بیچاره کورش، بیچاره پهلوی

در هفته گذشته، شاهزاده رضا پهلوی با یک سال تاخیر، دوباره با فشار رسانه های تجاری-سیاسی به میدان لس آنجلس آورده شده اند که بار دیگر پیشتاز در پیشگیری و پسروی در مقابل جنبش براندازی قرار گیرند. ایشان نه تنها دستورالعملهای فرسوده و بی پایه خود، از نوع «رفراندم زیر نظر سازمان ملل» و تئوری ورشکسته «نافرمانی مدنی بدون خشونت» را تکرار کردند، بلکه نقطه نظرات ابلهانه همسنگران ملی مذهبی و اصلاح طلب دولتی خود را نیز از آن خود کرده و بی آبرویی را به حد کمال رساندند.

خنده دارتر رفتار هواداران ایشان است که از پخش این برنامه خجالت نمیکشند و آن را نمونه فعالیت مثبت «اعلاحضرت» شان میدانند و در محافل خود او را تنها امید رهایی ایران میدانند:

  • زیرا ایشان بهتر از میر حسین و سازگارا و یا مخملباف قادر هستند آزادی را از غربی ها گدایی کنند. منظور گدایی از هم آن کسانی که تا کنون دیو اسلام را در ایران و منطقه علیه مردم ایران پشتیبانی کردهاند. هم آن نیروهایی که بیش از ۳۰ سال است که رژیم اسلامی را تر و خشگ میکنند.
  • زیرا ایشان به دو زبان انگلیسی و فرانسه تسلط دارند و غربی ها او را بهتر میفهمند و نیازی به مترجم ندارند.
  • زیرا ایشان آنقدر فروتن هستند که فرقی بین «پادشاهی» (که منظور هم آن سلطنت است) با جمهوری نمیشناسند.
  • زیرا ایشان میگوید شما اگر به من رای بدهید من میتوانم «امپراتور هیروهیتو»ی شما بشوم. در حالی که امپراتور هیروهیتو قبل از اینکه تبدیل به پادشاه نمادین ژاپن بشود جنگ جهانی را رهبری کرد.
  • زیرا ایشان تنها به «ارزشهای» یک نظام توجه دارند. اما هیچ گاه نه در باره آن پادشاهی، تصویری بدست میدهند و نه در مورد جمهوری خیالی خود، چیزی بیان میکنند. البته اینبار از نمونه سیستم های سلطنتی اروپا، که همگی یک خانواده بی مسولیت و خلع شده را حمل میکنند، یاد کردند و آن را با واژه «مشروطه پارلمانی» معرفی کردند. اما ارزشهایی که مرتب به آن اشاره میکنند هیچ گاه از تکرار سه جمله «سکولاریسم»، «حقوق بشر» و «تمامیت ارضی» فراتر نرفته است. نه قانون اساسی پیشنهادی در کار است و نه حتی برنامه ای برای تدوین آن. کار ایشان به جایی رسیده است که فراخوان ۱۶ ماده ای ایشان نخست به پنج ماده و اینک به سه اصل پایین آمده است.

در آخر برای اینکه پایبند هیچ کدام از گفته های خود نباشد هر حرکتی را موکول و مشروط به گردهمآیی یک شورای رهبری میکندد. شورایی که بی شک باید از کسانی همآنند خود ایشان تشکیل شود که در تمام عمر سیاسی و مبارزاتی خود حتی یک گنجشگ را هم از درخت جمهوری اسلامی نپرانده اند.

پرسش ما از ایشان و هواداران ایشان که اخیرا لقب «رضا کورش پهلوی» را نیز به ایشان دادهاند این است که:

  • صرف نظر از کج اندیشی های ایشان در زمینه سیاسی، آیا فردی که نزدیک به ۲۰ سال پیش حدود ۱۸ هزار هوادار در شهر لس آنجلس در یک استادیوم ورزشی به پیشوازش می آیند و امروز مجبور است از این استودیو تلویزیونی به آن اتاق پل‌تالک برود تا صدایش شنیده شود میتواند عامل وحدت ایرانیان باشد و یا اینکه خود عامل اختلاف است؟
  • آیا فکر میکنید فردی که کتابهایش را نخست به زبان بیگانه مینویسد و سپس یک عاقبت به خیری، آن را باید به فارسی ترجمه کند، پیام مهمی برای ایرانی ها دارد؟
  • آیا فکر میکنید فردی که خود شایع میکند که «آمریکایی ها نمیگزارند من فعالیت کنم»، توانایی رهبری حتی یک دسته سینه زنی را دارد؟

برنامه رادیو تندر ۳ امرداد ۶۳۷۴ برابر با ۲۵ ماه ژولیه ۲۰۱۰

شرکت کنندگان در این برنامه: جمشید شارمهد، گژدم و دکتر اعتمادی.
[1], [2], [3], [4], [5], [6], [7], [8], [9]

لینک این برنامه در سرویس اینترنتی USTREAM

آخرین پیام تلفنی بیژن عباسی، چند دقیقه قبل از انفجار گور خمینی.

در باره جناح القاعده ای در جندالله و برخورد با روندهای آشوبگرانه و ضد ملی آن.

مشترک دیدگاهها بشوید

6 دیدگاه

  1. مرگ بر تندر
    مرگ بر انجمن پادشاهی
    مرگ بر همه تان باد کثافتهای بی همه چیز

  2. تنها سوالی بنده اینست که منتقد ارجمند آقای جمشید شارمهد چه کسی را لیاقت رهبری ایرانیا میدانند. سپاس از راهنایی

  3. من طرف این ها نیستم ولی شما هم کدام طرفین چرا دید گاه من را که دیروز نوشتم همراه با سوال پاک کردین؟

    پاسخ:
    یار گرامی دیدگاه شما پاک نشده است. بلکه تا زمان تایید و پاسخ مدیر سایت پنهان میماند. اما پاسخ شما در باره آینده ایران، بخش بزرگی از فعالیت و تلاش انجمن پادشاهی معطوف آینده ایران و شیوه کشورداری آن است که انجمن پادشاهی در بدو تشکیل خود نخست به دنبال پاسخ دادن به این پرسش که ما ایرانی ها در آینده باید بر اساس کدام قوانین و روشها زندگی کنیم، بوده است.

    نتیجه این تحقیقات در یک سند ۴۹ برگه ای به نام «آیین ریشه ای» گردآوری شده است که در حقیقت پیشنهاد قانون اساسی برای آینده ایران است.

    به صورت کوتاه «آیین ریشه ای» یک پادشاهی را به سبک نیکانی ما معرفی میکند که با تکیه بر این آیین، کشور ایران به صورت انجمنی و رايزني ادراه میشود. پادشاه نهادی است در پدافند مردم و در مقابل دولت و نه بخشی از دولت. مجلس مرکزی، از نمایندگان مستقیم مردم تشکیل شده است. كه فرد فرد مردم در اين پادشاهی از برابری آموزش رايگان، اقتصاد همسان، پزشگی رایگان، آزادی های اجتماعی, آزادی كامل بيان و نوشتار، آزادی انديشه و گزينش باور برخوردار میباشند.

    آئين ريشه ای با خرد كردن، و قدرت دادن وزارتخانه های كليدی بين مجلس و نخست وزير، پیشگیرنده ايجاد هر نوع خودكامگي می شود. در سایه این آیین است که فرد فرد مردم قادر خواهند بود از طریق انجمنهای محلی، در تایین سرنوشت خود شریک باشند.

    برای مطالعه و آشنا شدن بیشتر با بحث ها و نظرات در این باره به بخش آیین ریشه ای نگاه کن.

  4. برای اینده ایران چه تصمیمی گرفته اید؟ از نظر شما ها

  5. درود بر انجمن پادشاهی ایران تندر این رضا پهلوی دوم بهتره بره غاز بچرونه تا مملکت داری و یک سوال از انجمن دارم که اگه پیروز شدیم بر این رژیم باز شاهنشاهی می شود یا رییس جمهور؟

  6. درود بر استاد بزرگوار فولادوند و درود بر پوینده راه استاد و آزادی جمشید شارمهد دلاور درود بر شرف انجمن پادشاهی ایران.
    رضا پهلوی دوم ننگ خانواده پهلوی است و ابروی رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه را به باد داده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*