در باره گاف های رژیم

داستان از یک شب زیبای فروردین ماه آغاز شد شبی زیبا برای ما و شبی بس سخت برای مزدوران و عمّال رژیم اسلامی.
امروز حدود ۷ ماه از عملیات انفجار حسینیه ی شیراز میگذرد. دیشب از اخبار تلویزیونی حکومت خبری شنیدم و این بهانه ای شد که مروری بر این چند ماه کنم.
اخبار انفجار با ساعتها تاخیر بالاخره از رسانه ی حکومتی پخش شد این اولین گاف اطلاعاتی آنها بود که حتی صدای طرفداران را هم در آورد زیرا ساعتها قبل تمام خبرگذاری های مهم جهان خبر را مخابره کرده بودند و از آن هم زودتر بیانه ی فرمانده کورش بر روی وب سایت رسمی «تندر» رفته بود و مسئولیت انفجار رسما به عهده ی بچه های «تندر» بود . تازه ماجرا آغاز شده بود و پشت هم گافهای حکومت داشت کمر وزارت اطلاعات و امنیتشان را میشکست ابتدا که موضوع نشتی گاز بود کمی بعد گفته شد که مهمات موجود در نمایشگاه منفجر شده کمی بعدتر موضوع جدی تر شد چون شیرازی ها حرف از خرابکاری میزدند و وزارت اطلاعات دیگر نمیتوانست موضوع را مخفی کند.
این آغاز مرحله ی دوم دورغها بود بیچاره وهابی ها و امسال آنها که بیخبر از هر کجا مدال افتخار به گردن آنها افتاده بود خلاصه بعد کلی کش و غوص گفته شد که سلطنت طلبها این حرکت قهرمانانه را انجام دادند از این طرف سلطنت طلبان بیچاره از ترس در حال موت بودند که دیگه بعد از کلی داد و فریاد که ما کردیم همه قبول کردند که بچه های «تندر» مزدورهای رژیم رو سر جای خودشون نشاندند.
وزارت اطلاعات که دیگه آبرو براش نمونده بود بعد از یه مدت طولانی اعلام کرد که 18 تا از بچه های مربوط به ماجرا رو گرفته که به محض این که موضوع پخش شد تندری ها بیانیه دادند که بابا ما همه سالمیم کسی خاک پای ما رو هم نمیتونه بگیره چه برسه به ما.
الان دیگه وقت این بود که وزارت اطلاعات بره توی لاک خودش و منتظر بمونه که مبادا یه حرف اشتباه بزنه و از یه طرف دیگه بچه های تندر یه دست گل دیگه تقدیمشون کنن برای همین خبری از محکومان تندر نشد تا همین شب پیش که بعد از هفت ماه اون 18 نفر تبدیل به 9 نفر شدند و اون نه نفر هم فقط 3 نفرشون به اعدام محکوم شدند.
حالا من خودم رو جای محسنی اژه ای میزارم و از خودم میپرسم که آخه بیچاره اگه میخواستی داستان بسازی چرا پس این همه ناهماهنگی بین بچه های خودتون بود چرا این همه گاف دادی اگه میخواستی اعدام کنی لااقل همه رو اعدام میکردی لااقل یه چندتا فیلم و سریال و دادگاه سوری درست میکردی لااقل چند تا شاهد و چند جلسه محاکمه جور میکردی که به مردم نشون بدی بعدش هم چهار تا دانشجوی بخت برگشته رو برمیداشتی میبردی شیراز در ملع عام دار میزدی.
خلاصه بعید نیست این آقای محسنی حرف منو گوش کنه و چندتا از این کارها رو هم انجام بده ولی هم من هم بقیه ی مردمی که یه کم توی این ماجرا بودن میدونند که نه حنای این بچه اطلاعاتی ها دیگه رنگی داره نه جنبش تندر بیدیه که با این بادها بلرزه.
پس حالا من با صدای بلند داد میزنم و میگم:

کوبنده تندر

روزبهان ۵۰۱۵۰
انجمن پادشاهی ایران – تهران

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*