یک نگاه جامع به همه داده ها، با اتمینان میشود گفت که آن فردی را که ما در تاریخ ۲۸ جولای ۲۰۰۹ دستگیر کردیم به معنای واقعی کلمه یک فرد بد فطرت بود.

{پایان فیلم}

دروگریفین (مقابل دوربین): این مرد «بد فطرت» دستگیر میشود و محکوم میشود و به خاطر شرکت در یک طرح ترور بین المللی در خاک آمریکا، در سال گذشته به پشت میله های زندان فرستاده میشود.
فکر میکنید که پایان داستان رسیده است؟ به هیچ وجه. داستان تازه شروع میشود.

اشپیتزر: باور نکردنیست، «درو». مانند فیلم های هیجان انگیز سینمایی. قسمت اول را دیدیم. قسمت دوم داستان پس از یک انتراکت.

{آنتراکت}

پارکر: باز میگردیم با گزارش تحقیقی ویژه «درو» — «درو»؟

دروگریفین: قاتل ایرانی در زندان کالیفرنیای جنوبی است. او به خاطر «تدارک برای قتل» محکوم میشود و زندانی میکشد. اما درست در هم آن زمانها یک اتفاق دراماتیک دیگر برای یک ایرانی-آمریکایی دیگر اتفاق میافتد. با هم نگاه میکنیم.

{آغاز فیل}

درو گریفین: سال ۲۰۰۸ است. تاجر کالیفرنیایی رضا تقوی در حال سفر به ابران است که یک معامله را به سرانجام برساند. به عنوان یک لطف ۲۰۰ دلار به همراه خود میبرد که به دوست یکی از دوستان بدهد. یک کار معمولی، آنگونه که فکر میکرد.

رضا تقوی: آنها من را بعد از یک ماه زندانی کردند. بله. درست یک ماه بعد از آن، من را زندانی کردند.

درو گریفین: تقوی ۲۹ ماه بعد را در زندان ایران به سر میبرد.

گرفین (در مقابل دوربین): به خاطر ۲۰۰ دلار؟

تقوی: به خاطر ۲۰۰ دلار، بله.

گرفین: و شما در زندان بودید برای —

تقوی: — بیست و نه ماه.

گرفین: به او اتهام زده شد که پول را به گروه مخالف «تندر»، که دولت میگوید آنها تروریست هستند و یک حسینه را منفجر کرده اند داده است. او همه این اتهامات را رد میکند و معتقد است که دولت نقشه های دیگری در سر دارد.

تقوی: من کاملا اتمینان دارم که آنها میدانستند که من هیچ ارتباطی با این آدمهای تروریست ندارم. آنها میدانستند اما من را نگه داشتند. که شاید یک چیزی از توی آن در بیآورند.

گرفین: چیزی که پس از آن اتفاق افتاد را در فیلمهای هیجان انگیز جاسوسی دیده اید. کسانی که در جریان شرکت داشته اند میگویند آمریکا و ایران یک معامله تعویض اسیر را انجام داده اندد. قاتل ایرانی، رضا صادقنیا که در زندان کالیفرنیا به خاطر شرکت در طرح ترور یک عضو گروه «تندر» به سر میبرد تنها ۸ ماه در زندان میماند. او جولای سال پیش از زندان مرخص میشود و وارد دوران ۵ ساله‌ی تعلیقی میشود.

استاب: در دوران تعلیقی او از افسر مربوطه اش تقاضا میکند که از کشور خارج شده و برای دیدار به ایران برود. — و از آن زمان به بعد دیگر دیده نشده است.

گرفین: مغز متفکرترور حالا به ایران برگشته بود. دو هفته بعد، تاجر آمریکایی رضا تقوی اجازه میابد به خانه اش در کالیفرنیا برگردد. تقوی معتقد است که آزادی یک طراح ترور شناخته شده با آزادی او هیچ ارتباطی ندارد. اما قربانی این ترور معتقد است که واقعه از روال تعویض اسیران، هیچ چیز کم ندارد.

گرفین (مقابل دوربین): آیا شکی در این زمینه دارید؟

شارمهد: من آدم شما را پس میدم، شما هم آدم من را پس بده.

گرفین: شما قرار بود هدف این ترور باشید. فکر میکنید این رفتار عادلانه هست نسبت به شما؟

شارمهد: من هنوز زنده ام.

گرفین: میخواهید بدانید این کیس چقدر حساس است؟ این کیس آنقدر حساس است که دادستانی که در لس-آنجلس این مرد را روانه زندان کرد حاضر نشد در باره آن با سی-ان-ان گفتگو کند. نه در مقابل دوربین، نه در پشت دوربین. و حتی نه برای یک گفتگوی ساده تمایل نشان داد.

نقاضای توضیح در این مورد هم از سوی اف-بی-آی و هم از سوی وزارت امور خارجه آمریکا رد شد. جمشید شارمهد میگوید دلیل آن بسیار ساده است. ایران دستگیری یک تاجر بیگناه آمریکایی را به نمایش میگذارد و از او به عنوان یک مهره شطرنج در معامله با یک مامور اطلاعاتی خود استفاده می کند. معامله ای که رفتار نسبت به یک رژیم مستبد را تضعیف میکند.

شارمهد: زمانی که شما آغاز میکنید با یک رژیم تروریستی معامله کنید، شما آن رژیم را تحمل میکنید. این بزرگترین خطایی است که در ۳۰ سال گذشته انجام شده است. و تحمل یک رژیم به معنی بخشی از همکاری با آن است.

{پایان فیلم}

گرفین: یک بار دیگر بگویم، وزارت امور خارجه نمیخواهد در این باره نظری بدهد، ولی من میخواهم بگویم، هم این قربانی و هم قربانی دیگر در لندن هر دو معتقد هستند که حقیقتا این یک تعویض اسیر بوده و این معامله بین دو دولت انجام شده.

پارکر: خوب، این یک داستان باورنکردنی هست. و همآنطور که گفتی مانند فیلمهای جاسوسی هست، با این تفاوت که در جای کوچکی اجرا میشود. منظورم این است که، — نمیدونم — یک جورهایی، میدونی، اون رادیو چی.

گرفین: خوب. این کوچک هم به نظر میآید. «تندر» بیرون هست. میدونی، آنها در حاشیه گروه های ضد دولتی ایران هستند. اما دولت ایران به آنها به عنوان یک گروه تروریستی مینگرد و آنها انرژی زیادی برای خاموش کردن و یا منزوی کردن هر گروه ضد خود به کار میبرند.

اشپیتزر: ما اینجا مدرک فعالیتهای تروریستی دولت ایران را در خاک آمریکا داریم. این مدارک که میبینی دیگر شک و شبهه نیست. آنها واقعا دارند این کارها را انجام میدهند.

گرفین: کاملا درست است. ما آن پول ها را داریم، درسته؟ پولهایی که مستقیما از یک بانک ایرانی آمده اند. ما این پیام دیپلماتیک از سفارت آمریکا در لندن به وزارت امور خارجه آمریکا را داریم که میگوید ببینید، عکسهایی که اینها در تعقیب افراد گرفته اند روی میز معاون وزیر اطلاعات دیده شده. دیگه برای همه باید روشن شده باشد که رژیم ایران در طراحی این ترور در خاک آمریکا شرکت داشته است. منتقدین در آمریکا میگویند چرا باید دولت ما وارد معامله با رژیمی این چنینی بشود؟

پارکر: خوب. من فکر میکنم که ما باید شکرگزار باشیم که قاتل ها در کارشان نا آزموده بودند.

گرفین: بله.

پارکر: اما اگر آنها موفق میشدند چی؟ این چه معنی میتوانست داشته باشد؟

گرفین: اگر طرف موفق میشد و گیر میافتاد، خوب، امیدوارم در چنین صورتی قاتل همچنان در زندان میماند.

اشپیتزر: آیا قتل هایی در آمریکا انتفاق افتاده اند که موفق بوده باشند؟ یا به معنی دیگر آیا قتلهایی از این نوع که میخواستند انجام دهند به روشنی یک قتل هستند. چون آنها میخواستند با ماشین از کنار خیابان بزنند و جریان را شبیه به یک تصادف اتفاقی نشان دهند که نشود ثابت کرد که قتلی در میان بوده. چند نفر از ایرانی های دیگر هستند که علیه منافع دولت ایران کار میکردند و به شیوه مشکوک و یا در شرایط مشکوک سر به نیست شده اند؟

گرفین: میدونی، این یک پرسش خوبی هست.

پارکر: دانستن آن مشکل است.

گرفین: من پاسخ این پرسش را نمیدانم. و من نمیدانم که این شخصی که توسط کامیون کشته میشود، همآنگونه که در اینجا طراحی شده یود. او ممکن است که فقط در حال تعویض تایر ماشین بوده باشد. آیا ما میتوانستیم به یک قتل پی ببریم؟ در آن صورت ما هنوز میتوانستیم پازل ها را کنار همدیگر بچینیم؟ من مطمئن نیستم.

اشپیتزر: باورنکردنی است. «درو» سپاسگزارم از تو بابت این گزارش جذاب. این برنامه امشب ما بود.

اشپیتزر: از نیویورک به شما شب بخیر میگویم.

{تاریخ پخش برنامه: ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا}

بیشتر بخوانید:
گزارش روزنامه «آن آربور»

مشترک دیدگاهها بشوید

2 دیدگاه

  1. dar kenaratim jamshid jan ma hamrah bacheha

  2. زنده باد فرمانده جمشید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*