پرسش و پاسخ‌های مکرر

آقای فولادوند کجا هستند؟ آیا شایعات مبنی بر دستگیری ایشان درست است؟
ایشان پس از یک دوره برنامه‌های علنی و آموزشی و تبلیغاتی انجمن پادشاهی، از سوی انجمن مرکزی به میهن فرا خوانده شدند که به فرزندان کورش و داریوش برای زدن ضربه نهایی به پیکر رژیم منحوس اسلامی بپیوندند.
شايعاتی که در مورد استاد پراکنده و پخش شده به هيج عنوان صحت ندارد. اين يکی از تاک تيک های شناخته شده ضد اطلاعاتی برای دستيابی اطلاعات در مورد افراد و محدوده اقامت آنها است. البته منظور اين نيست که هر کسی که اين شايعات را پراکنده ميکند عنصر و يا عامل رژيم است، بلکه منشاء اين شايعات رژيم است که افراد ساده و از همه جا بی خبر و احساساتی بقيه کار را انجام ميدهند. اين افراد ساده که تحت تاثير اينگونه شايعات قرار ميگيرند استاد فولادوند را خيلی سطحی ميشناسند و از توانائی های او در امور امنيتی و مبارزاتی آگاهی چندانی ندارند. تماس ايشان بنا به خواسته خودشان پس از ورود به ايران به خاطر مسائل امنيتی به کلی قطع شده ولی به هيچ عنوان گرفتار رژيم نشده اند.

آقای فولادوند چگونه به ایران رفتند؟
برای رساندن یک شخصیت سیاسی ضد رژیم اسلامی در آن زمان دو راه بیشتر نبود. یکم از طریق هوایی. این راه بسیار خطرناک بود زیرا در مرزهای ایران و در حریم هوایی ایران، رژیم میتوانست به راحتی این هواپیما را مورد حمله قرار دهد و استاد را نابود کند.
دوم از طریق زمینی و یا دریایی. برتری این راه بر راه هوایی این بود که دست کم در دورانی که سفر در کشورهای اروپایی انجام میشود، میتوان امنیت استاد را در پناه تبلیغات عمومی و نظارت وسایل ارتباط جمعی حفظ کرد. تنها سختی این راه قسمت آخر سفر یعنی نزدیکی‌های مرزهای ایران و کشور همسایه بود. این قسمت از سفر میبایست به صورت مخفی انجام شود. لازم به تذکر است که منظور از «مخفی» پنهان بودن حرکت استاد، هم از دید رژیم اسلامی و هم از دید کشورهای غربی و شرقی است.
برای رساندن استاد به میهن راه دوم انتخاب شد که با موفقیت نیز این حرکت به پایان رسید. استاد فولادوند در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۰۷ برابر با ۲۸ دی ماه ۶۳۷۰ وارد ایران شدند.

آیا از سلامتی ایشان خبر دارید؟
اطلاعاتی که در اختیار ما قرار دارد دلالت بر سلامت ایشان و یاران همراه ایشان (کورش لر و سیمرغ) میکند. شایعه عدم سلامت آنها تنها از سوی دشمنان سیاسی انجمن پادشاهی مطرح شده است. این شایعات معمولا با افزایش فعالیت «جنبش تندر» نیز افزایش میابد. اما در ماه های اخیر این شایعات دیگر تاثیری در روند رشد جنبش بوجود نیآورده است.

خانم رزیتا و آقای داریوش میگویند که استاد یک باره ارتباطش با دفتر لندن قطع شد. و این خود دلیل آن است که پس از تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۰۷ برای استاد اتفاقی افتاده است.
استاد و یاران همراه‌اش هیچگاه اهداف خود و گامهای بعدی را با دفتر لندن در میان نمیگذاشتند. اگر هم خبری برای خبرگزاری‌ها، و یا دستوری از سوی استاد برای دفتر لندن ابلاغ میشده است تنها برای رد گم کردن بوده است. این رویه از زمانی شدت گرفت که مشخص شد که اخبار حرکتهای استاد از طریق هم این دفتر به خارج نشت میکند.

گفته میشود که در ماه فوریه استاد فولادوند در یک زد و خورد در مرزهای غربی ایران یا دستگیر و یا کشته شده‌اند. آیا این خبر درست است؟
این خبر که بیشتر از سوی سلطنت طلبان شایع شده است مربوط به یک زد و خورد بین ارتش ایران و افراد حزب «پ ک ک» ترکیه بوده است. نشریات ترک و کرد لیست ۱۸ نفره‌ای که در این درگیری کشته شده‌اند را منتشر کردند که نه تنها اسم استاد در آن میان نبود، بلکه هیچ یک از هواداران انجمن نیز در این درگیری شرکت نداشته است.

چرا استاد فولادوند دست کم یک پیام صدا و تصویری همانند اوسامه بن‌لادن نمیدهد؟
امنیت استاد فولادوند به عهده انجمنهای «فرزندان کورش و داریوش» است. آنها هیچ گونه ریسکی در این زمینه انجام نمیدهند و برای خوشآیند کسی بی گدار به آب نمیزنند. وظیفه آنها نگهداری از استاد مانند نگین در انگشتری است.
رژیم نمیخواهد بداند که استاد در کدام خانه به سر میبرد، بلکه برای او کافی است که بداند استاد در کدام استان و یا شهر نگهداری میشود. به حرکتهای رژیم پس از ورود استاد به ایران توجه کنید. سرکوبها از آن زمان روز به روز شدت گرفته و همیشه همراه با خانه‌گردی به بهانه‌های مختلف بوده است. از جمع کردن بشقاب های ماهواره گرفته تا مبارزه با بد حجابی.
اوسامه بن‌لادن میتواند پیام صوتی و تصویری بدهد زیرا پشتیبانی کشور فلک زده ایران را دارد و پشتیبانی عربستان را دارد و بسیاری از محافل غربی و اروپایی نیز از موقعیت او خبر دارند و از او پشتیبانی میکنند. استاد فولادوند فقط پشتیبانی بچه‌های پاک ایران را دارند که اراده کرده‌اند ایران را با حضور استاد در میان خودشان آزاد کنند. شنوندگان رادیو انجمن و بینندگان تلویزیون انجمن باید تا آزادی ایران برای شنیدن پیام استاد فولادوند شکیبایی به خرج دهند.

آقای انصاری در یک گفتگو در تلویزیون گفت که استاد یا کشته شده است و یا دستگیر شده است. تا چه حد میشود به خبر ایشان اعتماد کرد؟
اگر رژیم او را کشته است و یا دستگیر کرده است، پس چرا اعلام نمیکند؟ از چه کسی رژیم رودربایستی دارد؟
در باره آقای انصاری و سخنانش در این زمینه، به مقاله چرا فولادوند باید بمیرد؟ توجه کنید.

گفته میشود که «فرمانده بهزاد» جاسوس رژیم بوده است و وظیفه او کشاندن استاد به ایران بوده است و او کوشیده است به این ترتیب خود را به استاد نزدیک کند و اعتماد او را جلب کند.
این شایعه بیشتر از سوی دشمنان زیرک تر انجمن و استاد، پخش میشود. هدف از این شایعه این است که حرکت انجمن پادشاهی و سازماندهی آن را محدود به یک رابطه «برنامه ساز تلویزیون» و هوادارانش که با دو تا کلک نمایشی گول هم میخورد نشان دهند. و دست آخر هم بگویند او هم یک چیزی شبیه به «هخا» بود و الحمدالله دیگر نیست.
نخست اینکه: فرمانده بهزاد تنها یکی از فرماندهان انجمن‌ها در ایران است که برای رهبری حرکت تندر برگزیده شده است. البته شایعه سازان به اینجا که میرسند میگویند «همه آنها هم از رژیم هستند».
دوم اینکه: استاد فولادوند از سوی انجمن مرکزی و انجمنها به داخل فرا خوانده شده است و دست کم انجمن مرکزی ایشان را گول نزده است.

در برنامه تلویزیونی XXX دختر و پسر آقای فولادوند (کیانوش و شراره) گفته‌اند که از ژانویه ۲۰۰۷ تا کنون از سلامتی پدر خود اطلاعی در دست ندارند. آیا این نشانه گرفتاری و یا کشته شدن استاد فولادوند نیست؟
دختر و پسر ایشان به احتمال زیاد درست میگویند و استاد نه مستقیم و نه غیر مستقیم با اعضای فامیل خود تماس گرفته‌اند. استاد فولادوند برای گردش تابستانی به سفر نرفته‌اند. مسئولیت حفاظت از استاد به عهده بچه‌های انجمن در میهن است و آنها حاضر نیستند کوچکترین ریسکی در این زمینه انجام بدهند. خانواده ایشان باید تا آزادسازی میهن به دست جوانان میهن شرایط کنونی را تحمل کنند.

در تارنمای persiansara.com عکس ماشین آسیب دیده استاد در ترکیه را نشان داده است. آیا واقعا ایشان در این ماشین کشته و یا دستگیر شده‌اند.
هم آنطور که در آن تارنما نیز نوشته شده است این عکس واقعی آن ماشین نیست (not an actual picture). اما یک اتومبیل که از سوی انجمن پادشاهی کرایه شده بود در ماه فوریه بدون سرنشین توسط پلیس راه ترکیه پیدا شده است. این خودرو توسط یاران انجمن در یکی از جاده‌ها رها شده بود. به گزارش پلیس هیچ گونه اثری از جراحت و یا صدمه جانی در آن دیده نشده است. لازم به تذکر است که استاد فولادوند در حرکت خود به سوی میهن هیچگاه وارد خاک ترکیه نشده‌اند.

در تارنمای persiansara.com به زبان انگلیسی خبر از یک جایزه ۲۵۰ هزار دلاری برای کسی داده است که از محل اقامت استاد فولادوند خبری ارایه دهد. این جایزه از سوی چه کسی داده میشود؟
ما هم نمیدانیم. اما ما از طریق تلویزیون اعلام کردیم که ما حاضر هستیم از محل اقامت استا فولادوند اطلاع بدهیم به شرط اینکه آن یک ملیون دلار جایزه در نزد یک وکیل بی طرف سپرده شود. تا کنون نه از تارنمای persiansara.com خبری به دست ما رسیده است و نه از جایزه گزاران احتمالی آن.

مطرح کردن یک جایزه برای اطلاع از محل استاد یک بلف تبلیعاتی برای پخش کردن شایعه هست و هیچ جنبه جدی ندارد.

اما برعکس جمهوری اسلامی حاضر هست بسیار بیشتر از این مبلغ برای پیدا کردن محل اختفای استاد بپردازد. رژیم خود بهتر میداند که استاد در اسارت او نیست. از این رو با هزینه کردن مبالغ زیاد و اجیر کردن مخالفین انجمن پادشاهی کوشش میکند به اطلاعات سری دست پیدا کند. اگر دوستداران ظاهری استاد قادر هستند یک ملیون دلار برای مرده او جمع آوری کنند چرا این یک ملیون دلار را برای زنده او که در مرزهای ایران از طریق تلویزیون میخواست آماده نکردند؟ و چرا این پول را برای سرنگونی رژیم خرج نمیکنند؟ مگر نمیگویید استاد را دوست دارید؟ پس این یک ملیون را خرج یک رسانه کنید که تمام روز نوارهای استاد را برای جوانان پخش میکند.

آیا بسته شدن تلویزیون YOUR TV نشانه ازهم پاشیدگی «انجمن پادشاهی» است؟
زندگی انجمن پادشاهی بستگی به باز بودن و یا بسته بودن هیچ رسانه‌ای ندارد. بلکه برعکس این انجمن پادشاهی است که مشخص میکند که در چه زمانی و از چه وسیله‌ای برای ترویج افکار خود استفاده کند.
فعالیتهای تبلیغاتی/ رسانه‌ای انجمن پادشاهی در برون مرز و برای درون مرز از پخش برنامه به روی HotBird در زمان پیش از انتخابات دور دوم خاتمی و برای برهم زدن این انتخابات آغاز شد. این تلویزیون پس از ۱۵ روز از سوی گردانندگان اروپایی آن بسته شد. پس از آن انجمن از طریق اینترنت چه به صورت رادیو و تلویزیون اینترنتی و چه از طریق استفاده از سرویسهای عمومی مانند پالتالک، برنامه‌های آموزشی و تبلیغی خود را پخش میکرد.
پس از آن برنامه های آموزشی و تبلیغاتی از طریق تل‌استار ۵ و ۱۲ و با همکاری یورتی‌وی به سوی ایران پخش میشد. در ماه آوریل امسال انجمن پادشاهی تصمیم گرفت که فعالیت تبلیغاتی/رسانه‌ای خود را به سوی ایران تقویت کند و از طریق ماهواره HotBird صدای خود را به ایران برساند.
انجمن پادشاهی مانند هر سازمان سیاسی و پویای دیگری کوشش میکند که بهترین و کاری‌ترین وسیله تبلیغاتی را در اختیار خود بگیرد. این وسیله‌ها همواره قابل تغییر و جایگزینی هستند.

Comments are closed.