سرانجام «سازگار»ی و «مخمل باف»ی

خیابانها در کنترل نیروهای براندازاست اما تئوری پردازان سنتی کتک خوردن را یک فروزه ایرانی میشمارند.

خشونت آشکار رژیم چه از سوی سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، سیاستی است که نزدیک به سه دهه بدون وقفه اجرا میشود. در این مدت رژیم اسلامی ددمنشی و از همه مهمتر دریدگی (و نه مشروعیت) خود را بیش از اینکه مدیون نیروهای مزدبگیر سرکوبگر خود باشد، وامدار سیاستمدارانی هست که به عنوان مخالف، مردم را در مقابل این دد‌خویان از نظر فکری خلع سلاح میکنند.

ما در این چند دهه در مقابل تئوری پردازانی که کتک خوردن و سرفرود آوردن در مقابل دشمن را نوعی فروزه ایرانی معرفی میکردند روبرو بودیم. این دسته از افراد به اندازه کافی در بین مبارزین هوشمند ایرانی بی آبرو شده‌اند.

آقایان سازگارا و مخمل باف مبارزه «دمکراتیک» و یا بدون خشونت را به سه دلیل کاملا بی اساس تجویز میکنند:

میگویند: ۱– کسی که با خشونت به قدرت برسد تبدیل به دیکتاتور بعدی میشود. و کسی که با روشهای مسالمت آمیز به قدرت میرسد پایدارتر میماند.

گرچه نظر فوق میتواند یک هشدار برای مبارزین از جان گذشته باشد که پس از پیروزی برای ریسک بالای خود طلب دستمزد بالا را نیز میکنند. اما استدلال یاد شده از سوی این آقایان تنها در گذشته در مورد جریانهایی دیده شده است که پیشاپیش جریانهای توتالیتر و عمدتا کمونیستی بوده اند. مانند بلشویکها در روسیه، فیدل کاسترو در کوبا و مائو در چین و خمرهای سرخ در کامبوج که همه آنها به دنبال استقرار حکومت خشن با هدف دیکتاتوری پرولتاریا بوده‌اند.
در صورتی که ما میبینیم در مبارزات پارتیزانی اروپای جنگ جهانی دوم، نتیجه هیچ کدام از آنها منجر به استقرار دولتهای زورمدار نشد. بلکه امروزه ما میدانیم که وجود دمکراسی های اروپایی را ما، مدیون هم آن مبارزات خشن و جانانه با فاشیسم هیتلری هستیم.
استقرار یک دیکتاتوری قبل از اینکه بستگی به شیوه رفتار مستقرکنندگانش داشته باشد وابسته به خواست و هدف آنهاست، کما اینکه ۳۰ سال پیش در میهن ما حکومتی به شیوه مسالمت آمیز (ارتش خود را بی‌طرف اعلام کرد و مانند سپاه به جان مردم نیفتاد) به قدرت رسید که امروزه تبدیل به ددمنش‌ترین و ضد انسانیترین حکومتهای جهان شده است.

باز میگویند: ۲- مبارزه بدون زور و خشونت انسانی تر است و تلفات انسانی کمتری را از هر دو طرف میگیرد.

در مبارزه واقعی دو طرف همیشه اعمال زور میکنند و هر طرف میخواهد طرف دیگر را از میدان به در برد. هر رهنمودی تنها از این زاویه بررسی میشود که آیا این شیوه نیروهای ما را به پیروزی میرساند یا نه. کسانی که از این ابتدایی ترین قوانین مبارزاتی بی اطلاع هستند بهتر است سکوت اختیار کنند و جان مردم را به مخاطره نیندازند. برآورد «تلفات کمتر انسانی» کاملا بی اساس است. در مبارزات ملی تنها زمانی که با تمام نیرو جلوی آدمکشان را بگیری میتوانی «تلفات انسانی» را پایین بیاوری. آقایان شما ۳۰ سال است که دارید اجازه میدهید «تلفات انسانی» از یک «طرف» یعنی از سوی مردم میهن ما آزادانه افزایش بیابد.

و باز میگویند: ۳– در روشهای خشونت آمیز رژیم با پول و سپاهش قدرتمند تر است اما در زمینه مبارزه «دمکراتیک» (و یا مسالمت آمیز) ما زورمان بیشتر است. محاسبات «استراتژیک» به ما میگوید که با روشهایی وارد صحنه نبرد بشویم که بالاترین قدرت را داریم.

آیا فکر نمیکنید که با این رهنمود شما به سپاه و بسیج امان میدهید که آنها بدون اینکه حتی از این «پول» و «زور و قدرت رزمی» خود استفاده کنند در جنگ پیروز شوند؟ واقعیت امر این است که مبلغان این نظریه با هر «زور» و «خشونتی» مخالف نیستند. بلکه تنها با آن خشونتی به مخالفت میپردازند که از سوی مردم علیه دولت جنایتکار اجرا میشود. آقایان ما از شما میپرسیم: آیا شما حاضر هستید برای قانون اساسی‌ای مبارزه کنید که در آن به شهروندان خود حق داشتن سلاح را میدهد؟ و یا اینکه کماکان مانند سالهای ۵۷ فکر میکنید ملت ایران شعور داشتن سلاح را ندارد و تنها سپاه پاسداران است که جایز به داشتن سلاح است؟

پیشبینی ما این است که حرکتی که آقایان «خاتمی»، «سازگارا» و «مخمل باف» معرفی میکنند پیش از اینکه شکل بگیرد در حال فروپاشی است زیرا راهی که آنها پیشنهاد میکنند بر اساس دید واقعگرایانه نیست و ریزش خواهد کرد. بخشی از آنها سرخورده خواهند شد و اما بخش دیگر آن را ما باید در محاسبات خود در نظر بگیریم و جذب کنیم.
علاوه بر آن رویدادهای اخیر نشان میدهد که جناحهای گونه‌گون حکومتی و خارج از حکومتی کوشش میکنند از خروش مردم به عنوان عامل فشار در معاملات خود استفاده کنند. در صورت عدم موفقیت در معاملات به راحتی یک جناح میتواند جناح دیگر را سرکوب و نابود کند.

هموندان انجمن پادشاهی باید این معادلات را نقش بر آب کنند به گونه‌ای که:
۱- نیروهای خود را برای ضربه زدن به بدنه سپاه و بسیج به کار برند.
۲- قدرت خود را در محلات گسترش دهند و انجمن های محلی را تقویت کنند. افراد سپاهی و بسیج در محلات بی دفاع هستند. فشار باید تا جایی بالا برود که خانواده سپاهی‌ها به اردوگاه‌های امن منتقل شوند.
۳- از تمرکز نیرو در مناسبت های از پیش مشخص شده که رژیم آمادگی کامل را دارد پرهیز کنند. و تنها زمانی در این مناسبتها شرکت کنند که نوید افزایش نیرو و سربازگیری داده میشود. قدرت انجمن پادشاهی در این است که از انجمن های پراکنده تشکیل شده است و میتواند در مکانی که رژیم نمیداند و در زمانی که رژیم اطلاع ندارد، دست به حملاتی بزند که رژیم آمادگی مقابله با آن را ندارد.

بقیه رهنودهای مبارزاتی را از فایلهای صوتی این برنامه بشنوید، بیآموزید و به دیگر یاران نیز بدهید. بنا به خواست یاران و با توجه به آهستگی اینترنت در روزهای آینده این فایل‌ها به صورت پیوست با ایمیل فرستاده خواهد شد. اسناد «هنر جنگیدن» را نیز مطالعه کنید و فعالیتهای انجمنی خود را در پرتو آنها اصلاح کنید.
نتیجه پیروزی انجمن پادشاهی، استقرار آیین ریشه‌ای در آریابوم ما ایران است. نتیجه شکست آن استقرار یک جمهوری مریض و درمانده، مانند جمهوری اسلامی عراق است. ما بهترین موقعیت را داریم که با درایت ایرانی این نبرد را به سرانجام برسانیم.

یکشنبه ۶ دی ۶۳۷۳
جمشید، کژدم

فایل های صوتی برای دانلود {ویژه اینترنت با توان پایین}:
[1], [2], [3], [4], [5], [6], [7], [8], [9]

[فیلم این برنامه]

Tags: ,
مشترک دیدگاهها بشوید

یک دیدگاه

  1. درود بر خسروپرویز خدای جهان و درود برشما تکاوران تندر . روزی خواهد رسید که این اهریمنان تازی پرست را نابود کرده وایران زرتشت را آزاد خواهیم کرد و بار دیگر بر جهان تسلط می یابیم و یک نظام ایرانی بر پا خواهیم کرد نه آن نظامی که شما در اندیشه دارید (نظام که زیر ستطه غرب باشد) نظامی که ما در اندیشه داریم ضد جهانی و خدای جهانیان خواهیم شد تا چون نیای خویش خسرو پرویز بر جهانیان تسلط بیابیم .
    شما بازیچه ای بیش نیستید . پدرود

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

*