آیا رژیم واکسینه شده است؟

اخیرا در محافل سیاسی و بخشهای مرفه و نیمه مرفه شهری که یک سال گذشته را درگیر در مبارزات مدنی و علنی بودند، شایع شده است که:

برنامه های اعتراضی مردم نسبت به روند دور دهم انتخابات ریاست جمهوری، نقشه ای طراحی شده از سوی خود رژیم بوده است، با این هدف که در پی این مبارزات، سرآمدان و نخبه گان نیروهای مبارز، «رو آمده» (از اختفا بیرون بیآیند) و رژیم آنها را دستگیر و نابود کند، تا اینکه رژیم اسلامی خیالش برای مدت زیادی از جهت خیزشهای مردمی راحت شود.

رهبر مفعول (خامنه ای) در برنامه های تلویزیونی خود از «واکسینه شدن انقلاب اسلامی» سخن میگوید. و فرماندهان سرکوب، برای بزرگ جلوه دادن خود نیز این جمله را تکرار میکنند.

چنین ادعایی نه تنها از سوی عوامل رژیم بلکه با بیانی دیگر و در ابعاد دیگر از سوی جریانهای سیاسی سنتی که تمامی جنبش سبز را طرح این جناح و یا آن جناح میدانند شنیده شده است.

این ادعا از پایه بی اساس است. زیرا:

۱- هیچ رژیمی در دنیا دیوانه و یا خودآزار (ماسوخیست) نیست که نخست برای خود دردسر بیآفریند که در آخر شاید و یا احتمالا بتواند آن دردسر را برطرف کند. رژیمی مانند رژیم اسلامی در حالت عادی خود نیز، به اندازه کافی دردسر دارد که باید با آن دست و پنجه نرم کند. در تمام مدت ۳۰ سال استقرار جمهوری اسلامی هیچ دورانی از زندگی آن را نمیتوان شرایط غیر بحرانی دانست.

۲- مبارزات سال ۸۸ (معا.) یکی از موفقترین اقدامات مبارزات مدنی بوده است. این جنبش برای نخستین بار تا مرز تحمل رژیم و اشباع بهره دهی پیش رفت و از حد نهایت امکانات استفاده کرد. این جنبش اهداف خود را با کمترین تلفات (دستگیری و کشته) به دست آورده است. این جنبش بخش وسیعی از اقشار شهرنشین را به خود جلب کرد و آنها را درگیر با رژیم کرد به صورتی که میتوان با اعتماد کامل گفت که در پایان این مبارزات تعداد افرادی که خود را در مخالفت با رژیم میبینند افزایش بیش از انتظار یافته است و به همچنین تعداد افرادی که از مرز مخالفت گذشته و به صف مبارزین پیوسته اند و مایل به اقدامات آگاهانه هستند نیز از هم این راندمان برخوردارند. انجمن پادشاهی ایران در جریان این مبارزات و پس از آن بیشترین رشد را از جانب هم این مبارزین جدید داشته است.

این در حالی است که این مبارزات در مقایسه با سالهای نخست انقلاب ننگین اسلامی کمترین تلفات را به همراه داشته است. تنها در سالهای ۶۰ هزاران نفر به صورت گروهی اعدام شدند. میزان تلفات در ۱۰ سال نخست پس از انقلاب ننگین اسلامی را کارشناسان بیش از ۵۰ هزار نفر تخمین میزنند. میزان کم دستگیری و کشته، در مبارزات اخیر (نسبت به مبارزات سالهای پیش) مورد تایید همه کارشناسان است.

۳- مبارزان با تجربه ای مانند «محمد رضا علی زمانی» و «آرش رحمانی پور» از انجمن پادشاهی ایران و بقیه ۱۰۰ نفر اسیرانی که در دادگاه های نمایشی رژیم به نمایش گذاشته شدند کسانی نبودند که در جریان این مبارزات شناسایی و دستگیر شده باشند. بلکه اکثرا در دورانی قبل از آغاز و رشد این مبارزات اعتراضی و در تدارک آن در زمینه های گوناگون فعالیتی خود شناسایی شده و بعضا نیز در زندان به سر میبردند. رژیم و نیروهای سرکوبگرش در این مبارزات با خیل عظیم مبارزان تازه نفس و تا دیروز تنها مخالف و بدون پیشینه مبارزاتی روبرو بود. اگر فرض کنیم که خود رژیم در طراحی این اعتراضات دست داشته است باید بگوییم که در چنین صورتی نتیجه کار بدون شک به نفع او نبوده است.

۴- طبیعت مبارزات مدنی (چه با خشونت و چه بی خشونت) این است که افراد عادی جامعه، یعنی کسانی که در زندگی خود به صورت حرفه ای در کار سیاست نبوده‌اند، برای به اجرا درآوردن خواسته های خود وارد صحنه میشوند. بنا بر این، مبارزات مدنی را به صورت مخفیانه و یا با هویت جعل شده انجام نمیدهند. انتظار ندادن دستگیری و تلفات، انتظاری است نادرست. این انتظار بیجا، نتیجه آسمان ریسمان باقتن های دشمنان سوگند خورده ایران است که به جوانان ایران وعده میدهند که رژیم اسلامی را میشود با امضای تومار و کلیک کردن در فیس-بوک و یا تظاهرات آرام سرنگون کرد.

چه نیروهایی/ کسانی مایل به دامن زدن به این شایعه/نظریه هستند:

۱- نخستین نیرو، قدرتهای بیگانه بخصوص غربی هستند که در جریان مبارزات آزادیخواهی دریافتند که یک نیروی تا کنون ناشناخته با گامهای استوار در حال پیشروی است و حضور آن را در صحنه سیاسی ایران برای نخستین بار احساس کردند. آنها دریافتند که این نیرو میتواند دستگاه عظیم تبلیغاتی غرب را مختل کند و با خبرسازی، محتوی رسانه ها را دیکته کند. سکوت چند هفته ای حسین اوباما و آنگلا مرکل در جریان مبارزات سال ۸۸، شوکی که بر رهبری کشورهای غربی وارد شده بود را به خوبی نمایان کرد. رسانه های فارسی زبان این دولتها بدون استثنا با توان بسیار بالا تنها مبارزات مدنی «بدون خشونت» را تجویز میکردند و هنوز هم میکنند. آنها تئوریسینهای اجیر شده را برای اخته کردن نیروی برخواسته به میدان فرستادند تا اینگونه وانمود کنند که ایران نیز مانند بلوک شرق با یک نسیم مخملی اصلاح میشود.

آنها درپاسخ به این واقعیت که تحلیل های آنها همه نادرست از آب در آمد زمینه شایعه فوق را میسازند. آقایان سازگارا و مخملباف در پاسخ به ناکارآمد بودن راهکارهایشان و در پاسخ به این پرسش که چرا حرکت مخملی نمیتواند رژیم اسلامی را در ایران براندازد، پاسخی ندارند. از اینروست که عدم موفقیت تئوری های خود را تنها با خشن بودن و وحشی بودن رژیم توضیح میدهند.

۲- دسته دوم تمام نیروهایی هستند که اعتقاد به مردمسالاری ندارند و از پیشروی مبارزات مردم بیشتر از خود جمهوری اسلامی میترسند. تقریبا همه نیروهای سنتی ایران از جبهه ملی گرفته تا چپهای کلاسیک، از سلطنت طلب گرفته تا اصلاح طلب و ملی/مذهبی در این بخش جای دارند که در عرض سالهای پیش، نفوذ خود را از دست داده اند و در زمان اوجگیری این مبارزات بهت زده شده و رهبری آن را درک نمیکردند. هم آنهایی که با اسرار میخواستند به همه بقبولانند که این جنبش، بی بروبرگرد، خود جوش است. آنها احزاب و گروه هایی هستند که در بهترین حالت حضور مردم را در صحنه برای بوجود آوردن «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» میخواهند و در هیچ یک از برنامه هایشان از دادن قدرت به دست مردم حرفی به میان نمیآورند. آنها شاید بیشتر از خود رژیم از آغاز سرکوب مبارزین شادمان باشند. قوت گرفتن این شایعه شاید از همه بیشتر به این بیکاره ها، یاری کند که ناتوانی و عقب ماندگی خود را پنهان کنند.

۳- سومین نیرو خود رژیم اسلامی است که بیشتر از همه نیاز به این دارد که نشان دهد ادامه مبارزات جهت براندازی این رژیم ناممکن است. ما در گذشته نیز از سوی رژیم شاهد تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم بودیم که هر گونه شکستی را در میان نیروهای خود به عنوان «یک نقشه حساب شده» معرفی میکند. این خود رژیم بود که در یک سال گذشته خود را تنها هدف ابرقدرتها نشان میداد. در صورتی که قدرتهای غربی ترجیح میدهند با یک حکومت ضعیف شده احمدی نژاد وارد مذاکره شوند تا یک حکومت تازه نفس (حتی ملی/مذهبی از نوع موسوی و خاتمی آن). رفتار تحریک آمیز احمدی نژاد در یک سال گذشته، از سخنرانی در سازمان ملل گرفته تا حضور در لبنان، از دستگیری امیر عبدالمالک گرفته تا نمایش خنده‌آور برنامه جاسوس اسرایل «پنجره قرمز»، همه در خدمت این بوده است که پایه های سست و ناپایدار خود را پنهان کند. موقعیت این رژیم در منطقه نسبت به پیش از مبارزات سال ۸۸ (معا.) بسیار بسیار بدتر شده است. برنامه نزدیک شدن با کشور آمریکا و عادی کردن مناسبات به صورت کلی منتفی شده است. مبارزین در منطقه دست بازتری را نسبت به گذشته دارند. همه‌ی متحدین پیشین این رژیم در ادامه حیات آن شک دارند و روی این نظام سرمایه گزاری نمیکنند. هیچ نشانی از استواری این رژیم در میان نیست.

اما گذشته از خواستگاه همه این نیروهای برشمرده، وجه مشترک آنها در این است که وجود یک نیروی غیر قابل کنترل مردمی و صد در صد ایرانی را بر نمیتابند و از حضور آنها در صحنه در هراس هستند. آنها از جنبشی که قادر به کنترل آن نباشند خرسند نیستند و به انواع و اقسام شیوه ها کوشش میکنند یا آن را به زیر کنترل خود درآورند و یا اینکه آن جنبش را نابود کنند. از هم این روست که انجمن پادشاهی ایران توجه خود را از دیرباز بر سازماندهی انجمن ها متمرکز کرده است تا توانایی و قدرت مانور خود را در ادامه مبارزه افزایش دهد.

اشتراک منافع سه نیروی برشمرده در بالا موجب خواهد شد که در گامهای بعدی نیز ما ناظر پاگیری نظرات دلسرد کننده بیشتری باشیم. مبارزین میهن پرست باید توجه خود را معتوف کار روزانه مبارزاتی خود کنند و واقعیات را ملاک عمل قرار دهند. واقعیات صحنه مبارزاتی حقیقت را به ما میگویند. تعداد پیوستگان به جنبش آزادسازی میهن رو به افزایش است و نه رو به کاستی. اگر ما دیگر شاهد تظاهرات ملیونی نیستیم به دلیل تغیر روشهای مبارزاتی است و نه عدم حضور نیروهای مبارزاتی. هر مرحله از مبارزه نیاز به روشهای مناسب مبارزاتی خود دارد. این روشها را باید آموخت و به کار بست.

اگر مبارزات مدنی در سال ۸۸ از نظر نیروهای برشمرده در بالا به عنوان آخرین گزینه و تنها راه براندازی یک رژیم اسلامی معرفی شده است، از نظر انجمن پادشاهی ایران مبارزات مدنی (حتی بدون خشونت آن) تنها یک بخش ضروری مبارزات ما را در نبرد ملی تشکیل میدهد و نه همه آن را. سرنگونی رژیم موجود، و برقراری «آیین ریشه» زمانی بوقوع میپیوندد که انجمنها بتوانند قدرت خود را در محل گسترش داده و کنترل اجتماعی/سیاسی را در دست بگیرند.

روند مبارزات اعتراضی ۱۸ ماه گذشته پایه های انجمن پادشاهی ایران را گسترش داد و از هر جهت به اهداف ما سود رساند. این سودرسانی به اندازه‌ای است که توانست مراحل برنامه ریزی شده «تندر» را به جلو بیاندازد و در لحظه کنونی بتواند به عنوان یک فاکتور مهم در صحنه مبارزاتی ایران نقش بازی کند.

رژیم اسلامی نه تنها «واکسینه» نشده است بلکه تنها میکروب موجود، یعنی «انجمن پادشاهی ایران» در این کارزار لحظه به لحظه فربه تر شده است و این رژیم را خواهد کشت.

۳ بهمن ۶۳۷۴ برابر با ۲۳ ژانویه ۲۰۱۱
شرکت کنندگان: جمشید شارمهد.

[1], [2], [3], [4], [5], [6]

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*