دو هفته خبر از نگاه پرساوش

عدم اعلام تظاهرات از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی واکنش هایی را در افکار عمومی جنبش سبز و نیز در یاران به همراه داشت از دیدگاه بنده حرکتی بود درست و به جا. نخست این که خطر را از خودشان دفع کردند. این کاری که کردند بسیار خوب است چون تظاهرات را به ضرر نیروهای سرکوبگر فرسایشی می کند. وقتی نمی توانید امنیت تظاهر کنندگان را برقرار کنید قطعا فراخوان هم نمی دهید. شرکت در نبردی که شکست در پی دارد هم درست نیست. در ضمن تظاهرات اعلام نشده فوایدی دارد که آنها را در نوشتار پیشین بیان داشتم و آن را درمورد همین 22 خرداد نوشته بودم و یک هفته پیش از بیست و دوم در تارنما آمد در بخش آموزشی تارنمای تندر میتوانید پیدا کنید می فهمید تقریبا همان شد که من میخواستم.

درباره برنامه ی 23 خرداد نیکدل گرامی مردم ایران را بی غیرت نامید. قابل توجه این یار گرامی نخست این که بهترین راه زدن اپوزیسیون نماها رسوا کردنشان در رسانه تندر است. ایشان مثال نا بجایی زدند فرانسوی ها پل ها را خراب کردند و همه چیز را خراب کردند، قطعا در زمان مناسب نیروهای مردمی هر آن چه مورد استفاده دشمن باشد هدف قرار خواهند داد. نمونه های موفقی از این یورش ها در عملیات گروه جند الله وجود دارد که در زمان حضور گسترده ی سپاه در بلوچستان انجام گرفت. حضور ددمنشانه ی سپاه در بلوچستان ایران زمانی انجام شد که من با فعالیت های تندر آشنا نبودم و از دشمن چیزی نمی دانستم، اما آن چه برایم مسلم شد این بود که آن چه در بلوچستان کردند روزی در تهران با ما خواهند کرد و پس از کودتای انتخاباتی دیدیم چه شد. گفتنی است همه ی این جاکشان جمهوری اسلامی که دم از اصلاحات و آزادی می زنند در این مدت چشم خود را به این جنایات بسته بودند.
مردم ایران را بی غیرت ترین مردم نامیده بودید و درود بر شما باد که از جامعه انتقاد کردید.
من قشرهای جامعه ی کنونی ایران را مورد بررسی و مطالعه قرار دادم و به این نتیجه رسیدم که مردم از نظر خواسته های سیاسی در شهرهای بزرگ و نیز در کردستان وضع خوبی دارند. در شهرهای کوچک وضع خوب نیست. همین که طرفداران آیت الله منتظری به نشانه ی اعتراض در قم به خیابان ها ریختند این بسیار خوشحال کننده بود.
در خود تهران قشر بازاری هست که بر خلاف انقلاب اسلامی بسیار از فعالیت مدنی و سیاسی و اعتراض و اعتصاب به طور عام، فاصله می گیرد. بله. قشر بازار در دوران حکومت آخوندها به نوا رسید و بر خلاف صنعت و تولید که به نابودی چسبیده وضعشان خوب شد و بچه هایشان هم از فوتبال بازی کردن در کوچه با خودروهای نسبتا گران قیمت در بالای شهر میگردند. اکنون هم اگر آسمان به زمین بیاید حاضر نمی شوند که اعتصاب کنند و تعطیل کنند و به مردم بپیوندند اگر چه نق خراب بودن بازار را میزنند. در ضمن مردم طرفدار جنبش سبز به بازاریها دیدگاه بدی پیدا کرده اند.
از سوی دیگر، گسترش فقر و اعتیاد و به دنبال آن رشد طلاق و فحشا، کلاهبرداری و بزهکاری، نشان می دهد که جامعه ای داریم از نظر اخلاقی بیمار که در این سالها روز به روز تحلیل رفته و توانایی اعتصاب و مقاومت سرتاسری را آن ندارد و دشمن هم این را خوب میداند.
دشمن برای به فقر و بدبختی کشاندن جامعه و گسترش اعتیاد و نابودی فرهنگ ایرانی تلاش کرد، در برابر راه بیدار کردن چنین جامعه ای جنبش مدنی است که داشته ایم و بهای سنگینی را هم برای مبارزات خود داد و این جنبش مدنی اکنون بخشی از بدنه ی جنبش سبز را تشکیل می دهد.

دشمن به خوبی می داند که فعالیت مدنی از سه راه رسانه ها، سندیکاهای کارگری و دانشگاه ها انجام می گیرد. مواردی هم هستند که در این چارچوب نمی گنجند. دشمن هیچ گاه نایستاد که مردم به خیابان ها بریزند و آن گاه با باتوم و…تظاهر کنندگان را بزند. لحظه آغاز کشمکش ها بین مردم و رژیم از 22 خرداد 88 آغاز نشد بلکه باید برای دانستن چرا ها باید به چندسال پیش باز گردیم.
فعالان کارگری خوب کار کردند. رسانه ها و روزنامه هایی که آزادی محدود داشتند پیش از همه و در دوره ی دوم خاتمی قربانی شدند. دانشگاه یک بار دهه های پیشین انقلاب فرهنگی به دست همین فاشیست های دفتر تحکیم وحدت انجام شد. همین دفتر تحکیم وحدت موازی شما و رقیب و مزاحم شما خواهد بود اگر بخواهید در دانشگاه فعالیت کنید که قابل تحمل است موردی که غیر قابل تحمل است این است که شبکه ای از خبرچین بسیجی در دانشگاهها وجود دارد و اضافه بر آن وزارت اطلاعات دانشگاه ها را زیر فشار شدید گذاشت
اینترنت در همان زمان خاتمی فیلتر شد. این فیلترینگ همراه با شنود و دستگیری به آن صورت که امروز هست نبود به هر روی پایه ی آن در آن دوران گذاشته شد.
همین دوران طلایی آقای خاتمی که اصلاح طلبان به آن می نازند شامل این بگیر و ببندهاست و خجالت هم خوب چیزیست چون همه چیز را دو دستی به باند خامنه ای دادند.
امروز امثال مجید توکلی که یک دور مورد سو استفاده و شکنجه ی جسمی جلادان اطلاعات قرار می گیرد، یک بار هم مورد سو استفاده ی تبلیغاتی شیرین عبادی ها و باطبی ها و افراد کثیف موجود در فعالان حقوق بشر قرار می گیرد و با این مثال ها می بینید که یک دور رژیم پوست شما را می کند و یک دور هم همین تشکیلات تو سری خور هستند که در قالب حمایت آن چه از شما مانده می کنند. فعالان دانشجویی و جنبش سبز در زندان که از نظر اعتقادات، خودسازی، ارزش مبارزاتی و آگاهی شاید یک دهم من و شما ارزش ندارند و اصلا برای ما عجیب است که چرا این دیو صفتان بچه های معصوم را می گیرند و شکنجه می کنند.
نتیجه اش هم می شود احمد باطبی که هر چه جلادان رژیم او را شکنجه کنند باز نمی فهمد که حق گرفتنی است حق دادنی نیست، می آید در صدای امریکا و به دانشجویان می گوید صنفی کار کنید، فقط به وضعیت غذای دانشگاه اعتراض کنید… در ایران هیچ کاری نمی شود کرد… و بدتر از همه می گوید حاضر است شکنجه گرانش را ببخشد. از وقتی شنیده ام که آقای باطبی زن گرفته، برای پدر زنش واقعا احساس تاسف می کنم چون مرد باید غیرت داشته باشد. داشتیم درباره غیرت حرف میزدیم مگه نه!؟

خوشبختانه امروز جنبش سبز فضایی ایجاد کرده که از دمکراسی، سکولاریسم و آزادی بنیان اصلی آن را شکل داده و ما نیز در آن سهم داشتیم. اگر پس از استاد فولادوند، فاضلی و مشیری بدون هیچ ارتباطی با ما اسلام را کوبیدند این نتیجه ی تلاش های ماست. اگر ایرانی به فرهنگ خود بازگشته نتیجه تلاش های ماست.
مشکلی که جنبش سبز دارد سر در گمی است. افراد فعال در آن معمولا چریک و جنگجو نیستند و تحت اثر عملیات روانی دشمن از جمله ارعاب قرار می گیرند و نیز فریب عده ای را میخورند که خود را مخالف جمهوری اسلامی و گاهی هم خود را اپوزیسیون میدانند.

اگر دنبال بی غیرت ها می گردید در اپوزیسیون دنبالش بگردید. بازماندگان رژیم شاه و خیانت پیشگانی که تحت هر نامی، جبهه ملی، توده و … ایران را به دست خمینی گجستک دادند به اضافه ی افراد نسبتا روشنفکر که از جمهوری اسلامی جدا شدند همه دست به دست هم داده جریان فکری مریضی را به راه انداخته اند و آن چیزی نیست جز رویکرد موالی گری و سر تسلیم فرود آوردن در برابر رژیم آیین تباهی به اضافه کاسه لیسی و کیسه کشی برای امریکا و غرب. من اپوزیسیون بیرون از محدوده ی فکری تندر و جریان بر انداز را بی غیرت ترین، فاسد ترین و آشغال ترین اپوزیسیون می دانم.
ببینید با ما چه کردند ما زمانی آغاز کردیم که خلأ شدید در اپوزیسیون وجود داشت…همین سلطنت طلبها که سنگ شاه را به سینه می زنند و کانال ماهواره ای دارند، پول دارند همه چیز دارند، ما تنها گروهی بودیم که در ایران نیرو داشتیم و آنها میتوانستند حد اقل با همکاری با بخش رسانه ای (رادیو تندر) به آرزوهای شاه اگر آنان چنین آرزویی دارند نزدیک شوند. آقای رضا پهلوی که بردیا او را رضا دیبا می نامید و امروز کدبان جمشید نمی دانم چه هاله ی نوری در او دیده که او را شاهزاده رضا پهلوی می نامد، آیا نیم نگاهی به ما دارد؟ نه، بلکه از ما فاصله می گیرد که مبادا مقاله ی روزنامه ی امریکایی او را مورد اشاره قرار داده باشد. او از درگیر شدن در این بازی به شدت می ترسد.

داریوش همایون و حزب مشروطه اش در برابر ما چه کردند؟ داریوش همایون را نه رقیب و دشمن انجمن پادشاهی بلکه پیرمردی کودن و خرفت می دانم که فکر می کند پیام های الکترونیکی جای فرود فولادوند را گرفته و این پیام های الکترونیکی از سوی تندر حرف می زنند، همچنین نمی داند که جاسوسان رژیم هم از همین پیام های الکترونیکی به همین شکل که ما استفاده می کنیم آنها نیز استفاده می کنند ولی آنها از فنون جدید بی خبرند. در ضمن آن قدر نادان است که 2 ماه پیش از راه افتادن جنبش سبز می گفت مردم انقلاب نمی خواهند و اصلا هر سخنی که از دهان این شخص بیرون می آید مایه ی تمسخر و خنده ی من می شود. اگر سازمانهای اطلاعاتی رژیم کوشش های بسیار می کند تا برای اپوزیسیون انگار آفرینی کند بدون هیچ کوششی می تواند از خامی این افراد بهره جوید و هر حرکت جدی صورت گرفت آنها را به این حرکت جدی، بدبین بگرداند. پس دقت کنید آقای داریوش همایون زمانی می گفت مردم انقلاب نمی خواهند که در همان زمان کودتا داشت در اتاقهای طراحی عملیات اطلاعات سپاه و بیت رهبر مفعول برنامه ریزی می شد. جالب این است که این فرد خود را دبیر کل و رییس حزب مشروطه می خواند و اگر یک حزب این قدر آگاهی پایین داشته باشد کارش ساخته است. جالب این که این سفیه طرفدار مشروطه یک برگ از تاریخ مشروطه را نخوانده، جریان مشروطه در برابر استبداد صغیر دست به اسلحه برد.

از اپوزیسیون بدتر رسانه های بیگانه هستند و مزد بگیرهایی که نقش ژورنالیست را بازی می کنند ولی مزدور و مزد بگیر هستند و میتوانید واژه های ژورنالیست و دکتر و فعال حقوق بشر را به همان شیوه که بردیا تلفظ می کرد بخوانید. این افراد روی جنبش مدنی و دانشجویی نفوذ زیاد دارند و از چاپلوسی و چرب زبانی و نیز گسترش انحرافات به جای انتقاد سازنده با این نفوذ رسیده اند. که همه ی این مجموعه در همکاری تنگاتنگی که دارند در لحظه ی حساس وارد می شوند و مطالبی که عنوان می کنند به عامل عملیات روانی جمهوری اسلامی بیشتر شباهت دارد تا یک رسانه ی خبری.
رادیو فردا همواره ارگان اصلاح طلبان بوده و اگر یکی از آخوندهای دست سوم اصلاح طلب بادی از شکمش بیرون بیاید  همه صدای ملکوتی آن را پژواک می دهند. مساله ی پیش پا افتاده ای مانند بهم زدن سخنرانی حسن خمینی که خود از دشمنان این آب و خاک است را چنان بزرگش می کنند که حسن خمینی از آقا زادگی و رانت خواری یک شبه تبدیل به قهرمان ملی میشود. همین پدیده درباره ی آخوند هاشمی رفسنجانی روی داد. از همان تبلیغاتی که درباره ی پدربزرگ اهریمن تبار حسن خمینی در بی بی سی میشد. با خود فکر کرده اید چرا درباره ی حسن خمینی و سخنانش و به هم خوردن سخنرانی در مجموع ساعت ها برنامه در این رسانه ها تهیه شده است، اما هیچ یک، حاضر نیستند 60 ثانیه درباره ی این که بردیا که بود سخن بگویند یا 60 ثانیه از سخنان بردیا را پخش کنند.
رادیو فردا مرتب از تشکیلات تو سری خور اصلاح طلبی (مشارکت و مجاهدین انقلاب) نام می برد با این که حزب مشارکت که خود را حزب و مجاهدین انقلاب که خود را سازمان میخواند روی هم رفته امروز به جرات می گویم، نه به اندازه ی تندر عضو دارند و نه به اندازه ی تندر هوادار دارند.
به سراغ صدای امریکا می رویم، چرا این روزها جو همه ی این رسانه های بیگانه یک فضای کاملا اسلامی هست، آیا دقت کرده اید سردبیر صدای امریکا یک جوان بچه آخوند است که قیافه اش داد میزند که تا حالا یک کتاب هم درباره تاریخ و فرهنگ ایران نخوانده است، یک بچه آخوند، صدای امریکا، آن هم در امریکا که همه ی ایرانیان مقیم امریکا سکولار هستند. آیا دقت کرده اید مطالب درباره فرهنگ ایرانی در رسانه های بیگانه تا حد زیادی به ویژه در این مدت  فیلتر می شود؟ رژیم از بردن نام تندر هراس بسیار داشت. اگر دو یار ما را محاکمه می کنند پس باید حتما نقشه ای برای حمایت از این محاکمه در پیکر عملیات روانی بر ضد تندر کشیده باشند. از این رو مدعی جعلی انجمن پادشاهی را می آورند در صدای امریکا و در جلوی روی همین مدعی می گویند انجمن پادشاهی گروه مزخرفی هست طرفدار هم ندارد!!
چرا افرادی که در صدای امریکا می آیند و به جای انجمن پادشاهی بهشان دیکته می شود که نام سلطنت طلب را به کار گیرند و در سخنرانی 14 خرداد از خامنه ای مفعول باز همین واژه ی سلطنت طلب را می شنویم. آیا شک نمی کنیم به کار بردن واژه ی سلطنت طلب به جای تندر در یک جا ساخته و پرداخته شده؟ من هیچ مدرک ارزشمندی از ارتباط مستقیم جمهوری اسلامی با صدای امریکا ندارم، اما این شباهت ها از کجا می آیند
چرا در شب عاشورای خونین،طبرزدی و نوری زاده ی مزدور را می آورند تا از مبارزه ی مسلحانه را محکوم کنند؟ چرا اینها استدلالی برای باورهایشان نمی آورند و از همه مهمتر، چرا در شب پس از عاشورا؟
چرا پس از اعدام 5 نفره، به دنبال بیانیه ی انجمن پادشاهی که اعدام و کشتار را جزو طبیعت اسلام نامید، پسر آیت الله شریعتمداری فقید را با همه ی حسن نیتی که دارد، می آورند که بگوید اسلام خوب است؟
تمام جریان آتش زدن عکس خمینی که آقایان گفتند اطلاعاتی ها این کار را کردند همه اش دروغ بود. همه ی ما می دانیم چه قدر خمینی گجستک نزد آزادیخواهان منفور است.

پس می بینید که جمهوری اسلامی به هیچ وجه تنها نیست و دور و بر خود عوامل جنگ روانی و رسانه هایی دارد که اعتماد جامعه مدنی را تا حد زیادی جذب کرده تا از شکل گیری افکار سازنده و خطرناک برای جمهوری اسلامی جلوگیری کنند.

بر قرار باد آیین ریشه ای، پاینده ایران، کوبنده تندر
پرساوش

Tags: 

Comments are closed.