تیرگان بر همگان خجسته باد

تشتر (ماه تیر) در اساطیر ایران باستان الهه باران است  در آرزوی باران و سرسبزی باشیم.

مراسم پیر نارسته

سپندارمذ تا روز آذر در ماه تیر برابر با دوم تا ششم تیر ماه

نارستانه ، نام نیایشگاهی در حدود سی کیلومتری شرق شهر یزد میباشد که زرتشتیان از روز سپندارمذ در ماه تیر تا روز آذر ایزد وتیر ماه برای نیایش کردن ، با هم بودن و شادی کردن به آن محل میروند.

این نیایشگاه در داخل دره ای کم عمق جای دارد که سه طرف آن را کوه هایی که کم ارتفاع در بر گرفته است.

تا مدتی پیش برای رسیدن تا نیایشگاه ، پس از پارک کردن اتوموبیل ها ، باید قسمتی از راه را ، در لابه لای کوه ها پیاده بالا می رفتند.

اکنون این مسیر بهسازی شده است.

در کنار جایگاه اصلی پیر نارستانه ، چشمه ای وجود دارد که اب آن از ذخیره کردن بارندگی ارتفاعات  پیرامون در استخر آن سوی پیر  تامین میشود.در محل اصلی نیایشگاه ، درختی از مورد رشد کرده  که شاخه های ان از ساختمان خارج شده و منظره دلنشینی را پدید آورده است.

برخی از زرتشتیانِ باورمند بر این باورند که این زیارت گاه محل درگذشتن و جانباختن شاهزاده اردشیر ساسانی است.

زرتشتیان، از شهر یزد و روستا های پیرامون آن و از استانهای دیگر به مدت  پنج روز در این نیایشگاه حضور می یابند و با نیایش خود ، اهورامزدا را ستایش و به روان و فروهرِ جان باختگان راه میهن و ارزش های نیک انسانی درود میفرستند.سرپرستی این نیایشگاه نیز بر عهده انجمن زرتشتیان مریم آباد است.

گاهنبار میدیو شهم گاه

از خور تا دی بمهر از ماه تیر برابر با هشتم تا دوازدهم تیرماه

جشن گاهنبار دوم که در هر سال برگزار میشود میدیوشهم است.این گاهنبار از روز خور تا روز دی بمهر  در ماه تیر  «تشتر ماه» ، در گاهشماری زرتشتی است.

واژه اوستایی میدیو به چَم  « میان » و واژه شَمَه به چم  « تابستان » است.

که هر دو با هم به چَم « میان تابستان » می باشد.و از سوی در باور سنتی زرتشتیان دومین مرحله ی آفرینش از سوی اهورامزدا را یادآوری میکند که هنگام  پدیدار شدن آب در  هستی است.

زرتشتیان مراسم گاهنبارمَیدیوشَهِم را در روزهای یاد شده هر سال با همان شیوه و تدارکاتی بر پا میدارند که در آیین گاهنبار چَهره پیش نیز به آن اشاره شد.

برخی از زرتشتیان که در روستا ها زندگی میکنند در خانه خود و به شیوه گذشتگان ، گاهنبار برپا میدارند و کسانی که در شهر های بزرگ زندگی میکنند ، این مراسم را در تالارهای بزرگ بر پا میدارند و با داد و دَهش و نیایش از داده های اهورامزدا سپاسگزاری میکنند.

روز تیر از ماه تیر برابر با دهم تیر ماه هر سال

سیزدهمین روز در هر ماه زرتشتیان تیر یا تِشتَر نام دارد هر سال و در ماه تیر هنگامی که روز تیر فرا میرسد آن روز را به نام تیرگان جشن میگیرند.

تیر در زبان اوستا تیشتریَه و در پهلوی تِشتَر نام دارد.

در ادبیات اوستایی غیر از گاتاها تشتر یا تیر نام ایزدی است که به باریدن باران کمک میکند همچنین در باوِر ایرانیان نان ستاره ای است که هر گاه در آسمان پدیدار شود مژده باریدنِ باران را می دهد.

گروهی این جشن را یادگار پیروزی ایرانیان بر تورانیان می دانند، بدین روایت که در زمان پادشاهی منوچهر ، پس از اشغال بخشهای زیادی از سرزمین ایران توسط سپاه افراسیاب قرار آشتی بر این گذاشته شد که از سوی سپاه ایران از خطه ی تبرستان تیری رها گردد و در هر جا بر زمین فرود آید،مرز ایران و توران مشخص شود.

بنا بر این آرش ، جوانِ دلیر ایرانی ، جان بر کف و با تمام توان  تیری را از کمان رها ساخت. این تیر در باور استوره یی توسط ایزدِ باد همراهی شد و در کنار رودخانه ی جیحون بر درختی نشست و مرزِ ایران و توران را مشخص کرد.

بنا به روایتی دیگر در زمان ساسانیان و پادشاهی فیروز ، هفت سال در ایران خشکسالی روی داد . مردم نا گزیر روی به دشت و بیابان آوردند و با نیایشِ خود از پروردگار در خواست باران کردند.پس از چندی،بارش باران شروع شد و ایران از خشکسالی رهایی یافت.از آن سال به بعد ایرانیان در چنین روزی به یکدیگر آب می پاشند و شادی میکنند.

اکنون زرتشتیان جشن تیرگان را با شکوه و شادمانی ویژه یی بر پا می دارند.

در شهر کرمان و بم این آیین را تیر و جشن نیز می گویند.روز پیش از جشن تیرگان،با شکوه و شادمانی تمام،خانه و بیرون آن را با آب و جارو تمیز می کنند.همه ی اهل خانه،سر و تن خود را شستشو داده،لباس نو می پوشند و به سر خوشی و شادی می پردازند.

پس همه از پیرو جوان،نخ و تیرو باد را که از جنس ابریشم نازک و مجموعه ای از نخ های هفت رنگ را به هم تابیده که این به نشانه ی رنگین کمان است،به مچ دست می بندند.این نخ را در کرمان و بم تیرو می گویند.این نخ دبه هم تابیده را در روزجشن تیرگان به مچ دست و گاه به انگشت دست می بندند و آن را تا روز باد به دست دارند.

در روز باد (ده روز پس از تیرگان)نخ ابریشمی هفت رنگ را از دست باز میکنند ، در جای بلندی مانندِ پشت بام می ایستند و آن را به باد میدهند ، تا گذرِ تیر آرش را به یاری ایزدِ باد را یادآوری کنند.

در کرمان این کار را باخواندن چامه «شعر» زیر انجام میدهند.

تیر برو باد بیا           غم برو شادی بیا

محنت برو روزی بیا   خوشه مرواری بیا

از بامدادِ روزِ جشنِ تیرگان ، زرتشتیان به ویژه جوانان می کوشند به هر شیوه ممکن ، به یکدیگر شادمانه آب بپاشند.

از این روی ، کسانی که در روستا ها زندگی می کنند به کنار چشمه ها یا جوی آب روان می روند و با شادی بیشتری ، به یکدیگر آب می پاشند.

در شهر های بزرگ ، برخی از خانواده ها به خارج از شهر میروند ، محلی که در آن ، آبِ فراوان تری وجود داشته باشد و امکان آب پاشی بیشتر و آزادانه را برای آنان فراهم تر نماید.

چَکُ دولَه

یکی از مراسم روز جشن تیرگان ، فال کوزه است که زرتشتیان  به آن «چَکُ دولَه» میگویند.زرتشتیانِ یک روستا یا محله ، روزِ قبل از جشن تیرگان ، دوشیزه خُردسالی را بر میگزینند و کوزه سفالی سبز رنگ و دهان گشادی به او میدهند که دوله نام دارد.او این ظرف سفالی را از آبِ پاکی که بیشتر از سرچشمه قنات بر می دارند ، پر میکند ، سپس یک دستمال سبز ابریشمی  را بر روی دهانه آن انداخته و گره میزند.آن گاه دوله سفالین را به نزد تمام کسانی میبرد که آرزویی در دل دارند  و مایلند در مراسم چَکُ دولَه شرکت نمایند.

جسم کوچکی مانند انگشتر ، گوشواره ، سنجاق سر ، موگیر ، سکه ، ومانند آنها را در آب دوله بیاندازند.

آن دختر ، دوله را به زیر در ختی همیشه سبز  چون: ،مورد و سرو میبرند و در آن محل به حال خود وا میگزارد.

در روز جشن تیرگان و پس از پایان آبریزان ، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته به نیست و آرزویی داشته اند در محلی گر هم می آیند.

دوشیزه یاد شده دوله را از زیر درخت همیشه سبز به میان جمع باز میگرداند.در فال گیری به روش چک دوله ، بانوان بیشتر  شرکت دارند و سالخوردگان که بیشترین حضور و مشارکت را دارند با صدایی بلند و به نوبت دو بیتی هایی را که به یاد دارند باز می سرایند.

سپس دوشیزه ی  خردسال ، در پایان سُرایش هر دو بیتی ، دست خود را به درون دوله فرو می برد و به دلخواه ، یکی از چیزهای داخل دوله را به بیرون می کِشد ، به این ترتیب صاحب آن جسم کوچک متوجه میشود که شعر و بیت خوانده شده مربوط به خواسته « نیت » ، و آرزوی او بوده است.

مراسم پارس بانو

روز مهر تا روز و ورهرام در ماه تیر برابر با سیزدهم تا هفدهم تیر ماه

نیایشگاه بانوی پارس در باور برخی از زرتشتیانی که باور سنتی  دارند ، محل جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس به نام خاتون بانو بوده است.

این نیایشگاه در فاصله یکصد و بیست کیلومتری شمال غربی شهر یزد ، در جنوب عقدا و در درون دره ای از کوهستانهای این خطه به نام زرجو واقع شده است.

چند روستای کوچک نیز در نزدیکی نیایشگاه بانوی پارس وجود دارد.ساکنان این آبادی ها با آب چشمه ای که از کوهستانهای آنجا می تراود ، به کشاورزی می پردازند .

زرتشتیان ، از روز مهر تا ورهرام در ماه تیر «تشتر» ، همچون استقبال از بقیه نیایشگاه ها در این مکان نیز حضور می یابند .

بنای اصلی نیایشگاه که در کنار مسیر رودخانه فصلی ساخته شده است ، به صورت گنبدی از کاشیکاری به رنگ سبز و با نماد سرو شکل گرفته است.در دامنه ی کوه روبه رو ی نیایشگاه خیله هایی ساخته شده تا خانواده ها در هنگام نیایش در پارس بانو ، برای سکونت موقت از آنها استفاده نمایند.

مراسمی که زرتشتیان در پارس بانو دارند نیز همانندِ آیینی است که در نیایشگاه های دیگر بر پا میدار ند و در گزارش پیر های یاد شده پیشین به آن اشاره شده است سرپرستی این نیایشگاه نیز بر عهده ی انجمن زرتشتیان شریف آباد است .

فرجام یافت به شادی و پیروزی

تیرگان بر همگان خجسته باد ایدون باد ایون ترج باد.

دی بآذر روز از تِشتَریا ماه 3748 زرتشتی

موبد مانترانو

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*